- تمامی تشریفات صدور گواهینامه انجام شده
- از داستایوفسکی تا تنگۀ هرمز؛ تأملی در سخنان اخیر سیدمهدی میرباقری
- عوامل بروز انحرافات دینی در جوامع اسلامی
- میان میدان سیاست و مستطیل سبز؛ تیم ملی، قربانی یا فرصت؟
- سازمان اداری و استخدامی: پرداخت اضافه کاری به کارمندان متوقف نشده است
- اعتراف مجریهای «منوتو» به وضع نکبتبارشان
- دادستان کل کشور: در تمام دنیا مجازات جاسوسی بهویژه در شرایط جنگی سنگین است
- توافق ایران و آمریکا محتمل است ؟
- فتح سکوهای پاراوزنهبرداری جهان توسط بانوی ایرانی/ دو طلای ارزشمند در جیب حسینی
جهنم… حال بد ته ندارد!!

یادداشت روز به قلم علی سماکوش؛
جهنم… حال بد ته ندارد!!
جورج زیمل، جامعه شناس شهیر آلمانى مى گوید که زندگى دو وجه دارد؛
یکى در زندگى بیشتر، یعنى آدمى تلاش مى کند تا بیشتر زنده بماند،بیشتر نفس بکشد و عمر کند و در برابر مرگ مقاومت کند، بیشتر بخورد و از هر آنچه موهبت و نعمت زندگى است بیشتر داشته باشد.
وجه دیگر آدمى، اما بیشتر از زندگى، خواستن است. بیشتر از ماندن، بودن، تنفس کردن و لذت بردن.
بیشتر اززندگى، یعنى معنا، خلاقیت و اخلاقى که آدمى را از حیث روانى غنى تر کند و عمق ببخشد. همواره بین در زندگى بیشتر، و دربیشتر از مرز بین این زندگى، کشمکشى وجود دارد که تنش زاست.
آدمى، مدام به یافتن یا ساختن معنایى چنگ مى زند تا فراتر از بودن خود بایستد؛ جایى که فقط استقرار در زندگى نباشد، اعتلاى آن هم باشد؛ هر آن چیزى که خلاقیت و آدمیت آدمى را ممکن و محقق کند.
زیمل معتقد است که دربیشتر از زندگى، چیزى تحمیل شده بر انسان و زندگى نیست، بلکه کیفیت ذاتى زندگى است. زندگى به تعبیر زیمل، تمایل خاصى دارد که هستى هایى خلق کند که بیشتر از زندگى اند؛ از خود فراتر رفتن و زیستى زاینده آفریدن.
به گمانم لازمه در بیشتر از زندگى، خواستن، فهم بیشتر آن است. در این فهم لذتى غنى نهفته؛ لذت رشد و رشد به آنهایى براى لذت بردن تا زندگى کردن از حفظ بقا به حیطه ارتقا بالا آمده و غنى تر شود.
قاب تصویری جامعه ما ، تصویرى ناب از تفاوت نسلى است که تمایز نسل ایدئولوژى و تکنولوژى را بازنمایى می کند…
نسل جدید شور زندگى در سر دارد، محصور و مسحور درانقیادهاى عقیدتى نمى شود و زخم به زخم، تاریخ خودرا مى سازد. نسلى که سیاست و دیانت را نه در آرمانهاى ناکجا آبادى، که در آباد کردن زیست خود جستجو مى کند…در ساحت زندگى…جایى که سیاست در خدمت زندگى واقعی است نه آرمانى اتوپیایى.براى او هر چیز که علیه زندگى باشد، بازدارندگی است.
او نسل پرسش است . در جستجوى حقیقت براى چگونه زیستن های انضمامى نه فقط زیستن هاى انتزاعى …
او به سجده نمى افتد تا زمانی که خدا را با خرد و ایمان درون بپذیرد.تا دین را نه در آیین ومسلک کهن که در آینه جان و جهان مدرن، محک بزند…
بدون پاسخ به پرسش هایش، نمى توان توقع پرستش از او داشت.او دیگر گوش به فرمان نیست، چشم به برهان است.
خدا در نسل جدید پرسیده مى شود تا پرستیده شود. امروزه شاهد شو جدید از جهنم و بهشت سازی های سطحی هستیم…در شهر فومن استان گیلان.
این نه بازسازى جهنم که بازنمایى جهانی است که در آن زیست مى کنیم.شبیه سازى نیست، شمایلى از جامعه جهنمى ماست.
اینجا آتش حسرت یک زندگى معمولى، خود جهان مردم را جهنم کرده، به این بازى ها نیازى نیست..!ما به ﺷب نشینى در جهنم عادت داریم .جای خدای رحمان خالی است…
- لزوم تقویت قدرت خرید خانوارها در برابر تورمِ نجومی پیش از آغاز تابستان
- با سعدی در گلستان : امیدوار بوَد آدمى به خیرِ کسان / مرا به خیرِ تو امّید نیست، شر مرسان
- رای شورای امنیت به بررسی بازگشت تحریم ایران
- صادق زیباکلام بازداشت شد.
- از داستایوفسکی تا تنگۀ هرمز؛ تأملی در سخنان اخیر سیدمهدی میرباقری
- پزشکیان: رهبر شهید تاکید داشتند مساله نه جنگ نه صلح را باید حل کرد
- عوامل بروز انحرافات دینی در جوامع اسلامی
- «شهر خوب، یافتنی نیست؛ ساختنی است»
- میان میدان سیاست و مستطیل سبز؛ تیم ملی، قربانی یا فرصت؟
- باهم بودن


