امروز سه شنبه ۲۴ شهریور ۱۴۰۵
یادداشت روز به قلم روح اله ساعدی؛

قدر و منزلت مردم به جای شعار را در عمل بدانیم!

چند روز قبل یک آقایی از اهالی سمنان می گفت که در ظهر تابستانی چله ی گرمای شهر سمنان که دما تا ۴۳ درجه هم بالا رفته بود...
کد خبر: 16240
زمان انتشار: ۱۹ تیر ۱۴۰۲ - ۲۰:۴۴ بعد از ظهر -
794 بازدید

یادداشت روز به قلم روح اله ساعدی؛

قدر و منزلت مردم به جای شعار را در عمل بدانیم!

چند روز قبل یک آقایی از اهالی سمنان می گفت که در ظهر تابستانی چله ی گرمای شهر سمنان که دما تا ۴۳ درجه هم بالا رفته بود، به یکی از دستگاه های مهم استان مراجعه کرده و آقایان، دم در، گفته اند تلفنت را باید تحویل بدهی. بعد برگه کاغذی را به او داده اند که آقا یا خانمی که انجام کارش مربوط به ایشان بوده، آن را امضا کند و برای حراست در ورودی بیاورد و تحویل بدهد و برود! ”

 

متأسفانه این روالی هست که به دلایل نامشخص و البته به بهانه تأمین امنیت، سال هاست در بعضی از دستگاه ها معمول شده و جز اسراف در وقت و کاغذ و اعصاب خرد کنی برای مراجعین، چیزی هم به دنبال نداشته است. این آقا گفت:”با انجام این کار مشکلی نداشته و با پاهای کم رمق و سر و گردن عرق ریز و کمر خمیده و پر درد، بعد از پایین آمدن از پله ها و طی کردن چند دقیقه مسافت در آفتاب سوزان تابستان، به دم در که رسیده یادش آمده که نامه را امضا نکرده اند. به نیرو و مسئولش گفتم واقعا سخت است دوباره بروم و امضا بگیرم. همینطور قبول کنید. اما در جواب این مرد گفته اند: “المأمور والمعذور حاج آقا! بی زحمت تشریف ببرید، یک امضای ناقابل بگیرید و برای ما بیاورید که روی دفترمان سنجاق کنیم و تلفنتان را بدهیم و بروید.”

این شهروند هم  استانی می گفت:” برگشتم. با بدنی سخت رنجور و با لباس هایی که از شدت عرق، خیس خیس بودند. نامه را امضا کردند، تلفنم را با کارت شناسایی تحویل گرفتم و بیرون آمدم. در شهر و همان حوالی روی دیواری یک بنر بزرگ صحبتی از مقام معظم رهبری را درباره ی لزوم توجه به حق مردم و احترام به ارباب رجوع روی آن نوشته بودند. افسوس خوردم. سرم را با غم و دردی بزرگ پایین انداختم و راهم را گرفتم و رفتم! ”

واقعیت اینکه؛ چند روز ار تعریف کردن ماجرای آن شهروند می گذرد. رسالت روزنامه نگاری حکم می کند، با ادعای جرأت مندی در نوشتن و قلمی  باید بنویسیم، مطالبی را به رشته تحریر در آوریم. اما جرأتی نیست نامی از آن دستگاه آورده شود، که نکند فردا مثل هزار جای دیگر که تماس می گیرند و گلایه و تهدید کنند، زنگی بزنند و بگویند تو نباید چنین چیزی را می نوشتی!! واقعا هم من و هم همکارانم در روزنامه، تجربه های تلخی داریم که به امتحان دوباره اش نمی ارزد. اما این را می دانیم که در نظام مقدس جمهوری اسلامی، آن چیزی که باید اهمیت اول را داشته باشد، حق مردم است. متأسفانه این حق، به ویژه از سوی بعضی از مدیران گردن کلفت، بعضی از دستگاههای صاحب قدرت، بعضی از جایگاههای دارای قدرت سیاسی یا اجتماعی یا مالی، حداقل در استان ما، گاهی پیش می آید که خیلی ارزش گذاری نمی شود و بهایی به آن داده نمی شود.

عزیزان بزرگواری داریم که در همین استان در چنین دستگاهها و جایگاههایی حضور دارند و از جمله نیروهای خدوم، مدیران متواضع و مسئولین همیشه در خدمت مردمند. اما وجود حتی یک لکه سیاه روی یک کاغذ سفید، باز هم از ارزش آن همه سفیدی، کم می کند.گاهی لازم می شود برای یک خدمت عالی، برای یک دعای خیر از طرف مردم، برای لبیک گفتن به تأکیدات رهبری برای احترام به مردم، و برای تثبیت جایگاه مردمی یک دستگاه یا نهاد یا اداره یا سازمان، یک قانون، یک بخشنامه، یک ابلاغیه یا یک روند مریض غیرقابل دفاع را حذف یا تعدیل کرد. باور کنید حداقل در استان ممتاز سمنان، نه تنها هیچکس مانع نمی شود و خرده نمی گیرد، بلکه همه ی مردم دست به دعا بر می دارند و طلب خیر می کنند. قدر مردم را نه با شعار و بنر و پارچه نوشته و تیزرهای تبلیغات تلویزیونی و سخنرانی های آنچنانی، بلکه با عمل باید بدانیم.

اشتراک گذاری
 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *