امروز سه شنبه ۲۴ شهریور ۱۴۰۵
گزارش روز (گزارشگر: سلماز محمود زاده)

ارتقای پایداری اجتماعی راهی برای مقابله با آسیب های ناشی از تغییرات منفی زندگی

پایداری اجتماعی مجموعه آموزش ها و توانایی هایی است که مردم جامعه در برابر ناملایمات، تغییرات شوک برانگیز و نامطلوب اتخاذ می کنند تا در زمان مناسب و مکان مناسب قدرت تغییر مطلوب در آن را به دست آورند.
کد خبر: 15298
زمان انتشار: ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۲ - ۱۳:۴۹ بعد از ظهر -
825 بازدید

گزارش روز (گزارشگر: سلماز محمود زاده)

ارتقای پایداری اجتماعی راهی برای مقابله با آسیب های ناشی از تغییرات منفی زندگی

پایداری اجتماعی مجموعه آموزش ها و توانایی هایی است که مردم جامعه در برابر ناملایمات، تغییرات شوک برانگیز و نامطلوب اتخاذ می کنند تا در زمان مناسب و مکان مناسب قدرت تغییر مطلوب در آن را به دست آورند. آن زمانی که امکان تغییر سریع یا کوتاه مدتی وجود ندارد، پایداری جمعی باعث همزیستی مسالمت آمیز انسان ها در کنار یکدیگر است تا مانعی باشد برای فروپاشی زندگی جمعی و یا پیشگیری از روابط غیر انسانی با یکدیگر.

 

مددکاری اجتماعی و ارتقاء پایداری اجتماعی و محیطی، مبحث بسیار مهمی است. اگر بخواهیم نگاهی کلی و در عین حال عمیق تر به این مفهوم بیندازیم، بهتر است ابتدا آنرا به ۴ بخش “پایداری اجتماعی”، “پایداری محیطی”، ” مددکاری اجتماعی” و ” لزوم ارتقاء پایداری” تقسیم و بطور مجزا و در نهایت همه جانبه بپردازیم.

انسان موجودی اجتماعی است. این جمله کشف جدیدی نیست. در طول صدها هزار سال زندگی دور همی، آدمیان در سطوح و درجات مختلفی از کمیت و کیفیت رابطه به زیستی مجاورانه ادامه داده اند.

اما تغییرات خارق العاده و گسترده، نه فقط در ساختارهای مادی تمدن که در روابط و تعاملات انسانی هم با پیچیدگی های بسیار تو در تو و گاهاً غیر قابل درک اتفاق افتاده است.

ابعاد و عمق این تعاملات انسانی چنان بزرگ و غیر قابل شناخت است که حتی بسیار زمان ها رویکردها و نظریات علمی (جامعه شناسی – روانشناسی _ مددکاری اجتماعی – مردم شناسی و …) هم توانا به پیش بینی، تبیین و تحلیل این رفتارهای اجتماعی و تبعات آن نیستند.

این بخش از اجتماعی گری انسان آمیخته به مجهول و کشف جدیدی است.

بشر در سیر تکاملی و اجتماعی خود از مراحل غارنشینی و جنگل نشینی و کشاورزی و دامداری و صنعت عبور و بالاخره به مرحله دیجیتالی و فرا صنعتی خود در حال حاضر می رسد.

دستاوردهای خارق العاده ای را در تمامی عرصه های زندگی به دست می آورد: اقتصادی، پزشکی، فرهنگی، سیاسی، نظامی، اجتماعی، هنری، ورزشی و حتی دستاوردهایی در خارج از کره و سایر سیارات.

تا بدینجا و بدین شکل همه چیز خوب بود و قابل قبول. اما انگار که هر حرکتی و هر پیشرفتی هزینه هایی دارد و یا عوارضاتی دارد و یا حاشیه هایی دارد و یا خطاهایی هم با خود به همراه دارد که همه مردمان خواه نا خواه با آن روبرو می شوند و می بایست که با تحمل درد و رنج آن به علم و درایت و یا به آزمون و خطا راهی برای گذر از آن پیدا کنند.

در دورانی که در آن زندگی می کنیم این خطاها و بیماری ها کدامند: آسیب های اجتماعی همچون طلاق، اعتیاد، خشونت های خیابانی و خانگی، الکلیزم، روسپی گری. فاصله طبقاتی زیاد لایه های اجتماعی از همدیگر، وندالیسم، بی اهمیتی به حقوق شهروندی در رانندگی و در زندگی آپارتمان نشینی.

افسردگی و اضطراب و سایر اختلالات روانی، همه و همه از جمله این هزینه هاست!

“پایداری اجتماعی” ابزاری که در این شرایط اجتماعی بکار می آید.

پایداری اجتماعی در واقع هم رویکردی سازگارانه دارد، هم رویکردی توانمندسازانه و هم رویکردی هوشمندانه به عنوان مهارت حل مسأله، مهارت بهبود ارتباطات و در نهایت روشی برای افزایش تاب آوری اجتماعی جامعه.

ارتقاء پایداری اجتماعی و محیطی راهی است برای مقابله و پیشگیری و نهایتاً درمان آسیب های ناشی از تغییرات منفی زندگی اجتماعی

پایداری اجتماعی مجموعه آموزش ها و توانایی هایی است که مردم جامعه در برابر ناملایمات، تغییرات شوک برانگیز و نامطلوب اتخاذ می کنند تا در زمان مناسب و مکان مناسب قدرت تغییر مطلوب در آن را بدست آورند. آن زمانی که امکان تغییر سریع یا کوتاه مدتی وجود ندارد، پایداری جمعی باعث همزیستی مسالمت آمیز انسان ها در کنار یکدیگر است تا مانعی باشد برای فروپاشی زندگی جمعی و یا پیشگیری از روابط غیر انسانی با یکدیگر.

اما برای رویارویی با این هزینه های زندگی اجتماعی در کنار پایداری اجتماعی، می توان از پایداری محیط هم کمک گرفت: بهسازی محیط جغرافیایی زندگی. و طبیعتاً این رویکرد بیشتر در سکونتگاههای غیر رسمی و حاشیه های شهری و روستاها نه تنها اولویت که واجب هم هست. در زندگی شهری هم لازم است.

در محیط کار هم لازم است. در خیابان هم لازم است. در خانه هم لازم هست. همه جا لازم است. هر آن جایی که آدمها زندگی می کنند.

آرامش بخش کردن محیط با معماری انسانی، با موسیقی منتشر در فضا، با جلوه های هنری زیبا با تزئینات آرامش بخش همه و همه کمک می کند تا آدمیان با ناملایمات زندگی و سختی های آن کنار بیایند.

و چه کسی است که نداند محیط زیبا و الهام بخش خود یک درمانگر است؟

در یک جمله ارتقاء پایداری اجتماعی و محیطی راهی است برای مقابله و پیشگیری و نهایتاً درمان آسیب های ناشی از تغییرات منفی زندگی اجتماعی.

در این میان نقش مددکاران اجتماعی تربیت شده در دانشگاههای کشور و مجرب در میدان های عمل حوزه اجتماعی انکار ناپذیر و بی بدیل است.

بنا به ماهیت آموزش های آکادمیک، مددکاران اجتماعی قادر به ایجاد زمینه های پایداری اجتماعی و محیطی در سطح کشور و برای مردم هستند.

می توانند سازگاری مردم را بالا ببرند. آسیب شناسی کنند و راهکارهای مقابله را نشان دهند.

قدرت بسط و گسترش تعاملات اجتماعی در تمام لایه های اجتماعی و سطوح قدرت را دارند.

در هر سه بخش مدیریت اجتماعی، نظارت اجتماعی و اجرا را برای گسترش پایداری اجتماعی و محیطی دارند. مددکاران اجتماعی هم انسان را می شناسند، هم اجتماع را و هم روابط انسانی را.

بنابراین می توانند در ارتقاء پایداری اجتماعی و محیطی نقش ماندگاری را داشته باشند.

 

 

حمایت اجتماعی از بیماران خاص باید افزایش یابد 

 

کوب حمایت اجتماعی را به میزان برخورداری از محبت، مساعدت و توجه اعضاء خانواده، دوستان و سایر افراد تعریف کرده است (کوب به نقل از صدقپور و همکاران، ۱۳۸۹). حمایت اجتماعی مکانیسمی تر از ارتباطات میان فردی است که افراد را از تأثیرات تنیدگی منفی محافظت می کند (دیکر، ۲۰۰۷).

حمایت اجتماعی را می توان به هر گونه محرکی که به پیشرفت اهداف فرد حمایت شده کمک کند دانست. حمایت اجتماعی به میزان برخورداری از محبت، همراهی و توجه به اعضای خانواده، دوستان و سایر افراد تعریف شده است(سارافینو، به نقل از علی پور،۱۳۸۵).

نظریه های حمایت اجتماعی:

در مورد فرضیه تأثیر حمایت اجتماعی در توانمندسازی علاوه بر نظریات گفته شده از نظریه ساراسون نیز استفاده می شود در این نظریه ابعاد گوناگون حمایت اجتماعی مشخص شده اند.

از آنجا که به این نظریه در مبانی نظری اشاره نشده در اینجا بطور خلاصه به این نظریه اشاره می شود.

ساراسون و دیگران حمایت اجتماعی را دارای ابعاد پنج گانه می دانند (ساراسون و ساراسون، ۱۹۹۳)

۱- حمایت عاطفی: داشتن مهارت لازم در کمک گرفتن از دیگران هنگام برخورد با دشواریها است.

۲- حمایت شبکه اجتماعی: به معنای دسترسی به عضویت در شبکه های اجتماعی است.

۳- حمایت خودارزشمندی: اینکه دیگران در دشواری ها یا فشارهای روانی به وی بفهمانند که او فردی ارزشمند است و می تواند با به کارگیری توانایی های ویژه خود بر دشواری ها چیره شود.

۴- حمایت ابزاری: دسترسی داشتن به منابع مالی و خدماتی در سختیها و دشواریها گفته می شود.

۵- حمایت اطلاعاتی: میتواند اطلاعات مورد نیاز خود را برای درک موقعیت به دست آورد.

این بیماری ها مشتمل بر فهرستی از این بیماریهای واگیر دار و غیر واگیر از مهمترین علل مرگ و میر و ناتوانی در کشورهای پیشرفته و در حال توسعه از جمله ایران می باشد. روند صعودی این بیماری ها هزینه های سنگینی را به نظام سلامت و جوامع تحمیل می کند.

این در حالیست که بسیاری از این بیماری ها درمان پذیر نیستند و منجر به ناتوانی فرد مبتلا می شوند.

ابتلا به گروهی از بیماریهای روانی نیز تأثیر مستقیمی به عملکردهای روانی نیز تأثیر مستقیمی بر عملکردهای شناختی زندگی فردی و اجتماعی بیمار دارد و این بیماران در جنبه های مختلف زندگی و روند عادی و روزمره با اختلال روبرو می شوند.

ضرورت حمایتِ همه جانبه ی اجتماعی از بیماران خاص

بیماری های خاص به آن دسته از بیماری ها گفته می شود که معمولاً فراگیر نیست و بیمار باید مدتی طولانی یا تا پایانِ عمر، تحت درمان و نظارت پزشک باشد. متنِ صریحِ قانون با توجه به تعاریف و دسته بندیی های خاص، سه بیماریِ «تالاسمی»، «هموفیلی» و «نارسایی مزمن کلیه» را بیماری‌های‌ خاص میی نامند و بیماری هایی نظیر «سرطان» یا «ام اس»و EB را جزو بیماریی های صعب العلاج دسته بندی می‌کند.

تالاسمی: نوعی بیماری کم خونی وراثتی است که بدلیل نقص در ساخت هموگلوبین رخ می دهد. بیماری تالاسمی دو نوع آلفا و بتا دارد. این بیماران احتیاج به دریافت فراورده های خونی دارند.

هموفیلی: شایعترین اختلال خون ریزی دهنده ارثی است . این بیماران دچار خونریزی های مکرر می شوند و احتیاج به دریافت فاکتور های انعقادی دارند. اختلالات مفصلی از مهمترین مشکلات این بیماران است.
دیالیز: نوعی درمان است که برای بیماران دچار نارسایی کلیه استفاده می شود .دیالیز دو نوع خونی و صفاقی دارد.

بیماری ‌MS یا مالتیپل اسکلروز بیماری است که سیستم عصبی مرکزی (CNS) را گرفتار می‌کند و طی آن میلین موجود برروی رشته‌های عصبی که نقش محافظتی دارند، از بین می‌رود و لذا هدایت جریان الکتریکی دچار اختلال شده و علائم بیماری MS ظاهر می‌شود.

علت دقیق بیماری MS هنوز شناخته نشده است و دانشمندان هنوز نمی دانند که چه عواملی باعث حمله سیستم ایمنی به بافتهای سیستم عصبی می‌شود.

وی علائمی ازقبیل ضعف، کرخ‌شدن یا بی‌حسی برخی از اعضای بدن نظیر دست وپا، خستگی، عدم تعادل، دوبینی، مشکلات روده‌ای، اختلال درحافظه، حساسیت به گرما، لرزش و… را از مشخصه‌های بیماری MS عنوان می‌کند و می‌گوید: به دلیل آن که ابتلا به این بیماری درافراد مختلف به گونه‌ای متفاوت ظاهر می‌شود بنابراین علائم بیماری نیز درافراد متفاوت است.

با وجود آن که گفته می‌شود بیش از ۸۰درصد بیماران مبتلا به MS خویشاوندان نزدیک مبتلا به ‌MS ندارند بیماری ‌MS یک بیماری ارثی نیست، اما چنانچه زمینه بیماری و استعداد خانوادگی نسبت به این بیماری وجود داشته باشد، این موضوع احتمال بروز بیماری در خویشاوندان نزدیک را دوچندان می‌کند.

به گفته وی امروزه ثابت شده است که زنان بیش از مردان به بیماری MS مبتلا می‌شوند.

این بیماری هنوز درمان قطعی ندارد اما می‌توان با درمان دارویی از شدت بیماری کاست.

در واقع این نوع درمان دراغلب موارد به منظور کاهش علائم ناشی ازبیماری MS که گاه بسیار آزاردهنده هستند به کاربرده می‌شود و متاسفانه به دلیل آن که بیماری MS با علائم گوناگونی ظاهر می‌شود و بیماران دچار اختلال بینایی، مشکلات عضلانی وحتی ناراحتی‌هایی نظیر یبوست ومشکلات مثانه‌ای و روده‌ای می‌شوند بنابراین برای ازبین بردن هریک ازاین علائم ویا کاهش شدت آنها باید درمان دارویی خاصی را به کاربرد .

براساس آمار انجمن MS ایران ؛ ۳۰هزاربیمار مبتلا به MS درکشور وجود دارد که ازاین تعداد حدود ۵هزار و۵۰۰تن عضو انجمن MS هستند.

استان‌های تهران و اصفهان بیشترین تعداد مبتلایان به بیماری‌ ام اس را در کشور دارد و این بیماری در جوانان دارای سنین ۲۰ تا ۳۵ سال و زنان شایع‌تر است، تعداد مبتلایان به این بیماری همچنان در کشور درحال افزایش است.

بیماران مبتلا به MS اغلب جوان، باهوش واستعداد وتحصیل‌کرده هستند اما متاسفانه دربسیاری ازموارد نیز فقر فیزیکی و فقر مالی به عنوان دو مانع عمده، از حضور بیماران مبتلا به MSدر اجتماع و ادامه تحصیل جلوگیری کرده است.

