- تمامی تشریفات صدور گواهینامه انجام شده
- از داستایوفسکی تا تنگۀ هرمز؛ تأملی در سخنان اخیر سیدمهدی میرباقری
- عوامل بروز انحرافات دینی در جوامع اسلامی
- میان میدان سیاست و مستطیل سبز؛ تیم ملی، قربانی یا فرصت؟
- سازمان اداری و استخدامی: پرداخت اضافه کاری به کارمندان متوقف نشده است
- اعتراف مجریهای «منوتو» به وضع نکبتبارشان
- دادستان کل کشور: در تمام دنیا مجازات جاسوسی بهویژه در شرایط جنگی سنگین است
- توافق ایران و آمریکا محتمل است ؟
- فتح سکوهای پاراوزنهبرداری جهان توسط بانوی ایرانی/ دو طلای ارزشمند در جیب حسینی
کد خبر:
28585
زمان انتشار:
۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۲۲:۰۶ بعد از ظهر -
8 بازدید
از دل نادیدهها تا قلههای جهانی
✍مرتضی دهرویه
گاهی آدم دلش برای جایی تنگ میشود که هرگز در آن قدم نزده است.
برای کوچههایی که خاکشان را لمس نکرده، برای مردمی که صدایشان را از نزدیک نشنیده، اما نامشان را بارها نوشته است.
برای من، «قلعهبالا» همینگونه آغاز شد؛
نه با سفر، که با واژه.
نه با حضور، که با خبر.
هفته گذشته، وقتی شنیدم این روستای آرامِ نشسته بر شانههای کویر، در آستانه جهانی شدن است، چیزی در درونم لرزید؛
نه فقط از جنس خوشحالی،
بلکه از جنس غروری که سالها زیر گرد و غبار بیتوجهی پنهان مانده بود.
در روزگاری که جهان، هیاهوی شهرهای شلوغ را بیشتر میبیند،
قلعهبالا بیصدا ایستاده است؛
مثل درختی که ریشههایش را عمیقتر از آنچه دیده میشود، در خاک فرو برده.
اینجا، زندگی هنوز با طبیعت معامله نمیکند،
با آن رفاقت دارد.
مردمانی که بخشی از نانشان را نذر حیاتوحش میکنند،
زنانی که تار و پود فرهنگ را با دستهایشان میبافند،
کودکانی که قبل از آنکه الفبا را کامل بیاموزند،
حرمت زیستن را یاد گرفتهاند.
اینها آمار نیست،
اینها «معنا»ست.
قلعهبالا اگر امروز به آستانه جهانی شدن رسیده،
نه با برجهای بلند،
نه با سرمایههای آنچنانی،
بلکه با «شرافت زیستن» به این نقطه رسیده است.
با خانههای کاهگلی که هنوز نفس میکشند،
با کوچههایی که هنوز بوی اصالت میدهند،
و با مردمی که بلدند چگونه در کنار طبیعت باشند، نه مقابل آن.
در جهانی که بسیاری از روستاها برای شبیه شدن به شهرها هویت خود را میبازند،
قلعهبالا ایستاده تا یادآوری کند:
«پیشرفت، همیشه به معنای فراموشی نیست.»
این روزها، نام قلعهبالا در کنار روستاهایی از ۶۶ کشور جهان قرار گرفته؛
شبیه یک مسابقه بزرگ،
شبیه حضور در جام جهانی.
اما حقیقت این است که
برای ما،
برای سمنان،
برای ایران،
قلعهبالا همین حالا هم برنده است.
چرا که جهانی شدن، پیش از آنکه در فهرستها ثبت شود،
باید در «رفتار» و «باور» شکل بگیرد.
و این اتفاق، سالهاست در این روستا رخ داده است.
من هنوز به قلعهبالا نرفتهام.
اما اعتراف میکنم که مدتهاست آنجا زندگی میکنم؛
در میان خبرها، در میان روایتها، در میان مردمی که هرگز ندیدهام اما خوب میشناسمشان.
و حالا یک آرزو دارم؛
نه فقط برای این روستا،
بلکه برای تمام سمنان…
روزی برسد که جهان،
نه فقط یک نقطه،
بلکه تمام این سرزمین را کشف کند.
از کویرهای خاموش تا جنگلهای پنهان،
از روستاهای بینام تا شهرهای صبور.
قلعهبالا فقط یک روستا نیست؛
یک پیام است.
پیامی که آرام اما عمیق میگوید:
اگر ریشههایت را حفظ کنی،
اگر با طبیعت نجنگی،
اگر انسان بمانی…
جهان،
دیر یا زود،
تو را خواهد دید.

اخبار مرتبط
- لزوم تقویت قدرت خرید خانوارها در برابر تورمِ نجومی پیش از آغاز تابستان
- با سعدی در گلستان : امیدوار بوَد آدمى به خیرِ کسان / مرا به خیرِ تو امّید نیست، شر مرسان
- رای شورای امنیت به بررسی بازگشت تحریم ایران
- صادق زیباکلام بازداشت شد.
- از داستایوفسکی تا تنگۀ هرمز؛ تأملی در سخنان اخیر سیدمهدی میرباقری
- پزشکیان: رهبر شهید تاکید داشتند مساله نه جنگ نه صلح را باید حل کرد
- عوامل بروز انحرافات دینی در جوامع اسلامی
- «شهر خوب، یافتنی نیست؛ ساختنی است»
- میان میدان سیاست و مستطیل سبز؛ تیم ملی، قربانی یا فرصت؟
- باهم بودن


