امروز شنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۵
تورم

بحران معیشت در گرداب تورم و جنگ

برای خروج از این بحران، راهی جز ثبات سیاسی، مدیریت واقع‌بینانه انتظارات تورمی و بازتعریف اساسی سیاست‌های حمایتی وجود ندارد.
کد خبر: 28554
زمان انتشار: ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۸:۵۴ بعد از ظهر -
18 بازدید

بحران معیشت در گرداب تورم و جنگ

» علی اکبر مختاری

سال‌هاست که اقتصاد ایران با تورم مزمن دست‌و‌پنجه نرم می‌کند، اما آنچه این‌روز‌ها در بازار جریان دارد، دیگر یک بحران عادی نیست فروپاشی خاموش قدرت خرید در طبقه پایین جامعه است. جایی که نه خبری از پس‌انداز است، نه توانی برای خرید مایحتاج اولیه. خانواده‌هایی که دیگر نمی‌توانند مایحتاج اولیه خود را تأمین کنند، کالاهای ساده‌ای که یک‌ شبه تبدیل به آرزوی محال می‌شوند، و چشم‌اندازی تاریک که کارشناسان نسبت به آن هشدار می‌دهند. با تکیه بر داده‌ها و آمارهای رسمی مراجع معتبر مانند بانک مرکزی، مرکز آمار ایران، این تصویر نه اغراق، که بازتاب دقیق واقعیتی تلخ است واقعیتی که آمار، گواهی محکم بر صحت آن است.

 

بانک‌ مرکزی در فروردین‌ماه ۱۴۰۵، نرخ تورم سالانه را ۵۰.۶ درصداعلام کرد و مرکز آمار ایران رقم ۵۳.۷ درصدرا گزارش نمود. شاخص بهای کالاها و خدمات مصرفی در مناطق شهری نسبت به ماه مشابه سال قبل ۶۷ درصدافزایش یافت. این ارقام گرچه خود فاجعه ‌بارند، اما درد اصلی در جایی خودنمایی می‌کند که برخی اقلام خوراکی افزایش‌های کم سابقه ای را تجربه کرده‌اند. تورم نقطه‌به‌نقطه روغن‌ها و چربی‌ها به ۲۳۳.۶ درصدرسیده که بالاترین رقم در میان تمام گروه‌هاست. گوشت قرمز و سفید با ۱۴۰.۹ درصد، نان و غلات با ۱۳۸.۹ درصد و لبنیات با ۱۲۷.۳ درصد از دیگر اقلام با جهش قیمتی بی‌سابقه هستند. بنابراین آنچه اعداد و ارقام در تورم کل و تورم خوراکی ها می گویند نشان از بحرانی است که سفره مردم را نشانه رفته است. در مقابل باتوجه به میزان کاهش ارزش ریال، ارزش کالا برگ حمایتی در مقابل طوفان افزایش قیمتها بسیار ناچیز می نماید.

با توجه به آمار موجود تصویری تکان‌دهنده از وضعیت معیشت طبقه پایین در ایران ترسیم میشود. تورم سالانه بیش از ۵۰ درصد، تورم خوراکی‌ها بالاتر از ۱۱۵ درصد، خط فقری که در ۱۰ سال بیش از ۱۲۰۰ درصد رشد کرده، و جمعیت ۳۰ میلیونی زیر خط فقر، دیگر حب و بغض شخصی یا گزارش احساسی نیستند، داده‌های رسمی منتشرشده توسط مراجع معتبر هستند و نمی توان واقعیت عریان را کتمان کرد.

برای خروج از این بحران، راهی جز ثبات سیاسی، مدیریت واقع‌بینانه انتظارات تورمی و بازتعریف اساسی سیاست‌های حمایتی وجود ندارد سیاست‌هایی که نه از سرِ ناچاری، که بر پایه آمار و داده‌های روشن تدوین شوند. در غیر این صورت، به زودی مجبور خواهیم بود با شرایطی تلخ‌تر و خطرناک‌تر روبرو شویم.

اشتراک گذاری
 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *