امروز سه شنبه ۲۴ شهریور ۱۴۰۵
یادداشت روز به قلم روح اله ساعدی؛

روز بازنشستگی و دغدغه هایی که همچنان باقیست!

روزهای پایانی ماه ذیحجه علاوه بر برخی مناسبت های مهم مذهبی، روز تجلیل از خانواده و  بازنشستگی هم بود و در سطح نقاط مختلف استان در مقام تکریم و تجلیل از آنها برنامه هایی برگزار گردید
کد خبر: 16417
زمان انتشار: ۲۷ تیر ۱۴۰۲ - ۱۵:۵۶ بعد از ظهر -
190 بازدید

یادداشت روز به قلم روح اله ساعدی؛

روز بازنشستگی و دغدغه هایی که همچنان باقیست!

روزهای پایانی ماه ذیحجه علاوه بر برخی مناسبت های مهم مذهبی، روز تجلیل از خانواده و  بازنشستگی هم بود و در سطح نقاط مختلف استان در مقام تکریم و تجلیل از آنها برنامه هایی برگزار گردید. اما باید گفت؛ بازنشستگی فصلی جدید در زندگی فردی و اجتماعی هر شخص است که علاوه بر اینکه حکایت از طی شدن دوره خدمت وی دارد، نشان دهنده این است که پا به سن گذاشته و روزگار جوانی و شادابی و طراوت را طی کرده و دیگر مثل گذشته ها توانایی انجام هر کاری را ندارد. برای هر فرد، فصل بازنشستگی با اتفاقات متعددی هم همراه است. یکی اینکه فرزندانی که سال هاست شاهد قد کشیدن و بزرگ شدن شان بوده اند، حالا به سن ازدواج و اشتغال رسیده اند و آنها می بایست برای سر و سامان دادن به زندگی آنها، کمر همت بربندند و صابون هزینه های سرسام آور را به تن بمالند!

 

دوم اینکه به جهت کمک به فرزندان در مدیریت هزینه های زندگی، نگهداری نوه ها را می پذیرند و اگر چه به این بهانه به نشاط روحی خود کمک می کنند، اما به هر ترتیب در سنی که نیاز به استراحت و آرامش دارند، مسئولیت سنگین مراقبت از نوه ها را هم بر خود تحمیل می کنند و اتفاق تلخ این دوران که تقریبا می توان گفت برای همه البته در سطحی متفاوت عینیت دارد، این است که فرد بازنشسته چون پا به سن گذاشته، دردها و بیماری های مختلفی به سراغش می آیند و او برای محدود کردن عوارض این کسالت ها و هم درمان آلام و امراض خود ناچار است هزینه های سنگینی را بپردازد که اغلب با میزان درآمد و پس اندازهایش همخوانی ندارند!

برای فرد بازنشسته ای که همه سال های نشاط و جوانی خود را در مسیر کار و تلاش برای جامعه هزینه کرده، نیم نگاهی توجه کمترین انتظار است و بدون تردید همین توقع بجاست که سبب شده موضوع رفاه پیشکسوتان در سیاست های حکومتی ویژه دیده شود. با نگاهی به پیشینه قانون گذاری در ایران می توان به این مهم پی برد. کمااینکه پس  از برقراری حکومت مشروطه در اردیبهشت ماه ۱۲۸۷  ه.ش  قانون وظایف در مجلس اول وضع شد و طی آن برای وراث ارباب حقوق دیوانی، یعنی عائله کارمندان متوفای دولت، حقوق و مستمری تعیین گشت. به این ترتیب که پدر، مادر،عیال، اولاد و نوادگانی که تحت تکفل کارمند متوفی بودند جمعا از نصف حقوق ماهانه وی استفاده می کردند. این قانون به دلیل نواقصی که داشت و زمان حیات و دوران سالخوردگی و از کارافتادگی کارمند را ندیده بود، در سال ۱۳۰۱ ه.ش دستخوش تغییر شد.با اعمال این تغییرات، کارمند بعد از مدت معینی انجام خدمت و رسیدن به سنی، قاعدتا توانایی انجام کار خود را از دست می داد یا به علت بروز حادثه ای، علیل و از کار افتاده می شد و قادر به ادامه خدمت نبود، بدون شرط خدمت و سن از مقرری خاص بهره مند می شد وچنانچه مستخدم فوت می کرد، خانواده او در حمایت کارفرما که دولت است، قرار می گرفت.

رجوع به این اسناد، نشان می دهد که از همان سال های دور تاکنون همه آنها که بر مسند تصمیم گیری و برنامه ریزی بوده اند، همواره نیم نگاهی به وضعیت معیشت و رفاه بازنشستگان داشته و دارند اما اینکه بعد از این همه بالا و پایین و واکاوی و ارزیابی، این قوانین و تصمیمات هنوز نتوانسته اند آن طور که باید و شاید نیازهای واقعی بازنشستگان را پاسخ گویند و بخشی از هزینه های دوران سالمندی را پوشش دهند، جای سؤال دارد؟!

اشتراک گذاری
 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *