- عناصر وابسته به اسرائیل در دولت آمریکا، سر خود را در خاک دفن میکنند
- آکسیوس: استفاده آمریکا از بمب افکن بی-۱ برای حملات بامداد چهارشنبه به ایران
- قلعهبالا؛ روستایی که روایت آینده ایران را از دل کویر مینویسد
- لزوم تقویت قدرت خرید خانوارها در برابر تورمِ نجومی پیش از آغاز تابستان
- تمامی تشریفات صدور گواهینامه انجام شده
- با سعدی در گلستان : امیدوار بوَد آدمى به خیرِ کسان / مرا به خیرِ تو امّید نیست، شر مرسان
- رای شورای امنیت به بررسی بازگشت تحریم ایران
- صادق زیباکلام بازداشت شد.
- از داستایوفسکی تا تنگۀ هرمز؛ تأملی در سخنان اخیر سیدمهدی میرباقری
- پزشکیان: رهبر شهید تاکید داشتند مساله نه جنگ نه صلح را باید حل کرد
- عوامل بروز انحرافات دینی در جوامع اسلامی
- «شهر خوب، یافتنی نیست؛ ساختنی است»
- میان میدان سیاست و مستطیل سبز؛ تیم ملی، قربانی یا فرصت؟
- باهم بودن
- معنای واقعی بِده بِره !!!
فرهنگ صحیح مطالبه گری؛ حلقه مفقودی استان!

یادداشت روز به قلم روح اله ساعدی؛
فرهنگ صحیح مطالبه گری؛ حلقه مفقودی استان!
آلاینده یا غیر الاینده؟! مرگ دوباره یوزپلنگ ایرانی در جاده مرگ؟! افزایش مصرف برق و آب در روزهای گرم و سوزان استان؟! کم آبی و خشکسالی بی سابقه و … اینها بخشی از کلید واژه های رسانه های استان در چند روز گذشته است، که کنشگران اجتماعی در فضای حقیقی و مجازی بارها بدان پرداخته اند اما تاکنون به معنای واقعی سود و منفعتی نداشته است!! تصویر دیگر این موضوع این است که سواره هستیم و از عرض خیابان عبور می کنیم، عابر پیاده ای مقابلمان سبز می شود.به یکباره دنیایی از خشم همه وجودمان را می گیرد و داد می زنیم و شاید پشت بندش، فحشی هم نثارش کنیم! و یا برعکس عابر پیاده هستیم و در حال عبور از یک خیابان! خودرویی به ما نزدیک می شود. چشم غره ای به او می رویم و ناسزایی می گوییم و طلبکارانه، داد و هواری راه می اندازیم. و یا اینکه سوار خودرو هستیم، خودروی دیگری در یکی از خیابان های شهر از ما سبقت می گیرد، خواسته یا ناخواسته، بادی به دماغ می اندازیم و آتشی به دهان، به دنبالش راه می افتیم و تمام خیابان ها را با همه خودروهای شهر، کورس(مسابقه) می گذاریم تا در نهایت، جایی به او برسیم، ویراژی ادب کننده جلویش بدهیم و از سبقت در ده خیابان پایین تر، پشیمانش کنیم. چیزی اینجا مفقود است. چیزی به نام فرهنگ! آنهم در شهر اخلاق و استان با فرهنگ سمنان!
یا اینکه خریداریم، برای خرید یک جنس به مغازه ای می رویم، آنقدر چانه می زنیم یا توی سر جنس می کوبیم که آخر، با فروشنده دعوایمان می شود و با کدورت خاطر مغازه اش را ترک می کنیم. و یا برعکس مغازه داریم، خریدار داخل مغازه می آید، آنقدر از یک جنس تعریف بی خود و بی اساس می کنیم که خریدار به تجربه می فهمد که کاسه ای زیر نیم کاسه است!!! باز چیزی این میان کم است. چیزی به نام فرهنگ! آنهم در شهر اخلاق و در استان با فرهنگی چون سمنان!
و یا اینکه یک شهروند معمولی هستیم با حق و حقوق شهروندی! چه زن و چه مرد، داخل خانه لباس راحت تر و آزادتری می پوشیم، برای هوار کشیدن این حق و نمایش یک آزادی خودتحمیلی، با همان لباس نامناسب به خیابان می آییم! خرید می کنیم، به پمپ بنزین می رویم یا مدتی را در پیاده روهای پرجمعیت قدم می زنیم، غافل از اینکه حریم دیگران را شایسته ی هر تعدی دانسته ایم! شاید یک شهروندیم، و خانم یا آقایی، با لباسی راحت تر، و شاید کمی غیرمعمولی تر وارد فضای اجتماع شده و خودش هم احساس می کند این نوع پوشش، زیبنده ی خودش، شهرش و شأن او نیست. می بینیم که معذب است و مترصد فرصتی برای جبران! اما نگاههای ما هزاران بار او را می خورند و قورتش می دهند. چیزی انگار این وسط کم است، باز فرهنگ دراین میان، ناپیداست.
و یا اینکه آپارتمان نشین هستیم و حق طبقه های بالا و پایین را مدام رعایت نمی کنیم! کارمندیم و همه چیز جز حق ارباب رجوع برایمان اهمیت دارد! و یا رئیس هستیم و با غروری فرعون وار، مدام در سایه ی غفلت چشم و گوش های نظارتی، تکبر و فساد می فروشیم و رنج، درد و آه و افسوس زیردستهایمان و خانواده هایشان را به عنوان بلای جانمان می خریم!
باز هم چیزی کم است. چیزی که نامش فرهنگ است. آب را به درستی مصرف نمی کنیم، ایضا گاز و برق و سوخت را و بدتر از آن بنزین را هم و شاید وقت و زمان را!!! نمی دانیم وقتی میهمان شدیم چه کارها باید بکنیم و وقتی میهمان داشتیم چه کارهایی؟! در مسافرت با همراهان چه رفتارهایی باید داشته باشیم و در اتوبوس، تاکسی یا هواپیما چه رفتاری! زباله می ریزیم، ته سیگارها مدام از ماشین های جلویی به سر و صورت ماشین های عقبی می خورند، با صداهای ناهنجار یا رفتارهای زننده در شهر، مزاحم همدیگر هستیم. فرهنگ را کجا جا گذاشته ایم که حتی چگونگی برخورد مناسب با همسر و فرزانمان را هم نمی دانیم و نمی فهمیم؟ چه رسد به اینکه بخواهیم از حق استانمان، شهرمان یا منطقه و محله و روستایمان دفاع کنیم!
در همین روزها و در شهرمان سمنان مطالبه گری را گاهی دعوا می پنداریم و گاه با ترس از چنین پنداری، از مطالبه گری های ساده هم گریزانیم! چگونگی هزینه کردن میلیاردها تومان پس اندازمان را نمی دانیم و از هزینه کردن چند میلیون تومان برای یک سرمایه گذاری که ناجی اقتصاد استان و راهگشای بیکاری فرزندان خودمان در این دیار باشد هم عاجزیم!!
واقعا فرهنگ در جامعه را کجا دفن کرده ایم که حالا خودمان هم نمی توانیم سراغش برویم و پیدایش کنیم . فرهنگ را ببوسیم و بگوییم که سخت به تو احتیاج داریم؟ واقعیت اینکه؛ ما در استان با فرهنگ سمنان، نیاز به یک بازسازی جدی و مداوم فرهنگ اجتماعی در بسیاری از زمینه ها داریم. افسوس که بعضی از متولیان خوابند و بسیاری از دلسوزان، ناامید هستند. اما قطعا در ناامیدی بسی امید است، پایان شب سیاه فرهنگ های نامناسب هم سپید است. اجازه بدهید گاهی در خودمان فرو برویم و غرورمان بشکند، بگذارید کمی از درون، ترش بشویم و خجل زده! اما برای فردای بهتر فرهنگ ایرانی، از همین امروز شروع کنیم. فرهنگ صحیح مطالبه گری را هم یاد بگیریم.
- قلعهبالا؛ روستایی که روایت آینده ایران را از دل کویر مینویسد
- لزوم تقویت قدرت خرید خانوارها در برابر تورمِ نجومی پیش از آغاز تابستان
- عوامل بروز انحرافات دینی در جوامع اسلامی
- «شهر خوب، یافتنی نیست؛ ساختنی است»
- میان میدان سیاست و مستطیل سبز؛ تیم ملی، قربانی یا فرصت؟
- باهم بودن
- معنای واقعی بِده بِره !!!
- استان سمنان کانون تلاقی سنت و مدرنیته در صنعت گردشگری روایت یک تحول استراتژیک
- نقش کلیدی شهرداریها در افزایش سرمایهگذاری در شهر
- پایان یک دوره آغاز یک مطالبه؛ ضرورت بازنگری در حکمرانی محلی سمنان


