- تمامی تشریفات صدور گواهینامه انجام شده
- از داستایوفسکی تا تنگۀ هرمز؛ تأملی در سخنان اخیر سیدمهدی میرباقری
- عوامل بروز انحرافات دینی در جوامع اسلامی
- میان میدان سیاست و مستطیل سبز؛ تیم ملی، قربانی یا فرصت؟
- سازمان اداری و استخدامی: پرداخت اضافه کاری به کارمندان متوقف نشده است
- اعتراف مجریهای «منوتو» به وضع نکبتبارشان
- دادستان کل کشور: در تمام دنیا مجازات جاسوسی بهویژه در شرایط جنگی سنگین است
- توافق ایران و آمریکا محتمل است ؟
- فتح سکوهای پاراوزنهبرداری جهان توسط بانوی ایرانی/ دو طلای ارزشمند در جیب حسینی
«بده – بستان» در مذاکرات به معنای «بدهیم برود» نیست ؛ دروغ فرقه پایداری را باور نکنید

عصر ایران ؛ جعفر محمدی – صریح و سریع می روم سراغ اصل مطلب:
در باب توافق یا عدم توافق با آمریکا ، دو گزاره نادرست ، پیش فرض برخی تصمیم سازان و تصمیم گیران شده است و چون، ماده اولیه تحلیل شان داده های غلط است، طبیعتاً خروجی تصمیم نیز، ناصواب و ای بسا فاجعه بار خواهد شد.
گزاره اول که گروه های مخالف مذاکره و توافق، مدام آن را تکرار می کنند و به عنوان یک واقعیت جا می زنند این است که شعار مرکزی حامیان موافقان توافق این است: «بدهیم برود»!
آنها ادعا می کنند: «ای مردم! در جریان باشید که حامیان توافق می گویند باید تمام دستاوردهایمان را تسلیم دشمن کنیم تا دست از سر ما بردارد. مثلاً باید صنعت هسته ای را کاملاً نابود کنیم و توان موشکی مان را به دست خودمان منهدم کنیم.»
بدیهی است هر ایرانیِ ایران دوستی، با شنیدن این توصیه، آن را در تضاد با امنیت ملی کشورش خواهد دانست چرا که تجربه کشورهایی مانند عراق و لیبی ثابت کرده است به محض این که دشمن خارجی مطمئن شود که توان دفاعی نداریم، با آسودگی بیشتری حمله خواهد کرد.
اگر ایران -که عملاً فاقد نیروی هوایی روز است- امروز موشک هایش را “بدهد برود” و فردا، جنگی علیه آن آغاز شود،، چگونه می تواند بدون موشک از خود دفاع کند؟ در همین جنگ اخیر نیز همین موشک ها باعث شدند کار به آتش بس برسد و الا، آمریکا و اسرائیل، هیچ ملاحظه و ترحمی برای عدم تبدیل ایران به غزه نداشتند.
بدهیم برود” چنان منفعلانه است که هیچ عقل سلیمی که با الفبای سیاست در “جهان جنگل وار امروز” آگاه است، نمی تواند آن را بپذیرد.
مخالفان توافق نیز درست روی همین عدم پذیرش عقلی حساب کرده و حامیان توافق را متهم می کنند که آنها می خواهند ایران توان دفاعی اش را بدهد برود.
واقعیت اما این است که شعار “بدهیم برود” جزو جعلیات مخالفان توافق است که افراد نزدیک به فرقه پایداری آن را به عنوان “اتهام” موافقان توافق، در بوق و کرنا کرده اند و رسانه هایی مانند صدا و سیمای جلیلی و جبلی هم به آن ضریب می دهند تا هر چه بیشتر به خورد خلق الله برود!
جریان های اصلی موافق توافق، هرگز نگفته اند “بدهیم برود”.
یادمان نمی رود که در برجام هم مخالفان داد و قال راه انداخته بودند که این ها صنعت هسته ای را “دادند رفت” و نابودش کردند ولی بعدها اصلا به روی خود نیاوردند که اگر صنعت هسته رفته و منهدم شده بود، پس چطور چرخ سانتریفیوژها چرخیدند و این اورانیوم ۶۰ درصد، چگونه غنی شد؟! (بماند که بعدها خودشان دنبال احیای همان برجام به اسم خودشان بودند و نتوانستند)
الان هم کسی نمی گوید صنعت هسته ای را بدهیم برود؛ بلکه سخن بر سر این است که از دستاوردهای هسته ای به عنوان “برگ برنده” استفاده کنیم. مثلاً اگر در مقابل ۴۴۰ کیلو اورانیوم غنی شده، تمام تحریم ها از بین برود، می توان آن را “داد” و این را “گرفت”؛ یا اگر بتوان غنی سازی را برای مدت معینی تعلیق کرد ولی در ازایش، پول های بلوکه شده ایران را بازگرداند و تحریم های سازمان ملل را لغو کرد، باز هم می توان آن را داد و این را گرفت. نام این، در هر معامله ای، “بده – بستان” است ، نه “بدهیم برود”.
حتماً اگر ترامپ یا هر کس دیگری بگوید شما غنی سازی را تعلیق کنید ولی در مقابلش چیزی نمی دهیم یا چیز با ارزشی نمی دهیم، عقل سلیم نمی پذیرد ولی اگر کفه داد و ستد، تا حد قابل قبولی به هم نزدیک باشد، می تواند به توافق رسید.
درباره توان موشکی نیز، هیچ کدام از جریان های داخلی موافق توافق نه تنها قائل به “بدهیم برود” نیستند بلکه قائل به “بده – بستان” هم نیستند، زیرا در وضعیت کنونی، هیچ چیزی وجود ندارد که آمریکا به ایران بدهد که ارزش دست کشیدن از موشک داشته باشد.
مثلاً اگر به فرض محال، ایران چند اسکادران اف – ۳۵ تحویل می گرفت، می شد در این باره به “بده – بستان” رسید ولی در حال حاضر که چنین تصوری محال است، هیچ ما به ازای بیرونی در برابر توان دفاعی موشکی وجود ندارد. به همین دلیل است که وقتی آمریکایی ها طرحی درباره مذاکرات موشکی به ایران فرستادند، وزیر خارجه ایران در همین دولت، نامه ای که حاوی طرح بود را باز نکرده پس فرستاد.
حتی درباره متحدان منطقه ای هم، موافقان توافق قائل به “بدهیم برود” نیستند و ادبیات شان این است که هر گونه توافقی باید مشتمل بر عدم تجاوز به ایران و همه متحدانش باشد.
همان طور که می بینید، هیچ کدام از جریان های اصلی حامی توافق، قائل به “بدهیم برود” نیستند ولی مخالفان توافق که منطقی در خور ندارند، ابتدا دروغی شاخدار به طرف مقابل می بندند و سپس آن دروغ خود ساخته را نقد می کنند؛ شگردی که هر چند نخ نما شده ولی هنوز کار می کند!
گزاره نادرست دوم اما به شکل غریبی با ادبیات رسانه هایی مانند ایران اینترنشنال شباهت دارد و آن، تمرکز بر گروهی از مردم و نادیده گرفتن بقیه است.
همان طور که از نگاه رسانه های مخالف جمهوری اسلامی، مردم عبارتند از مخالفان نظام، از نگاه مخالفان توافق نیز مردم ایران، خلاصه می شوند در کسانی که با هر گونه مذاکره و توافقی با آمریکا مخالف اند.
آنها حتی تجمعات شبانه مردم در حمایت از نظام را به مخالفت با توافق تفسیر و مصادره می کنند و سپس هر گونه مذاکره و توافقی را خلاف خواست “مردم ایران” می شمارند!
این در حالی است که در داخل ایران، هم موافق توافق وجود دارد و هم مخالفش؛ دولت حاکم طرفدارانی دارد و هم منتقدان و معارضانی ؛ نظام حاکم نیز هم حامی دارد و هم اپوزیسیون ؛ همه شان هم “مردم ایران” هستند و کسی حق ندارد، گروهی را نشان کند و بگوید فقط این ها مردم ایران اند و هر چه این ها بگویند می شود، حرف تمام مردم ایران!
بدیهی است هر تصمیمی که در جریان مذاکرات گرفته شود، در نهایت باید با اقناع عمومی و نه صرفاً ارضاء گروهی خاص همراه باشد و الا از کوتاه مدت گرفته تا دراز مدت، افکار عمومی با آن همراهی نخواهد کرد و خود این می شود آغاز مسأله و بحرانی جدید.
از این رو، تصمیم سازان و تصمیم گیران واقف باشند که اولاً “بده – بستان” هرگز به معنای “بدهیم برود” نیست و دست شان در این عرصه باز است که امتیازاتی بدهند و امتیازاتی بگیرند؛ حتی ممکن است امتیازی معادل ۶۰ بدهند و معادل ۴۰ بگیرند اما دستاورد دراز مدتش مانند تضمین توسعه اقتصادی کشور، آن ۴۰ را به ۴۰۰ و بلکه ۴۰۰۰ برساند. بنابراین، در محاسبات خود، نگاه کلان و دراز مدت داشته باشند.
ثانیاً ضمن ارج نهادن به همه گروه های مختلف مردم، معدلی از رضایت عمومی را ملاک عمل قرار دهند نه خوش آمد گروه های خاص را ؛ این حتماً به صواب نزدیک تر است و آینده سازتر.
تصمیم سازان و تصمیم گیران بدانند که حتی اگر در مذاکرات، آمریکا بپذیرد که خودش دست از توان هسته ای اش بردارد و کاخ سفید را حسینیه کند، باز هم گروهی آن را توافقی بد و خلاف خواست مردم خواهند دانست و رگ گردن کلفت خواهند کرد.
لذا توصیه جدی می شود که به صدای این گروه اندک در همان حد اقلیتی معدود در کنار ملتی ۹۰ میلیون نفری اهمیت قائل شوند و منطبق با خواست اکثریت و منافع ملی و آینده ایران، به توافق بیندیشند. در این صورت، صدای حمایت مردم، چنان بلند و قاطع خواهد بود که داد و قال “اقلیت همیشه طلبکار”، حتی به گوش خودشان هم نخواهد رسید.
- با سعدی در گلستان : امیدوار بوَد آدمى به خیرِ کسان / مرا به خیرِ تو امّید نیست، شر مرسان
- رای شورای امنیت به بررسی بازگشت تحریم ایران
- صادق زیباکلام بازداشت شد.
- از داستایوفسکی تا تنگۀ هرمز؛ تأملی در سخنان اخیر سیدمهدی میرباقری
- «شهر خوب، یافتنی نیست؛ ساختنی است»
- میان میدان سیاست و مستطیل سبز؛ تیم ملی، قربانی یا فرصت؟
- باهم بودن
- معنای واقعی بِده بِره !!!
- جریان نو؛ شورای شهر در عصر دیجیتال، فرصتهای از دست رفته »مهدی فخاریان امروزه در بسیاری از شهرهای کشور و جهان، شوراهای شهر با بهرهگیری از فناوریهای نوین توانستهاند سطح شفافیت، مشارکت شهروندان و پاسخگویی به افکار عمومی را به شکل چشمگیری افزایش دهند. در حالی که مدیریت شهری در قرن بیست و یکم به سمت حکمرانی هوشمند، دادهمحور و مشارکتی حرکت میکند، متأسفانه شورای اسلامی شهر ما هنوز فاصله قابل توجهی با این استانداردها دارد. شهروندان حق دارند بدانند نمایندگان منتخب آنان چه تصمیماتی اتخاذ میکنند، بودجههای شهری چگونه هزینه میشود، پروژهها در چه مرحلهای قرار دارند و هر عضو شورا چه عملکردی از خود بر جای گذاشته است. با این حال، دسترسی عمومی به اطلاعات، گزارشهای عملکردی و فرآیندهای تصمیمگیری شورا همچنان با محدودیتها و کاستیهای فراوان مواجه است. یکی از مهمترین ضعفهای موجود، فقدان یک سامانه جامع و بهروز اطلاعرسانی است. بسیاری از مصوبات، مذاکرات، گزارشهای مالی و وضعیت اجرای پروژههای شهری به شکلی که برای عموم شهروندان قابل دسترس و قابل فهم باشد منتشر نمیشود. در نتیجه، فاصله میان شورا و مردم روز به روز بیشتر شده و امکان نظارت عمومی کاهش یافته است. از سوی دیگر، ظرفیت شبکههای اجتماعی و ابزارهای ارتباطی نوین نیز به شکل مطلوب مورد استفاده قرار نگرفته است. در شرایطی که شهروندان انتظار دارند پرسشها، مطالبات و دغدغههای آنان به صورت مستقیم و شفاف شنیده شود، هنوز سازوکار مؤثر و نظاممندی برای دریافت، پیگیری و پاسخگویی به مطالبات مردمی وجود ندارد. شورای شهر میتوانست با راهاندازی سامانههای ثبت و پیگیری درخواستهای مردمی، برگزاری نظرسنجیهای عمومی درباره موضوعات مهم شهری، انتشار مستمر دادههای عملکردی و ایجاد داشبوردهای شفافیت، زمینه مشارکت واقعی مردم در اداره شهر را فراهم سازد؛ ظرفیتی که تاکنون بهطور کامل مورد استفاده قرار نگرفته است. در دنیای امروز، پاسخگویی تنها به حضور در جلسات یا ارائه گزارشهای محدود خلاصه نمیشود. شهروندان انتظار دارند در هر زمان بتوانند به اطلاعات مورد نیاز خود دسترسی داشته باشند، روند رسیدگی به درخواستهایشان را مشاهده کنند و آثار تصمیمات مدیران شهری را به صورت شفاف ارزیابی نمایند. «جریان نو» بر این باور است که شورای آینده باید شورایی شفاف، پاسخگو، هوشمند و در دسترس مردم باشد. ایجاد پورتال جامع شفافیت، انتشار عمومی اطلاعات مالی و اجرایی، راهاندازی سامانه مدیریت ارتباط با شهروندان، استفاده از هوش مصنوعی برای پاسخگویی به مطالبات عمومی و توسعه بسترهای مشارکت الکترونیکی از جمله اقداماتی است که میتواند اعتماد عمومی را احیا کرده و کیفیت حکمرانی شهری را ارتقا دهد. امروز بیش از هر زمان دیگری، شهر ما به نگاهی نو، مدیریتی نو و رویکردی نو در عرصه شورا و مدیریت شهری نیاز دارد. شهروندان شایسته شورایی هستند که نهتنها برای مردم تصمیم بگیرد، بلکه با مردم و در برابر مردم پاسخگو باشد.
- پایان یک دوره آغاز یک مطالبه؛ ضرورت بازنگری در حکمرانی محلی سمنان


