- تمامی تشریفات صدور گواهینامه انجام شده
- از داستایوفسکی تا تنگۀ هرمز؛ تأملی در سخنان اخیر سیدمهدی میرباقری
- عوامل بروز انحرافات دینی در جوامع اسلامی
- میان میدان سیاست و مستطیل سبز؛ تیم ملی، قربانی یا فرصت؟
- سازمان اداری و استخدامی: پرداخت اضافه کاری به کارمندان متوقف نشده است
- اعتراف مجریهای «منوتو» به وضع نکبتبارشان
- دادستان کل کشور: در تمام دنیا مجازات جاسوسی بهویژه در شرایط جنگی سنگین است
- توافق ایران و آمریکا محتمل است ؟
- فتح سکوهای پاراوزنهبرداری جهان توسط بانوی ایرانی/ دو طلای ارزشمند در جیب حسینی
آثار افزایش قیمت سکه و ارزهای خارجی!
یادداشت روز به قلم ابوالقاسم کواکبیان؛
آثار افزایش قیمت سکه و ارزهای خارجی!
پساز انقلاب ۱۳۵۷ رویدادهای متعددی برای کشور عزیزمان پیش آمد که موجب افزایش قیمت ارز خارجی و کاهش ارزش پول ملی ما شد که البته تا حدودی توجیهپذیر بود؛ برای مثال، قیمت دلار در طی بیست سال اول انقلاب از ده تومان به پانصد تومان رسیدکه یکی از دلایل مهم این نوسانات جنگ هشتسالۀ خانمانسوز بود و بخش اعظم اقتصاد کشور را تحتالشعاع قرار داد؛ بهطوریکه ویرانشدن شهرها و زیرساختهای تولیدی ازجمله پالایشگاهها و کشتیها و تهیۀ اسلحه و ادوات جنگی و مخارج میلیونها رزمنده موجب متلاشیشدن اقتصاد ما شد؛ البته درگیریهای داخلی و مبارزه و کشمکش با کمونیستهای آن زمان، قبل و بعد جنگ، مزید بر علت بود و دلیل دیگری که موجب هزینۀ بیشتر کشور شد، بهحاشیهرفتن کنترل موالید بود؛ بهطوریکه طی این بیست سال جمعیت ما به بیش از دوبرابر افزایش یافت و کشورمان جوانترین کشور دنیا شد؛ لذا لازم بود برای ادارۀ هزینههای چندبرابری تازهمتولدین، از هزینۀ تغذیه گرفته تا آموزشوپرورش و حتی تحصیلات دانشگاهی، برنامهریزی اجرایی و معقولی انجام شود.
مخلص کلام اینکه این خیل عظیم جمعیت تازه متولدشده همه مصرفکننده بودند و تعداد نیروی کار و مولد کشور ثابت بود؛ از سوی دیگر، بحث سازندگی در میان بود و برای آبادانی ویرانیهای ناشی از جنگ، بودجۀ عظیمی لازم بود؛ مضافاً اینکه جهان بهسرعت بهسمت توسعه و پیشرفت در حرکت بود و کشور ما مجبور بود برای عقبنماندن از توسعۀ جهانی، متحمل هزینۀ هنگفتتری شود و برای ایجاد و راهاندازی بسیاری از پدیدههای نوظهور سرمایهگذاری کند.
بههرحال، این سرعت افزایش بهای طلا و ارز و در پی آن، تورم، پساز بیست سال، تنها در یک بازۀ زمانی تا حدودی کاهش پیدا کرد؛ برای مثال، قیمت دلار از سال ۱۳۸۸ تا سال ۱۳۹۶، از هزار تومان به چهارهزار تومان رسید؛ ولی شوربختانه پساز آن، بهویژه در سال جاری، بهگونهای سرسامآور، پول ملی ما ارزش خود را از دست داد؛ بهطوریکه هماکنون قیمت یک سکه طلا حدود ۵۷میلیون تومان شده است درحالیکه در سالهای اولیۀ انقلاب، حدود چهارصد تومان بود و میانگین حقوق یک کارمند حدود دوهزار تومان بود؛ یعنی بهطور میانگین، یک کارمند یا یک بازنشسته با درآمد خود میتوانست پنج سکۀ طلا بخرد که هماکنون قیمت آن پنج سکه به ۲۷۰میلیون تومان رسیده است و با یک حساب سرانگشتی و باتوجهبه میانگین حقوقها، میزان کوچکشدن سفرۀ حقوقبگیران را میتوان محاسبه کرد.
در همین زمان ناجیان اقتصاد کشور پیشنهاد میدهند از پول ملی کشور چهار تا صفر کم کنیم! این کار تنها پاککردن صورتمسئله است؛ چراکه مثلاً اگر از رقم مسافت سمنان تا سرخه که دومیلیون سانتیمتر است، دو تا صفر کم کنیم، میشود بیستهزار متر و اگر پنج تا صفر کم کنیم، میشود بیست کیلومتر که بهطور قطع تنها ادای عبارت آن آسانتر است و این فاصله هیچ تفاوتی نمیکند و هرگز کوتاهتر نخواهد شد! لذا باید به مردان اقتصادی کشور هشدار داد یا از شغل خود استعفا دهید یا چارهای بیندیشید؛ زیراکه مدیریت این کشور به رایگان به دست شما نرسیده است که از نمد آن برای خود کلاهی ببافید و بهسادگی از کنار آن عبور کنید!
کسی که از حذف چهار صفر یا دلار ۷۳هزارتومانی صحبت میکند یا ارتباط افزایش قیمت دلار را با ازدیاد تورم و گرانی نمیداند یا از ارزانی بنزین میگوید، هرگز محاسبه نکرده یک کارمند اماراتی یا اروپایی با یک روز حقوق خود چند لیتر بنزین میخرد و یک ایرانی چند لیتر؛ او نمیداند با جهش هزارتومانی یک دلار آمریکا، چندین نفر به زیر خط فقر سقوط خواهند کرد؛ او گمان میکند اگر بند ناف اقتصاد کشور را از دلار جدا کنیم و با پوند، یورو، روبل، یوآن یا هر واحد پول دیگر پیوند بزنیم، راهحل مناسبی است؛ اما در اصلِ ماجرا تفاوتی حاصل نمیشود؛ هماکنون ارزش پول کشورمان نسبت به اکثر قاطع پولهای جهان کاهش پیدا کرده است.
خداوند سبحان گواه است که صاحب این قلم بدون هیچگونه حبوبغضی به همۀ دستاندرکاران و تریبونداران و بهویژه مردان اقتصادی هشدار میدهد اندکی به خود آیید و نسخههای درمانی ناکارآمد را دور بریزید و با فکری اساسی کشور را از ورشکستگی اقتصادی نجات دهید و دراینمیان، دستان پلید رانتخواران و اختلاسگران را کوتاه کنید و هرگز این سخن سخیف را بر زبان نیاورید که قیمت سیبزمینی و پیاز چه ربطی به قیمت سکه یا دلار یا پوند یا یورو یا… دارد! کما اینکه در اقتصاد پویا، همۀ عوامل بههم ربط دارند؛ از تهیۀ لوازم خانگی گرفته تا اجاره و خرید مسکن، از خرید اتومبیل و تعمیرات آن گرفته تا فراهمکردن گوشت و لبنیات و…؛ مگر آنکه تجویز کنید مردم لنگ بپوشند و نان خشک بخورند تا فرزندان شما زندگی بهتری در خارج کشور داشته باشند!
- لزوم تقویت قدرت خرید خانوارها در برابر تورمِ نجومی پیش از آغاز تابستان
- با سعدی در گلستان : امیدوار بوَد آدمى به خیرِ کسان / مرا به خیرِ تو امّید نیست، شر مرسان
- رای شورای امنیت به بررسی بازگشت تحریم ایران
- صادق زیباکلام بازداشت شد.
- از داستایوفسکی تا تنگۀ هرمز؛ تأملی در سخنان اخیر سیدمهدی میرباقری
- پزشکیان: رهبر شهید تاکید داشتند مساله نه جنگ نه صلح را باید حل کرد
- عوامل بروز انحرافات دینی در جوامع اسلامی
- «شهر خوب، یافتنی نیست؛ ساختنی است»
- میان میدان سیاست و مستطیل سبز؛ تیم ملی، قربانی یا فرصت؟
- باهم بودن


