امروز شنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۵

آینده در گذشته اقتصاد ایران!!

کد خبر: 24930
زمان انتشار: ۲۸ اسفند ۱۴۰۳ - ۱۲:۵۳ بعد از ظهر -
629 بازدید

یادداشت روز به قلم رحمان سعادت؛

آینده در گذشته اقتصاد ایران!!

در آستانه سال ۱۴۰۴، بررسی شاخص های اقتصادی دو دهه اخیر ایران نشان می دهد برای رسیدن به آینده مطلوب باید به وضعیت شاخص اقتصادی در گذشته ایران برگردیم. یعنی هر چه قدر در روند اقتصادی به عقب برمی گردیم، وضعیت بهتر است و هر چه قدر به سوی آینده می رویم، اوضاع خرابتر می شود. ۲۰ سال قبل با حقوق متوسط یک ماهه کارمندی می توانستیم یک و یا دو سکه بخریم. الان با متوسط حقوق یک ربع سکه هم نمی توان خرید. بیست سال پیش با حقوق متوسط کارمندی، میزان سال انتظار خرید یک آپارتمان ۸۰ متری در منطقه مرکز شهر تهران ۱۰ سال بود و اکنون ۵۰ سال. یعنی یک جوان بیست ساله در ۷۰ سالگی می تواند صاحب مسکن شود و با این روند صعودی تورم، دهه نودی ها در ۱۰۰ سالگی موفق به تامین مسکن خواهند شد. در گرامر ادبیات زبان انگلیسی در مبحث زمان، زمانی وجود دارد که در آن آینده ای هست که در گذشته از آن صحبت می شود و به زمان” آینده در گذشته” مشهور است و اغلب در خصوص حسرت ها گفتگو می شود. مثلا می گویند اگر جوان بودم (که الان جوان نیستم) سیگار نمی کشیدم. یعنی صحبت از آینده ای است که به گذشته غیر قابل دسترس تبدیل شده است. مثال اقتصادی آن در گفتار دکتر عبده تبریزی است؛ وی در مصاحبه ای گفت که اگر برنامه های دهه هشتاد را ادامه می دادیم، الان ایران اقتصاد برتر منطقه نامیده می شد. عنوانی که هدف برنامه چشم انداز بیست ساله بود. اما اکنون شرایط فعلی شباهتی با چشم انداز بیست ساله ندارد. برخی مواقع که اتفاقی، فیلم های سینمایی و سریال های چند دهه پیش را نگاه می کنیم، در سکانس ها قیمت های پیشنهادی در معاملات اقتصادی بین بازیگران مطرح می شود، که اکنون قیمت محسوب نمی شوند. مثلا قیمت پراید شش میلیون بود. الان با شش میلیون، فقط لاستیک های پراید را می توان خرید.
توشیکازو کواگوچی نویسنده ژاپنی در کتاب ” پیش از آنکه قهوه ات سرد بشود” جمله مشهوری دارد که ” اگر به گذشته برگردی دوست داری چه کسی را ببینی”، اگر در آستانه ۱۴۰۴ از مردم ایران بپرسند که اگر به گذشته برگردی دوست داری چه دوره ای از اقتصاد بعد از انقلاب را ببینی و خوشحال شوی؟! به نظر نگارنده پاسخ احتمالی از سال ۱۳۷۲ تا۱۳۸۲ است. در این دوره فضای اقتصادی بهتر بود و مردم خوشحال و امیدوار بودند. چرا که جنگ و آثار ناشی از جنگ تمام شده بود و هنوز تحریم های علیه ایران شروع نشده بود. تقریبا چهار سال دوم دولت سازندگی و چهار سال اول دولت اصلاحات. دوران بدون جنگ نظامی و جنگ اقتصادی(تحریم ها).
از سال ۱۳۸۲ تقریبا پرونده هسته ای شروع شد. زمانی که محمد البرادعی رییس آژانس بین المللی انرژی اتمی بود و بعد دوره یوکیا آمانو شرایط سخت شد و در حال حاضر رافائل گروسی کسی که شمشیر از رو بسته و شرایط را بغرنج‌ کرده است. گرچه در دولت دهم و یازدهم دولت وقت اقداماتی در خصوص رفع تحریم ها انجام داد، ولی بد عهدی آمریکایی و بی معرفتی اروپایی موجب شد حلقه اقتصادی تنگ تر شود. در اوایل دهه هشتاد قیمت دلار هزار تومن بود و اکنون قریب ۱۰۰ هزار تومن. یعنی ارزش واحد پولی ما ۱۰۰ برابر تنزل کرده است. گرچه سیاست های داخلی اشتباه در کاهش ارزش پول ملی اثر گذار بوده، اما نمی توان به هیچ وجه اثر تحریم را نادیده گرفت. شاید اگر تحریم ها نبود و برنامه توسعه ای دهه هشتاد ادامه می یافت، به جای دلار ۹۰ تومنی دلار ۹ تومن خرید و فروش می شد. اما داستان به گونه ای دیگر رقم خورد.
گذشته ها گذشته!! اما چه باید کرد؟ گذشته چراغ راه آینده است. باید طرحی نو در اندازیم و سیاست های اقتصادی و سیاسی را سخت بشکافیم. با برنامه های قبلی نمی توان به نتایج مطلوب رسید و با مدیران دو دهه اخیر نمی شود، شرایط جدیدی را رقم زد. نیاز است تفکرات جدید به سیستم مدیریتی تزریق شود. دنیای جدید افکار جدید طلب می کند. متوسط سنی مدیران فعلی بالای شصت سال است و این یعنی حاکمیت تفکرات قدیمی. باید قبول کنیم که با گسترش هوش مصنوعی بسیاری از مشاغل فعلی دیگر موضوعیت نخواهند داشت و مشاغل جدید خلق خواهد شد. بنابراین آینده مال افراد و کشور هایی است که بتوانند مناسبات ده سال آینده را حدس و تخمین بزنند و بر اساس نیازهای مولفه های دهه پیشرو برنامه ریزی کنند، وگرنه ده سال آینده نیز باز باید حسرت فرصت های از دست رفته را بخوریم.
در دنیای امروز مهمترین عنصر در منافع ملی، منافع اقتصادی است. آخرین آمار صندوق جهانی نشان می دهد رشد اقتصادی چین و هند بالاترین ارقام را نشان می دهد. آمریکا نیز احساس خطر کرده است. در این‌ میان سهم اقتصادی ایران ناچیز است. تا زمانی که کشور ما ایران در اقتصاد جهانی وزن لازم را نداشته باشد، مجبوریم پای مذاکراتی بشینیم که حقوق مسلم ما نادیده گرفته می شود. چاره ای جزء تقویت بنیه های اقتصادی نیست و رمز موفقیتِ برنامه های اقتصادی، ثبات سیاسی است.

 

اخبار مرتبط
اشتراک گذاری