بیماری MS نوعی بیماری درگیرکننده مغز و نخاع است که طی آن پوشش یا غلاف روی سلولهای عصبی به دلایل ناشناخته‌ای خورده می‌شود و لذا عبور پیامهای عصبی توام با اختلال و دست‌انداز است، از این جهت است که مشکلات خاصی در اندامهای مختلف بدن ایجاد می‌شود وبه عنوان عواملی بازدارنده مانع از تحرک شخص شده و اجازه فعالیتهای اجتماعی وتحصیل را به وی نمی‌دهد.

وی با اشاره به سیر صعودی بیماری MS در کشور تاکید می‌کند: درحال حاضر تنها درخواست بیماران و انجمن MS، پیوستن بیماران MSبه مجمع بیماران خاص است چرا که تنها دراین صورت می‌توان ازبارمالی درمان بیماری کم کرد بیماران مبتلا به MSدرحال حاضر درماه حدود ۱۵۰ هزارتومان برای تهیه دارو هزینه می‌کنند واغلب بیماران نیز تحت پوشش بیمه‌ای قرار ندارند.

بیماران مبتلا به MS ازنظر درمان دارویی به سه گروه تقسیم می‌شوند یک گروه بیمارانی هستند که بیماری آنها جزئی است ونیازبه داروهای علامتی ندارند وداروهای سرپایی استفاده می‌کنند این گروه ماهانه ۱۰الی ۱۵هزارتومان هزینه دارو می‌پردازند گروه دوم گروه حدوسط هستند که نیاز شدیدی به مصرف دارو دارند و پزشکان نیز تاکید دارند که این بیماران بدون هیچ وقفه‌ای باید داروهای خود را مصرف کنند به علاوه در شرایط نگهداری داروهای این گروه نیز این‌گونه است که دارو حتما باید در یخ حمل شده و دائما در یخچال نگهداری شود.

گروه سوم نیز کسانی هستند که به نوع پیشرفته بیماری دچار هستند و به طور مطلق بستری می‌شوند و هیچگونه درمان دارویی درمورد این بیماران پاسخگو نیست وبدلیل آنکه ازمعلولیت شدید وازپاافتادگی رنج می‌برند باید مکانی برای نگهداری ازاین افراد نظیر آسایشگاه و… وجود داشته باشد درحالی که با این وضعیت درماه بالغ بر ۲۵۰هزارتومان هزینه صرف نگهداری ازآنها خواهد شد وتنها با کمک دولت وخیرین می‌توان جهت بهبود نسبی این افراد اقدام نموده و آنان را به جامعه بازگرداند. مشکلات مربوط به دارو و هزینه‌های درمان، نوع نگاه جامعه به این بیماران و مشکلات امکانات رفاهی تنها بخشی از دغدغه‌های این بیماران است.

این بیماران با مشکلاتی از جمله کمبود دارو، نبود گواهی نامه های بین المللی بیشتر داروهای ساخت داخل بیماران خاص، گرانی تجهیزات پزشکی، نبود یا کم رنگ بودن حمایت های اجتماعی مثل استخدام و بالا رفتن سن بیماران و نیم نگاهی به میانسالان و کهنسالان بیمار مواجه اند.

بازنشستگی و از کار افتادگی واژگانی هستند که فکر بیماران شاغل را به خود مشغول کرده است.

طرح‌های حمایتی دولت از بیماران خاص؛ افزایش ۶۶ درصدی سقف بیمه‌ها و تشکیل فراکسیون حمایت از بیماران خاص در مجلس شورای اسلامی؛ سه مصوبه هیات دولتی: رایگان شدن درمان بیماران خاص؛ بیمه شدن رایگان بیماران؛ پیشگیری از تالاسمی است.

این حمایت ها فقط مادی نیست و توجه به نیازهای معنوی و عاطفی؛ نیازهای تفریحی گردشگری و… هم باید بررسی و در جهت رفع آن و یا بهتر کردن شرایط آن اقدام شود.

بررسی راه های تقویت روحیه بیماران خاص؛ نهادینه کردن آزمایش های ژنتیکی قبل از بارداری حتی قبل از ازدواج؛ بررسی مشکلات معیشتی بیماران خاص و پیشگیری از ابتلا به بیماری خاص دیگر و تشخیص زود هنگام در جامعه؛ تأمین داروها؛ حمایت بیمه ای داروها و خدمات؛ مناسب سازی شهر بالاخص پارکها؛ که اکثراً بخاطر تردد موتوری ها ورودی ها مسدود شده؛ مناسب سازی سرویس های بهداشتی در سطح شهر؛ مناسب سازی اماکن مقدس و گردشگری؛ حمایتهای تفریحی (فراهم کردن محیطی مخصوص در شهرها برای اوقات فراغت و پیدا کردن دوست) ؛فرهنگ سازی بیشتر مردم؛ بالا بردن سطح بینش مردم (این قشر از جامعه را باید درک کرد و نگاه های ترحم آمیز و متأسفانه تمسخر آمیز را از بین برد) از جمله حمایت های اجتماعی است.

ضروری است تا سیاست گذاران حوزه سلامت روان، با تمرکز بر شیوه های ارتقاء حمایت اجتماعی و باورهای دینی، توجه ویژه ای به بهداشت روان اجتماعی بیماران خاص نمایند.

 

 

فقدان نهادهای حمایت گر در مساله خشونت

عامل اصلی خشونت علیا زنان تبعیض در سطوح مختلف زندگی است

 

هیچ کسی منکر پیامدهای منفی استفاده از فضای مجازی نیست اما باید پرسید چه چیزی منجر به تشویق نمودن فرزندان برای استفاده از فضای مجازی می شود؟ چگونه فضای مجازی آنها را مجذوب می‌نماید؟ آنچه را که فرد در دنیای واقعی نمی‌تواند به دست آورد؟

همانگونه که شاهد بودیم و در رسانه های ملی و فضای مجازی اعلام گردید پدری دخترش را به ضرب گلوله به قتل رسانده است و علت این امر را استفاده از فضای مجازی عنوان نمودند.

یک کارشناس روانشناسی در رسانه ملی به تحلیل این امر پرداخته‌ و تحت عنوان استفاده‌ی نامناسب از فضای مجازی این حادثه را به تصویر کشید.

فارغ از اینکه این مساله را بپذیریم و بگوییم پدر عضویت فضای مجازی و پیامدهای ناشی از آن را از دید اخلاقی برنتابیده باشد، بهتر است از دید دیگری نیز به این امر نگریست. از چشم سوم و آن توجه به خشونت خانوادگی و تبعیض جنسیتی می باشد.

ما معتقدیم که فضای مجازی می تواند هم یک فرصت و هم یک تهدید باشد. حتی شبکه های اجتماعی می توانند به تولید و افزایش سرمایه‌های اجتماعی افراد کمک نمایند.

امروزه به دلیل بعد مسافت و مشکلات اقتصادی ممکن است امکان تماس مستقیم و رو در رو بسیار کم و حتی غیر ممکن باشد.

لذا فضای مجازی چنین امکانی را برای تماس‌های رو در رو و مستقیم فراهم نموده است. گسترش شبکه‌های اجتماعی می‌تواند ناشی از حضور گسترده‌ی مدرنیته و تکنولوژی های ارتباطی در ارکان مختلف زندگی باشد.

بنا به تعبیر گیدنز ۲ فرایند باعث پویایی مدرنیته می شود که یکی از آنها مفهوم ” از جاکندگی” است.

به عبارتی تعاملات اجتماعی از بستر خود کنده می‌شوند و جای خود را به سایر اشکال تعاملات نظیر کلاس‌ها و برنامه هایی در فضای مجازی می‌دهند.

بنابراین استفاده از شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی در زمان فعلی امری اجتناب ناپذیر بوده و هیچ کسی جلودار پیشرفت و حرکت آن نمی باشد.

هر گونه مقاومتی در برابر سیل تکنولوژی اطلاعات قطعا شکست خواهد خورد.

موضوع بعدی که در این مبحث و در ارتباط با مسئله ی قتل دختر بی گناه قابل تحلیل است پدیده ی خشونت خانوادگی به ویژه علیه دختران و زنان است. موضوعی که در گزارشات رسانه ملی مورد غفلت قرار گرفت.

خشونت خانگی به هر نوع آسیب و آزار جسمی، روانی، جنسی و مسامحه و غفلت از نیازهای عاطفی و روانی یکی از اعضای خانواده علیه فرد دیگر اطلاق می شود. این پدیده در بسیاری از جوامع از جمله کشورمان وجود دارد و به نظر می رسد دارای روند رو به رشدی است.

در بسیاری از جوامع از جمله کشورمان زنان بیشترین میزان خشونت خانگی را تحمل می نمایند و مورد انواع آزار و اذیت قرار می گیرند.

اصولا سیستمی در کشور برای ثبت موارد همسر آزاری وجود ندارد.

بسیاری از گزارش‌های همسرآزاری به دلایل متعدد که در این مطلب به بخشی از آنها اشاره خواهد شد مورد غفلت قرار می‌گیرد و در نتیجه به آن رسیدگی نمی‌شود. یکی از مهمترین دلایل این موضوع فقدان نهادهای حمایت‌گر در سطح جامعه می باشد.

برخی از سازمان های دولتی و غیردولتی به ظاهر متولی نیز بسیار ضعیف عمل نموده و اصولا در این رابطه با کژکارکرد مواجه هستند. یعنی عدم حضور چنین نهادهایی در جامعه بهتر از حضور ظاهری آنهاست. زیرا حضور بی کارکرد آنها باعث سلب اعتماد اجتماعی در بین مردم می‌شود. عامل اصلی خشونت علیه زنان را می توان در تبعیض علیه آنها در سطوح مختلف زندگی دانست.

خشونت هم در تبعیض ریشه دارد و هم به آن دامن می زند. از آنجا که مردان در خانه از قدرت بیشتری برخوردارند و دسترسی بیشتری به منابع کمیاب( قدرت، ثروت، احترام ) دارند در نتیجه هنگام بروز اختـلاف در خـانواده تنـها راه حل نمودن آن را استفـاده از خشونت می دانند.

حتی مردان استفاده از خشونت را طبیعی قلمداد نموده چرا که آن را تحت عنوان مساله تربیت فرزندان و برخورد مناسب با زنان قلمداد می کنند. وجود فرهنگ پدرسالارانه به وضوح به چشم می‌خورد که در آن به تعبیر عامیانه زن را جنس ضعیفه تلقی می کنند.

چنین نگرشی به ویژه هنگامی که قوانین حمایت‌گری از زنان وجود نداشته باشد باعث تشدید مشکلات آنها می‌گردد.

ساختار اجتماعی جامعه ویژگیهای پدرسالارانه و منابع کمیاب اجتماعی در اختیار مردان است و به صور مختلف از دسترسی زنان دور نگه داشته می‌شود و به همین دلیل خشونت خانوادگی به صورت آشکار هم در اماکن عمومی و هم در خانواده ها اعمال می‌گردد.

هر چند در خانواده بیشتر اتفاق می افتد. برخلاف کشورهای غربی که جامعه خشونت نسبت به زنان در اماکن عمومی را مجاز نمی داند، در برخی دیگر از جوامع اعمال خشونت مرد نسبت به زنان را تا حدودی متعارف دانسته و تحمل می‌کنند.

به اعتقاد جامعه شناسان مهمترین عاملی که به خشونت در خانواده دامن می‌زند فقدان حمایت های اجتماعی، فرهنگی، قانونی و به کار بردن نیروی بدنی در خانواده در ارتباط با زنان است.

در بسیاری از کشورهای جهان از پدر و مادر انتظار می رود که فرزندان نابهنجار خود را ادب کنند و حتی کتک زدن آنان یک امر طبیعی قلمداد می شود.

از سویی عدم مهارت والدین در برقراری ارتباط مناسب با فرزندان زمینه را برای جایگزینی خلاهای عاطفی و حمایتی به ویژه دخـتران فراهم می آورد.

در دنیای امروز با توجه به سرعت تغییرات اجتماعی ناشی از تکنولوژی و تغییرات سبک زندگی به ویژه برای نسل جوان شکاف عمیقی بین دیدگاه والدین و فرزندان در خصوص نحوه‌ی برقراری ارتباط و شیوه زندگی ایجاد شده است و به جای اینکه والدین تلاش نمایند تا به فرزندان نزدیک‌تر شوند فرسنگ‌ها از آنها دور شده و با متوسل شدن به خشونت در جهت تربیت فرزندان به اصطلاح سرکش خود بر می‌آیند.

تا زمانی که به والدین نحوه ی ارتباط و تعامل با فرزندان آموزش داده نشده و به فرزندان نحوه استفاده از تکنولوژی آموزش داده نشود و همچنین بازنگری در قوانین در زمینه حمایت از فرزندان و زنان صورت نپذیرد باز هم شاهد جنایتی از این دست خواهیم بود.

از این رو آیا بهتر نیست به جای محکوم کردن تکنولوژی و تبرئه نمودن خود، با گلوله تعصب، فرزندانمان را به خودسری، سرکشی و … متهم نکنیم و شیوه های تعامل با فرزندان را بیاموزیم تا این سرمایه های اجتماعی به دور از هرگونه خشونت و با داشتن امنیت برای ساختن آینده‌ای روشن برای خود و مهین برآیند؟

خشونت هم در تبعیض ریشه دارد و هم به آن دامن می زند

در نهایت چنانچه بخواهیم از این مبحث نتیجه گیری کنیم:

اولا؛ فضای مجازی و شبکه های اجتماعی بیشتر از آنکه یک عامل تهدید کننده برای کانون خانواده و فرزندان تلقی گردد می توان با آموزش درست آن را تبدیل به فرصتی برای افزایش تعاملات اجتماعی و حضور موثر خود و فرزندان در جامعه نمود. در برابر سیل تکنولوژی های ارتباطی هیچ کسی را یارای مقابله و مقاومت نیست.

دوم اینکه خشونت علیه زنان تحت هر عنوانی دارای پیامدهای جسمی، روانی، خانوادگی و اجتماعی می‌باشد. خشونت علیه زنان، خشونت علیه کلیت یک نظام و ساختارهای آموزشی، خانوادگی، قضایی، انتظامی و اجتماعی بوده و باعث تضعیف بنیان خانواده می گردد.

سوم؛ نهادهای حمایتی و قانونی در حمایت از زنان و همسرآزاری نیازمند بازنگری در دستورالعمل‌ها و قوانین می باشند. لذا حمایت از زنان آزار دیده حمایت از کلیت خانواده بوده و از توسعه ی جرم و جنایت پیشگیری خواهد نمود. تقویت نهادهای حمایتی در این رابطه اهمیت زیادی دارد.

واقعیت این است که نمی توان تحت هیچ شرایطی عمل ناپسند پدری در ارتکاب قتل فرزندش را به دلیل حضور وی در شبکه های اجتماعی پذیرفت و چنین کاری باعث ترویج خشونت در جامعه می شود

چهارم؛ انتظار می رود که رسانه ی ملی نقش سازنده و درستی در به تصویر کشاندن آسیب های اجتماعی داشته باشد.

واقعیت این است که نمی توان تحت هیچ شرایطی عمل ناپسند پدری در ارتکاب قتل فرزندش را به دلیل حضور وی در شبکه های اجتماعی پذیرفت و چنین کاری باعث ترویج خشونت در جامعه می شود.

لذا پیشنهاد می گردد رسانه‌ی ملی درک درست تری نسبت به مسائل اجتماعی داشته باشد و به تولید برنامه های آموزشی مناسب والدین و نوجوانان اقدام نماید.

در هر صورت در بروز اتفاق ناگوار یاد شده عوامل مختلفی موثر بوده اند که ضرورت برنامه ریزی و توجه جدی به مبانی چنین اعمال خشونت آمیزی را بیش از گذشته نمایان می سازد تا از بروز چنین اتفاقاتی جلوگیری به عمل آید.

اشتراک گذاری
 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *