- تمامی تشریفات صدور گواهینامه انجام شده
- از داستایوفسکی تا تنگۀ هرمز؛ تأملی در سخنان اخیر سیدمهدی میرباقری
- عوامل بروز انحرافات دینی در جوامع اسلامی
- میان میدان سیاست و مستطیل سبز؛ تیم ملی، قربانی یا فرصت؟
- سازمان اداری و استخدامی: پرداخت اضافه کاری به کارمندان متوقف نشده است
- اعتراف مجریهای «منوتو» به وضع نکبتبارشان
- دادستان کل کشور: در تمام دنیا مجازات جاسوسی بهویژه در شرایط جنگی سنگین است
- توافق ایران و آمریکا محتمل است ؟
- فتح سکوهای پاراوزنهبرداری جهان توسط بانوی ایرانی/ دو طلای ارزشمند در جیب حسینی
رضایی و مصلحتاندیشی معکوس
اظهارات نسنجیده سخنگوی کمیسیون امنیت ملی درباره پاکستان، نه تنها کمکی به منافع ملی نکرد، بلکه به یک بحران دیپلماتیکِ خانگی دامن زد.
کد خبر:
28431
زمان انتشار:
۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۲۱:۰۱ بعد از ظهر -
78 بازدید

ابراهیم رضایی، سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی، روز گذشته در شبکه اجتماعی ایکس (توییتر سابق) متنی منتشر کرد که حالا نه تنها در محافل سیاسی ایران، بلکه در رسانههای پاکستان هم به یک جنجال تمامعیار تبدیل شده است. او در این توییت نوشت: «پاکستان دوست و همسایه خوب ماست اما واسطه مناسبی برای مذاکرات نیست و اعتبار لازم را برای واسطهگری ندارد. آنها همیشه در مصلحت ترامپ را در نظر میگیرند و بر خلاف میل آمریکاییها حرفی نمیزنند.»
در نگاه اول شاید این جمله یک «نظر شخصی» به نظر برسد، اما وقتی از زبان سخنگوی کمیسیون امنیت ملی مجلس ادا میشود، وزن و بار دیپلماتیک پیدا میکند. آقای رضایی به عنوان سخنگو، قرار است مواضع جمعیِ این کمیسیون حساس را بازتاب دهد، نه اینکه با یک توییت، یک کشور همسایه را تحقیر کند. متأسفانه او یا فراموش کرده یا بیاعتنا به این واقعیت است که هر حرفی را نمیشود در هر جایگاهی زد. نتیجه دقایقی بعد مشخص شد: خبرنگاران و رسانههای پاکستانی با حساسیت بالا، این اظهارات را پوشش دادند و در اقدامی عجیب، برخی از آنها آقای رضایی را با عنوان «سخنگوی شورای امنیت ملی ایران» معرفی کردند. یعنی نه یک سخنگوی کمیسیون مجلس، بلکه یک مقام رسمی در سطح حساسترین نهاد امنیتی کشور. این اشتباه رسانههای پاکستانی، خود نشان میدهد که اظهارات آقای رضایی چقدر شفافیت لازم را نداشته و جای سوءبرداشت باقی گذاشته است.
سه ضربه بزرگ به منافع ملی از یک توییت سخنگو:
اول؛ تضعیف اعتماد همسایه شرقی:
پاکستان در سالهای اخیر بارها در موضوعات منطقهای مثل افغانستان، مذاکرات صلح و حتی موضوع غزه، تلاش کرده خود را به عنوان یک بازیگر مستقل نشان دهد. چه بخواهیم چه نخواهیم، اسلامآباد همسایهای است که با ایران مرز طولانی دارد و در بسیاری از پروندههای امنیتی مثل مقابله با تروریسم و مبارزه با قاچاق، ناگزیر به همکاری با او هستیم. یک اظهارنظر نسنجیده از سوی سخنگوی کمیسیون امنیت ملی، میتواند ماهها تلاش دیپلماتیک را نقش بر آب کند.
دوم؛ ایجاد اختلال در سیاست خارجی دولت:
دستگاه دیپلماسی ایران در مقطع حساس کنونی، درگیر پروندههای متعددی است؛ از مذاکرات هستهای و رفع تحریمها گرفته تا تنشزاییهای رژیم صهیونیستی و بحرانهای منطقه. در چنین شرایطی، وقتی سخنگوی یک کمیسیون کلیدی مجلس دقیقاً برعکس مواضع اصولی وزارت خارجه حرف میزند، عملاً به تیم مذاکرهکننده ضربه زده است. اگر پاکستان واسطه «بیاعتبار» است، پس چرا سالهاست که در بسیاری از کانالهای دیپلماتیک غیررسمی، نقش تسهیلگر را ایفا کرده است؟ آقای رضایی برای چنین ادعای بزرگی مدرکی ارائه نداده و صرفاً با برداشت شخصی از «مصلحت ترامپ»، یک کشور همسایه را تحقیر کرده است.
سوم؛ تبدیل شدن به سوژه رسانههای رقیب:
نکته تأسفبار این است که همین توییت کوتاه، دستمایه رسانههای فارسی زبان معاند و همچنین شبکههای خبری پاکستانی شد که با آب و تاب تمام، آن را «توهین رسمی ایران به پاکستان» جا زدند. حالا وزارت خارجه ایران باید وقت و انرژی بگذارد و شاید مجبور شود به طور رسمی موضعگیری کند که «نظر آقای رضایی شخصی است و ربطی به سیاست جمهوری اسلامی ندارد». این یعنی یک سخنگوی مجلس با یک اظهارنظر عجولانه، دستگاه دیپلماسی را در موضع دفاعی و تکذیبگونه قرار داده است.
آقای رضایی؛ سخنگو هستید یا فعال توییتر؟
کسی توقع ندارد که یک سخنگوی مجلس همه چیز را تأیید کند. نقد عملکرد دیپلماتیک پاکستان یا هر کشور دیگر کاملاً ممکن است، اما در قالب تحلیل کارشناسی، در محافل تخصصی و با ذکر مستندات. اما اعلام صریح اینکه یک کشور همسایه «اعتبار ندارد» و «بر خلاف میل آمریکاییها حرف نمیزند»، نه تحلیل است، نه نقد منصفانه. این اظهار نظر، بیشتر شبیه یک بیانیه سیاسی غیرمسئولانه است که از دهان یک فعال رسانهای در میآید، نه از زبان سخنگوی کمیسیون امنیت ملی مجلس.
واقعیت تلخ: سیاست خارجی جای کارهای فردی نیست
این اتفاق یک بار دیگر ثابت کرد که در جمهوری اسلامی، متأسفانه هنوز یک «هماهنگی بیندستگاهی» معنادار بین مجلس، دولت و شورای عالی امنیت ملی شکل نگرفته است. هرکس به نام خودش حرف میزند، منافع حزبی و گروهی را بر منافع ملی ترجیح میدهد و وقتی سخنگوی یک کمیسیون حساس، این خط قرمز را هم نادیده میگیرد، بعد باید دیپلماتهای حرفهای با دست و پنجه نرم کردن با رسانهها و تماسهای تلفنی، آتش به پا شده را خاموش کنند.
منبع خبر: پیامگوی سمنان
اخبار مرتبط
- با سعدی در گلستان : امیدوار بوَد آدمى به خیرِ کسان / مرا به خیرِ تو امّید نیست، شر مرسان
- از داستایوفسکی تا تنگۀ هرمز؛ تأملی در سخنان اخیر سیدمهدی میرباقری
- «شهر خوب، یافتنی نیست؛ ساختنی است»
- میان میدان سیاست و مستطیل سبز؛ تیم ملی، قربانی یا فرصت؟
- معنای واقعی بِده بِره !!!
- جریان نو؛ شورای شهر در عصر دیجیتال، فرصتهای از دست رفته »مهدی فخاریان امروزه در بسیاری از شهرهای کشور و جهان، شوراهای شهر با بهرهگیری از فناوریهای نوین توانستهاند سطح شفافیت، مشارکت شهروندان و پاسخگویی به افکار عمومی را به شکل چشمگیری افزایش دهند. در حالی که مدیریت شهری در قرن بیست و یکم به سمت حکمرانی هوشمند، دادهمحور و مشارکتی حرکت میکند، متأسفانه شورای اسلامی شهر ما هنوز فاصله قابل توجهی با این استانداردها دارد. شهروندان حق دارند بدانند نمایندگان منتخب آنان چه تصمیماتی اتخاذ میکنند، بودجههای شهری چگونه هزینه میشود، پروژهها در چه مرحلهای قرار دارند و هر عضو شورا چه عملکردی از خود بر جای گذاشته است. با این حال، دسترسی عمومی به اطلاعات، گزارشهای عملکردی و فرآیندهای تصمیمگیری شورا همچنان با محدودیتها و کاستیهای فراوان مواجه است. یکی از مهمترین ضعفهای موجود، فقدان یک سامانه جامع و بهروز اطلاعرسانی است. بسیاری از مصوبات، مذاکرات، گزارشهای مالی و وضعیت اجرای پروژههای شهری به شکلی که برای عموم شهروندان قابل دسترس و قابل فهم باشد منتشر نمیشود. در نتیجه، فاصله میان شورا و مردم روز به روز بیشتر شده و امکان نظارت عمومی کاهش یافته است. از سوی دیگر، ظرفیت شبکههای اجتماعی و ابزارهای ارتباطی نوین نیز به شکل مطلوب مورد استفاده قرار نگرفته است. در شرایطی که شهروندان انتظار دارند پرسشها، مطالبات و دغدغههای آنان به صورت مستقیم و شفاف شنیده شود، هنوز سازوکار مؤثر و نظاممندی برای دریافت، پیگیری و پاسخگویی به مطالبات مردمی وجود ندارد. شورای شهر میتوانست با راهاندازی سامانههای ثبت و پیگیری درخواستهای مردمی، برگزاری نظرسنجیهای عمومی درباره موضوعات مهم شهری، انتشار مستمر دادههای عملکردی و ایجاد داشبوردهای شفافیت، زمینه مشارکت واقعی مردم در اداره شهر را فراهم سازد؛ ظرفیتی که تاکنون بهطور کامل مورد استفاده قرار نگرفته است. در دنیای امروز، پاسخگویی تنها به حضور در جلسات یا ارائه گزارشهای محدود خلاصه نمیشود. شهروندان انتظار دارند در هر زمان بتوانند به اطلاعات مورد نیاز خود دسترسی داشته باشند، روند رسیدگی به درخواستهایشان را مشاهده کنند و آثار تصمیمات مدیران شهری را به صورت شفاف ارزیابی نمایند. «جریان نو» بر این باور است که شورای آینده باید شورایی شفاف، پاسخگو، هوشمند و در دسترس مردم باشد. ایجاد پورتال جامع شفافیت، انتشار عمومی اطلاعات مالی و اجرایی، راهاندازی سامانه مدیریت ارتباط با شهروندان، استفاده از هوش مصنوعی برای پاسخگویی به مطالبات عمومی و توسعه بسترهای مشارکت الکترونیکی از جمله اقداماتی است که میتواند اعتماد عمومی را احیا کرده و کیفیت حکمرانی شهری را ارتقا دهد. امروز بیش از هر زمان دیگری، شهر ما به نگاهی نو، مدیریتی نو و رویکردی نو در عرصه شورا و مدیریت شهری نیاز دارد. شهروندان شایسته شورایی هستند که نهتنها برای مردم تصمیم بگیرد، بلکه با مردم و در برابر مردم پاسخگو باشد.
- پایان یک دوره آغاز یک مطالبه؛ ضرورت بازنگری در حکمرانی محلی سمنان
- سکوت نتانیاهو درباره توافق با ایران شکست
- آبگرم سمنان؛ نیمقرن مطالبه، بیست کیلومتر راه، و سکوتی که ادامه دارد
- فتح سکوهای پاراوزنهبرداری جهان توسط بانوی ایرانی/ دو طلای ارزشمند در جیب حسینی


