امروز شنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۵
یادداشت روز به قلم سید رضا هاشمی؛

دلایل اصلی لغو کنسرت همایون شجریان در میدان آزادی !

یکی از معیارهای سنجش پیشرفت کشورها شادی و شادکامی مردم آن کشور است. این معیار اصلی ملت برای اندازه گیری پیشرفت، شادکامی خواهد بود و نه تولید فقط صنعت و تجارت و تولید ناخالص ملی!
کد خبر: 26775
زمان انتشار: ۱۶ شهریور ۱۴۰۴ - ۱۵:۱۳ بعد از ظهر -
1206 بازدید

یادداشت روز به قلم سید رضا هاشمی؛

دلایل اصلی لغو کنسرت همایون شجریان در میدان آزادی !

یکی از معیارهای سنجش پیشرفت کشورها شادی و شادکامی مردم آن کشور است. این معیار اصلی ملت برای اندازه گیری پیشرفت، شادکامی خواهد بود و نه تولید فقط صنعت و تجارت و تولید ناخالص ملی!
مولفه های اصلی سیاست شادکامی را می توان به عنوان نتیجه اقدامات حکومت و جامعه و مردم به شرح ذیل فهرست کرد:
حکمرانی خوب و استقرار دموکراسی
توسعه اجتماعی
توسعه اقتصادی عادلانه و با ثبات
صیانت از محیط زیست
صیانت از فرهنگ
ولی ما مردم ایران در چه وضعیتی هستیم؟
جامعه ایران در دوران معاصر مسیر پر فراز و فرودی را برای دستیابی به شادکامی پیموده؛ ولی هم‌چنان در عمل همانند برگزاری یک کنسرت ساده تلخ‌کام باقی مانده است. تاریخ مقابله با شادی مردم که به مثابه ترمزی بر سر راه توسعه‌ یافتگی عمل کرده و دوگانه‌های تئوریکی که نتوانسته‌اند به فصل مشترکی از همکاری دولت و ملت تبدیل شوند. در این میان اگر چه حکومت‌ها در بسیاری از موارد کوشیده اند تا با اتکا به قدرت فائقه این جدال‌ها را به نفع یک‌طرف خاتمه دهند، ولی واقعیت این‌‌ است که تداوم بحران‌ها و ناکارآمدی‌ها از شکستی فاحش در پایان‌ بخشیدن به این نزاع‌های تاریخی حکایت دارد.
تعطیلی یک کنسرت موسیقی در درون خود پیامهایی دارد
الف: تقابل دردناک شرع و عرف جامعه که همواره و هم‌چنان از دوران مشروطه تاکنون به قوت خود باقی‌است. هر چند که در دوره پهلوی‌ها غلبه با عرف و پس از انقلاب چیرگی با شرع بوده است. تداوم روندی فرسایشی بدون دستیابی به تلفیق کارآمدی میان شرع و عرف، که شهروندان را دچار نوعی دوگانگی شخصیتی و جامعه را دچار نوعی صف آرایی کاذب بر سر چگونه زیستن ساخته است. اگر شادکامی را نوعی رضایت‌مندی از نحوه زیست‌جمعی در سایه تلفیقی کارآمد از سنت و مدرنیته بدانیم، روشن است که تاکنون از دستیابی به آن ناتوان بوده‌ایم.
ب: تقابل امت و ملت:
پیام دیگر لغو کنسرت، تداوم جدال امت و ملت است. از حدود چهار‌ دهه پیش ما وارد چالشی میان وابستگی به امت اسلام یا ملت ایران شده ایم. دل سپردن به هر کدام هم البته پیامدهایی داشته است. این‌که باید توجه تصمیم سازان صرفا معطوف به تحولات دنیای اسلام باشد یا باید بیشتر مسائل توسعه کشور مورد عنایت قرار گیرد، از جمله مهم ترین مباحث ایران پس از انقلاب بوده اند. واقعیت این‌است که در همه این سال‌ها هم تلاشی از سوی حکومت برای توجیه افکار عمومی جهت کاهش ابعاد این نزاع صورت نگرفته است. اکنون شاید اندکی روشن شده باشد که به دلیل کمبود منابع به ناچار باید به سوی نوعی اولویت بندی در این زمینه حرکت کنیم
ج: دعوای اسلام و غرب
لغو کنسرت شجریان پیام سومی هم دارد و آن ادامه دادن دعوای بین اسلام و غرب است. پس از آن‌که انقلاب اسلامی، ایران و غرب را به عنوان دو رویکرد متضاد و دشمن ترسیم کرد، در عمل امکان برقراری دیالوگ میان این دو تمدن از میان رفت. موسیقی به نوعی غربی و ولنگاری و مقدمه بی حجابی و …. تعبیر شد. از آن پس بود که این رویکرد ‌ها خود را صرفا با عینک تیره نگریستند. همه دستاوردهای غربی از جمله دموکراسی، احزاب، رسانه‌ها، تشکل‌های مدنی و سبک زندگی با بدبینی دینی و ایدئولوژیک نگریسته شده و زیست فردی و جمعی شهروندان به شدت از سوی حکومت مورد نظارت قرار گرفت. مداخله‌ای که موجبات کاهش جدی رضایت‌مندی در میان ایرانیان را فراهم آورده است.
د: تقابل جبر و اختیار
پیام چهارم لغو کنسرت شجریان در میدان آزادی مقابله انتصاب و انتخاب و اختیار و جبر حکومت بود. این نزاع تقابل همان ادامه تقابل میان ولایت و وکالت است که بعضی حکومت را ولی مردم می دانند و بعضی حکومت را وکیل مردم تلقی می کنند. چالشی بر سر نقش‌آفرینی مردم در اموری هم‌چون قانون‌گذاری، شرکت در انتخابات، و تعیین نوع نظام سیاسی، در مواجهه با دیدگاهی که قانون را فرابشری، انتخابات را کنترل شده، و حکومت را الهی می‌داند. واقعیت این است که هم اکنون و با گذشت بیش از چهاردهه از انقلاب، احساس بی‌قدرتی شهروندان از ایجاد تغییرات معنادار به دلیل تودرتویی نهادی، کاهش قدرت نهادهای انتخابی، و عقب ماندن نظام سیاسی از تحولات پرشتاب اجتماعی به کانون نارضایتی‌های جمعی تبدیل شده است.
لغو کنسرت ها و برنامه های شادی بخش مردم، هیچ نتیجه ای جز تعمیق فاصله تصمیم گیران با مردم ایران ندارد و اگر به فکر حفظ انسجام هستیم، باید از تعمیق و مخالفت با خواست عمومی مردم با دولت پرهیز کنیم.

 

اشتراک گذاری
 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *