امروز سه شنبه ۲۴ شهریور ۱۴۰۵
یادداشت روز به قلم ابوالقاسم کواکبیان؛

بیست ‌و سوم تیرماه روز گفت‌وگو و تعامل با جهان

چند سال قبل بنا به تصویب شورای‌عالی فرهنگی مقرر شد بیست‌وسوم تیرماه که مصادف با تصویب برجام بود، روز گفت‌وگو و تعامل با جهان نام‌گذاری شود. آن روزها مطرح بود که جمهوری اسلامی ازلحاظ قدرت سیاسی، توانمندی آن را دارد که مسائل سیاسی را با مذاکره حل کند
کد خبر: 16295
زمان انتشار: ۲۲ تیر ۱۴۰۲ - ۱۶:۲۴ بعد از ظهر -
214 بازدید

یادداشت روز به قلم ابوالقاسم کواکبیان؛

بیست ‌و سوم تیرماه روز گفت‌وگو و تعامل با جهان

چند سال قبل بنا به تصویب شورای‌عالی فرهنگی مقرر شد بیست‌وسوم تیرماه که مصادف با تصویب برجام بود، روز گفت‌وگو و تعامل با جهان نام‌گذاری شود. آن روزها مطرح بود که جمهوری اسلامی ازلحاظ قدرت سیاسی، توانمندی آن را دارد که مسائل سیاسی را با مذاکره حل کند؛ لذا در تقویم جمهوری اسلامی ایران بیست‌وسوم تیرماه را روز گفت‌وگو و تعامل سازنده با جهان نام‌گذاری کردند؛ ولی شوربختانه به‌دلیل نبود همدلی بین دست‌اندرکاران که با رأی اندکی به مجلس راه یافته بودند، آن شعار سازنده به محاق رفت؛ به همین ترتیب، دولت فعلی تلاش‌های دولت قبلی به‌ویژه وزیر امور خارجۀ کشورمان را نادیده گرفت و نتیجه این شد که کشور بزرگ و متمدن ایران بیشتر در انزوا فرورفت و با آنکه دولت فعلی با وعده‌های گشایش اقتصادی و تعامل سازنده با جهان پا به عرصه گذاشت و قول داد حقوق مردم را در زمینۀ سیاست خارجی سامان دهد، وضعیت به نفع عامۀ مردم تغییر نکرد و ارزش پول ملی ما روزبه‌روز کاهش یافت و دراین‌میان بازهم کاسبان تحریم بودند که از این نمد برای خود کلاهی بافتند.

 

بسیاری از وعده‌های دولت جدید تحقق نیافت و دولتمردان با دلار پنجاه‌ هزار تومانی و بی‌ارزش‌شدن پول کشورمان، توانایی تحقق وعده‌های خود را نداشتند و اکثر وعده‌هایشان ازجمله تک‌رقمی‌شدن نرخ تورم، ایجاد چهارمیلیون مسکن در طی چهار سال، ایجاد صدها هزار شغل پایدار در سال، مبارزه با فساد، رفع مشکل حاشیه‌نشینی و ایجاد جذابیت برای سوق‌دادن سرمایه‌ها به‌سمت تولید و ده‌ها وعده ی دیگر نه‌تنها جامه ی عمل نپوشید، که نتیجه ی عکس داد؛ یعنی تورم به‌سمت ۵۰ درصد صعود کرد و سرمایه‌ها به‌سمت بازار طلا و ارز و اتومبیل و زمین سوق پیدا کرد و بهرۀ بانکی نیز تا بیست و سه ونیم‌درصد افزایش یافت و آنان که مدعی بودند همه ی دستگاه‌ها باهم همدل هستند و این همدلی باعث پیشرفت و توسعه ی کشور خواهد شد، به‌هیچ‌وجه نتوانستند فقر را که هم‌ردیف کفر دانسته شده است، کم کنند؛ چه بسا جمعیت کثیری از اقشار متوسط به زیر خط فقر سوق داده شدند. آنان قادر نبودند جلوی فرار مغزها را بگیرند و از مهاجرت نخبگان جلوگیری کنند. نخبگانی که اکثراً متخصصان و کارشناسان دانش‌آموخته ی داخل کشور بودند و آموزششان برای کشورمان میلیاردها تومان هزینه در بر داشته است و به‌علاوه به کشورهایی مهاجرت کردند که ما آنان را دشمن می‌دانیم و در شعارهایمان اکثراً آرزوی مرگ آنان را داریم.

از آن سو، متأسفانه میلیون‌ها نفر از مردم افغانستان که از ستم طالبان به ستوه آمده بودند، بدون داشتن هیچ تخصصی، برای زندگی بهتر به کشورمان آمدند و فقر بیشتری به مردم ما تحمیل کردند؛ بااین‌حال، دبیر شورای انقلاب فرهنگی بر این باور است که اگر نخبگان از کشور می‌روند، دلشان با ایران است و روزی بازخواهند گشت که البته این توجیه جالبی نیست!

خلاصه اینکه در حال حاضر سعی مردان اقتصادی کشورمان این است که مشکلات روزمرۀ مردم را حل کنند که باید گفت در همین موضوع هم چندان موفق نیستند؛ چون هم‌اکنون باتوجه‌به گرانی، مصرف گوشت و لبنیات و دیگر مواد ضروری برای کودکان، تا ۵۰درصد کاهش یافته است؛ ولی در هر حال، مهم‌ترین ضربه‌ای که به اقتصاد کشور وارد شده است و نسل آینده و حتی نسل جوان فعلی با آن دست‌به‌گریبان خواهند شد، بحث عمران و آبادانی کشور است. هم‌اکنون اکثر پروژه‌ها یا ناتمام است یا به‌طورکلی هیچ اقدامی برای شروع آن نمی‌شود. اغلب استان‌ها از کمبود آب رنج می‌برند؛ مثلاً درخصوص همین استان سمنان که سال‌هاست همۀ دل‌سوزان بر این باورند که با این روند به استانی خشک و لم‌یزرع تبدیل خواهد شد، در چند سال اخیر هیچ اقدامی برای رفع این معضل نشده است. برخی از ورزشگاه‌ها و اماکن دولتی به مخروبه تبدیل شده است. راه‌ها و جاده‌ها اکثراً خراب‌اند و کسی به فکر تعریض و مرمت آن نیست.

در پایان، نگارنده از نمایندگان مردم تقاضا دارد حال که چند ماهی بیشتر از عمر نمایندگی‌تان باقی نمانده، کمی به خود آمده و به‌جای تفویض اختیارات خود به شوراهای گوناگون ازجمله شورای سران سه قوه، به فکر موکلان خود باشید. از دولت بخواهید تا با تعامل با جهان، ثروت این کشور را به قیمت واقعی خود بفروشد و از درآمد آن، رفاه و آسایش مردم را فراهم کند. بیایید اصل اساسی کشورداری را که همانا اصل تفکیک قواست، به کار بگیرید تا مجلس در رأس امور باشد و با طرح‌های آنی و دوفوریتی و با کارشناسی عالی کاری کنید که قیمت‌های کالاها تا حدودی به همان قیمت آغاز کارتان نزدیک شود که البته غیرممکن است سکه ی طلای سی‌میلیون‌تومانی به دومیلیون تومان برسد؛ ولی لااقل کاری کنید فرزندان و نوباوگان این مرزوبوم با سوءتغذیه مواجه نشوند؛ چون عواقب آن، از بیماری‌‌های گوناگون گرفته تا ناتوانی‌های جسمی و بعضاً ناباروری، دامن همه را خواهد گرفت و اگر که فراوانی و ارزانی باشد، خودبه‌خود مسئلۀ ازدواج و فرزندآوری و تأمین مسکن و… حل خواهد شد و لازم نیست شما زمین رایگان یا وام ازدواج بدهید و به افرادی که سه یا چهار فرزند دارند، توجه خاص کنید.

اشتراک گذاری
 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *