امروز شنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۵
میان میدان سیاست و مستطیل سبز؛ تیم ملی، قربانی یا فرصت؟

میان میدان سیاست و مستطیل سبز؛ تیم ملی، قربانی یا فرصت؟

مطابق انتظار، تب فوتبال بالا گرفته و اخبار تیم ملی با حساسیتی دوچندان دنبال می‌شود. اما آنچه این دوره را متفاوت کرده، نه فقط مسائل فنی تیم، بلکه حواشی پیرامون اعزام، از جمله موضوع عدم صدور ویزا برای بخشی از همراهان تیم ملی است؛
کد خبر: 28688
زمان انتشار: ۲۰ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۰:۰۳ قبل از ظهر -
4 بازدید

میان میدان سیاست و مستطیل سبز؛ تیم ملی، قربانی یا فرصت؟

»مرتضی دهرویه

در آستانه آغاز جام جهانی، بار دیگر فوتبال ایران نه فقط درگیر چالش‌های فنی، بلکه درگیر معادلات پیچیده‌ای از سیاست، تصمیم‌گیری‌های مدیریتی و نگاه‌های چندگانه شده است؛ جایی که حمایت از تیم ملی، مهم‌تر از هر دوگانه‌سازی به نظر می‌رسد.

این روزها، در حالی که جهان همچنان درگیر بحران‌ها و تنش‌های سیاسی از جمله جنگ روسیه و اوکراین و تحولات روابط ایران و آمریکا است، نگاه میلیون‌ها نفر از مردم دنیا به مهم‌ترین رویداد فوتبالی، یعنی جام جهانی دوخته شده؛ تورنمنتی که فلسفه شکل‌گیری آن، فراتر از رقابت، بر پایه همگرایی، صلح و همزیستی ملت‌ها تعریف شده است.

در ایران نیز، مطابق انتظار، تب فوتبال بالا گرفته و اخبار تیم ملی با حساسیتی دوچندان دنبال می‌شود. اما آنچه این دوره را متفاوت کرده، نه فقط مسائل فنی تیم، بلکه حواشی پیرامون اعزام، از جمله موضوع عدم صدور ویزا برای بخشی از همراهان تیم ملی است؛ مسئله‌ای که بار دیگر نشان داد کشور آمریکا برای فوتبال مملکت هم به دنبال حاشیه و زورگویی است و البته فوتبال ایران تا چه اندازه درگیر بیرون از زمین است.

از یک سو، نگاه رسمی اهالی فوتبال بر این اصل استوار است که مسابقات جام جهانی تحت نظارت فیفا برگزار می‌شود و کشور میزبان صرفاً نقش اجرایی دارد؛ بنابراین همه تیم‌ها باید فارغ از تنش‌های سیاسی، در شرایطی برابر حضور داشته باشند. اما از سوی دیگر، واقعیت‌های سیاسی، گاه این اصل را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد و موجب بروز چالش‌هایی مانند همین ماجرای ویزا می‌شود.

در داخل کشور نیز، واکنش‌ها یکدست نیست. برخی معتقدند حضور در چنین رقابت‌هایی، به معنای عبور از اختلافات و نمایش قدرت ملی در عرصه بین‌المللی است. در مقابل، عده‌ای این حضور را در تضاد با برخی مواضع سیاسی دانسته و آن را قابل نقد می‌دانند. نکته قابل تأمل اما اینجاست که در برخی موارد، شاهد نوعی سکوت یا رفتار دوگانه در قبال این موضوعات هستیم؛ سکوتی که خود به ابهامات و پرسش‌ها دامن می‌زند.

با این حال، از منظر یک فعال و دلسوز فوتبال، باید واقع‌بین بود. تصمیم برای حضور در جام جهانی، تصمیمی در سطح کلان گرفته شده و تیم ملی اکنون در مسیر این رقابت‌ها قرار دارد. در چنین شرایطی، مهم‌ترین وظیفه، حمایت از نماینده کشور است؛ تیمی که با همه کاستی‌ها، پرچم ایران را در معتبرترین آوردگاه فوتبالی جهان به اهتزاز درمی‌آورد.

البته این حمایت، به معنای نادیده گرفتن ضعف‌های فنی نیست. میانگین سنی بالای تیم ملی، یکی از دغدغه‌های جدی است که می‌تواند در طول تورنمنت اثرگذار باشد. از سوی دیگر، غیبت برخی بازیکنان کلیدی همچون سردار آزمون و احمد نوراللهی نیز محل بحث است؛ بازیکنانی که می‌توانستند در شرایط متفاوت، به تیم کمک کنند. شاید اگر نگاه مدیریتی با سعه‌صدر بیشتری همراه بود، امکان حل برخی اختلافات ،بزرگی در برابر اشتباهات و استفاده از تمام ظرفیت‌های فوتبال کشور فراهم می‌شد.

فوتبال، بیش از هر چیز، نیازمند «مدیریت سرمایه انسانی» است؛ جایی که گاهی گذشت، تدبیر و تصمیمات هوشمندانه می‌تواند از حذف یک استعداد یا تضعیف یک تیم جلوگیری کند. نمی‌توان در سطح کلان از برخی مسائل عبور کرد، اما در سطح خرد، نسبت به خطاهای فرزندان همین سرزمین سخت‌گیرانه‌ترین برخوردها را داشت؛ این دوگانگی، برای افکار عمومی قابل هضم نیست.

در نهایت، باید پذیرفت که گذشته قابل بازگشت نیست. تیم ملی در مسیر جام جهانی قرار گرفته و اکنون زمان همدلی است، نه تقابل. باید امیدوار بود این حضور، با عملکردی آبرومندانه همراه شود و پس از پایان رقابت‌ها، فرصتی برای بازنگری جدی در ساختار فنی، جوان‌سازی ترکیب و حتی اصلاحات مدیریتی در فوتبال کشور فراهم آید.

شاید جام جهانی، فقط یک تورنمنت نباشد؛ بلکه نقطه‌ای برای آغاز یک «پوست‌اندازی بزرگ» در فوتبال ایران باشد.

 

اشتراک گذاری
 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *