- تمامی تشریفات صدور گواهینامه انجام شده
- از داستایوفسکی تا تنگۀ هرمز؛ تأملی در سخنان اخیر سیدمهدی میرباقری
- عوامل بروز انحرافات دینی در جوامع اسلامی
- میان میدان سیاست و مستطیل سبز؛ تیم ملی، قربانی یا فرصت؟
- سازمان اداری و استخدامی: پرداخت اضافه کاری به کارمندان متوقف نشده است
- اعتراف مجریهای «منوتو» به وضع نکبتبارشان
- دادستان کل کشور: در تمام دنیا مجازات جاسوسی بهویژه در شرایط جنگی سنگین است
- توافق ایران و آمریکا محتمل است ؟
- فتح سکوهای پاراوزنهبرداری جهان توسط بانوی ایرانی/ دو طلای ارزشمند در جیب حسینی
پایگاه قهرمانی یا انبار آهنپاره؟ میلیاردها تومان خرج شد تا ورزشکار تحقیر شود؟!

یادداشت روز؛
پایگاه قهرمانی یا انبار آهنپاره؟ میلیاردها تومان خرج شد تا ورزشکار تحقیر شود؟!
اگر روزی راهتان به پایگاه قهرمانی ادارهکل ورزش و جوانان استان سمنان افتاد بعد از زمین خاکی (چمن سابق تختی)، نه با شکوه یک مرکز تمرین حرفهای، بلکه با تلی از تردمیلهای خراب، دستگاههای شکسته، سالن چرک و فضای آزاردهنده مواجه میشوید. فضایی که نهتنها الهامبخش نیست، بلکه توهینی است به شأن ورزشکاران، مربیان و هر کسی که هنوز به توسعه ورزش این استان دل بسته است.
اینجا جاییست که می بایست میلیاردها تومان بودجه طی سالهای گذشته به اسم “توسعه ورزش قهرمانی” تزریق می شد، اما نه از قهرمانی خبری هست، نه از توسعه. دستگاهها زنگ زده و خراب ، برقها قطع، تهویه خراب، و سطل زباله پرتر از طومارهای حمایتی است. این همان جاییست که باید محل پرورش استعدادهای المپیکی باشد؟ یا پستوخانهای برای دفن پولهای بیصاحب بیتالمال؟
استاندار محترم، آیا واقعاً رویتان میشود این مکان را به رئیسجمهور نشان دهید؟
سؤال اصلی اینجاست: بودجه میلیاردی ورزش استان کجا خرج میشود؟ پایگاه قهرمانی امروز، آینهی تمامنمای سوءمدیریت، تاراج منابع و بیخیالی مزمن مدیرانی است که یا ناتواناند یا درگیر مصلحتسنجیهای باندی. چرا باید جوان ورزشکار ما، در چنین شرایط تحقیرآمیزی تمرین کند، در حالی که فاکتورهای میلیاردی، یکی پس از دیگری امضا میشوند؟
چه کسی پاسخ میدهد؟ مدیرکلی که فقط جلسه میرود و از بوی واقعیت در محیط ورزش استان فراریست؟ یا معاون ورزشیای که ورزشکار نمیشناسد، اما در چینش هیاتها وجهت دهی پولهای بیتالمال به هیاتهای خاص نفر اول است؟
و شما جناب استاندار، که قرار است در آستانه سفر هیات دولت، میزبان رئیسجمهور باشید…
آیا جرأت میکنید این پایگاه قهرمانی را نشان دهید؟ یا باز هم تابلوهای خشکچسب و قاب عکسهای همیشگی را آماده کردهاید برای گزارشسازی؟
حرف آخر
اینهمه بودجه، اینهمه عنوان، اینهمه شعار… و در نهایت، سالنهایی که از فرط خجالت، باید خاموش بمانند.
ورزشکارانی که یا مهاجرت میکنند، یا دلزده میشوند، یا با سکوت، تحقیر را قورت میدهند.
و مدیریتی که پشت ویترین مناسبات اداری پنهان شده، بیهیچ پاسخ، بیهیچ شرم.
آقایان! اگر نمیتوانید، اگر نمیخواهید، فقط کنار بروید. این صندلیها سهم هیچ باندی نیست. امانتاند. و امروز، این امانت لگدمال شده است.


