امروز یکشنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۵
یادداشت روز به قلم سید رضا هاشمی؛

مکانیسم ماشه آزمون مهم کارامدی حاکمان!

چهل سال از خدا عمر گرفتیم، همه اش با موضوعات تکراری و زجرآور و مشمئز کننده و ملال آور در سال‌های زندگی مواجه بودیم نسلی که همواره و پر تکرار می شنود
کد خبر: 26790
زمان انتشار: ۱۷ شهریور ۱۴۰۴ - ۱۳:۴۹ بعد از ظهر -
171 بازدید

یادداشت روز به قلم سید رضا هاشمی؛

مکانیسم ماشه آزمون مهم کارامدی حاکمان!

چهل سال از خدا عمر گرفتیم، همه اش با موضوعات تکراری و زجرآور و مشمئز کننده و ملال آور در سال‌های زندگی مواجه بودیم نسلی که همواره و پر تکرار می شنود:
۱- جنگ
۲- صلح
۳- تسخیر سفارت خانه
۴- کفن پوشیدن
۵ – قطع روابط دیپلماتیک
۶- آغاز دور جدید مذاکرات
۷- تحریم
۸- شفافیت
۹- انرژی اتمی و اتم
۱۰- برجام
۱۱- فعال شدن مکانیسم ماشه
۱۲- بازگشت تحریم‌های پیش از برجام
۱۳- حمله
۱۴- نابودی اسراییل
۱۵ – احتمال آغاز دوباره حمله اسرائیل و آمریکا
و………
تازه‌ترین آن‌ها گزاره ها تحریم است و مکانسیم ماشه؛ گرچه بقیه موارد هم، همواره گزینه‌های روی میز لعنتی هستند. همان میزی که آرامش و زندگی را سال‌هاست از ما مردم گرفته است.
پرسش اینجاست که چرا کسی از متولیان نظام جسارت و شهامت آن را ندارد روبروی ملت ایران بنشیند و با شفافیت و آشکارا بگوید که این آمریکا و اروپای مستبد و‌ زورگو قرار است چه بلاهای دیگری بر سر ما آوار کنند؟!
چرا کسی نمی‌گوید مکانیسم ماشه و بازگشت تحریم‌ها دقیقا یعنی چه؟ چرا نمی‌گوید با فعال شدن این سازوکار حقوقی، آنان که له می‌شوند و جسم و جانشان چروکیده و از نفس می‌افتد، طبق گزارش مرکز پژوهش های مجلس، سی درصد فقیر مطلق از ملت ایران است؟
مکانیسم ماشه گر چه سازوکاری حقوقی و دیپلماتیک از ناحیه تعدادی از کشورهای امضاکننده آن برای بازگرداندن تحریم‌های شورای امنیت سازمان ملل به دلیل مناقشات و اختلافات بر سر تعهدات هسته‌ای ایران و آژانس است، و حاکمیت ما هم سعی دارد آن را بی‌ارزش و کم تاثیر و حقیر در برابر اراده پولادین خود در جنگ قدرت با بسیاری از قدرت‌مداران جهان بشمارد و نشان دهد؛ و مردم هم از دیدگاه حاکمان همیشه صبور و ایستاده بر سر عهد سابق؛ اما باور کنیم که مکانیسم ماشه سلاحی است که شقیقه ملت ایران را نشانه رفته است. جوانان و جامعه مشغول به تحصیل در دانشگاهها و
بیکاران، شاغلان اقتصاد غیررسمی چون دست فروشی و کار روز مزدی، کولبران، سوخت‌بران، بازنشستگان، معلمان، کارگران، کشاورزان، خرده فروشان در مغازه‌های اجاره‌ای، سالمندان، معلولان، زنان سرپرست خانوار، بیماران، خانواده‌های زندانیان، مستاجران که به لطف سیاست‌گذاری های به کار گرفته حاکمان در عرصه های اجتماعی به زیر خط فقر مبتلا شده‌اند، هدف نشانه رفته این مکانیسم ماشه لعنتی هستند. به نحوی که با افزایش هزاران باره ی تورم و گرانی و فقر و کاهش هزاران باره ی ارزش پول ملی و نهایتا کاهش قدرت خرید و تهیه لوازم روزمره نیازهای اولیه خوراک، سرپناه، دارو و درمان، آموزش و پوشاک و حذف کامل هرگونه فعالیت و برنامه رفاهی، سرگرمی، انرژی بخش، برقرار کننده ارتباطات خانوادگی و اجتماعی و افزایش شدید رکود اقتصادی، به‌ ویژه در بنگاه‌های کوچک همراه با تعدیل نیرو و بیکار شدن شاغلان، و تعطیلی و ورشکستگی واحد‌های صنعتی، تولیدی، خدماتی و نتیجه آن افزایش تنهایی، افسردگی، خشم، شرم در سرپرستان خانواده، ناامیدی و تمایل به آسیب به خود یا اطرافیان نتایج مکانیسم ماشه است این مکانیسم باعث افزایش چندباره بحران و مشکلات حوزه دارو و درمان و به خطر افتادن جان مردم و فزونی آمار بیماری و مرگ شهروندان خواهد شد و کسانی که پولش را دارند دست به مهاجرت می زنند و افزایش مهاجرت و فرار سرمایه‌های انسانی و اقتصادی از کشور کشور را در معرض ورشکستگی قرار خواهد داد.
رییس جمهور و دولت فخیمه و نظام حکمرانی می دانند که مکانیسم ماشه، شلیک مستقیم به قلب و مغز ملتی است که از صبح تا شب کار می‌کند تا بتواند زنده بماند!
و این فقط به معنای مناقشات و منازعات سیاسی در میدان دیپلماسی نیست؛ بلکه تاثیر بر خواب و خوراک و روان مردم است. در این بین، گویی تعدادی از افراد در مسئولیتهای مختلف، میدانی برای رجزخوانی سیاسی و قدرت‌نمایی یافته اند. تنگه هرمز را در خیال خود می بندند و باز می کنند. همچون یمنی ها لباس ساده می پوشند و یک وعده غذا می خورند؛ از داروهای گیاهی بهره می برند، بی‌آنکه به غم نان و زنده ماندن بخش زیادی از این مردم بیندیشید.
مسئولین و حاکمان ایران باید شجاعت داشته باشند و با درک شرایط سخت مردم، در یک ماه طلایی از مکانیسم ماشه و ورود به فصل هفتم شورای امنیت و خطر جنگ با دنیا جلوگیری کنند! چگونه ممکن است ملتی و کشوری درگیر جنگ و مصیبت شود تا حق مسلم انرژی هسته ای داشته باشد؛ آخر باید ایران و ملتی سالم و برقرار بماند تا انرژی هسته‌ای، حق مسلمش باشد!
کاش یکی از کسانی که در رسانه ملی، دغدغه‌‌اش باج‌گیری های سیاسی و جناحی، شعارهای پوچ و توخالی، آمارهای دروغ برای نمایش آرامش و پیشرفت متوهمانه، دشنام و فحاشی به معترضان و تحول جویان وطن دوست است؛ دغدغه اش نان شب، بیکاری، اضطراب فرارسیدن موعد اجاره خانه، گوشت کیلویی ۱/۵ میلیون تومانی، و دارو درمان و سیستم معیوب آن، دیدن این همه فقیر و گرسنه در خیابان و اختلاف طبقاتی و بی عدالتی و فساد سیستماتیک وحشتناک در این سرزمین باشد.
اما نیست؛ چون دنیای آن‌ها با دنیای ملت زیر خط فقر متفاوت است. اگر می گویید این‌گونه نیست، چرا اجناس اساسی گران می شود. چرا هر روز ملت برای خرید مایحتاج فقیر تر می شوند و چرا هر ساله اجاره خانه ها سنگین تر می شود؟
و چرا نمی توانند برای بالا بردن عزت این مردم چاره ای کنند. مکانیسم ماشه و نحوه اقدامات نظام حاکم، آزمون مهمی است تا کارآمدی و ناکارآمدی حاکمان کشور مورد ارزیابی مردم قرار گیرد!

 

اشتراک گذاری
 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *