امروز یکشنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۵

تحمل طعم تلخ گرانی تا چه زمانی؟

کد خبر: 28147
زمان انتشار: ۴ دی ۱۴۰۴ - ۱۸:۵۰ بعد از ظهر -
109 بازدید

یادداشت روز به قلم ابوالقاسم کواکبیان؛

تحمل طعم تلخ گرانی تا چه زمانی؟

مردم کشورمان مدت‌ها با طعم تلخ گرانی، روزگار اقتصادی سختی را گذرانده‌اند. در کنار همۀ این تلخی‌ها، پس‌از برقراری تحریم‌های بین‌المللی و به‌کارافتادن مکانیسم ماشه، قشر عظیمی از کسانی که درآمد کم و ثابتی داشتند، روزبه‌روز فقیرتر شده و حیران و سرگردان برای تأمین زندگی بخورونمیر خود، بیچاره‌تر از قبل شدند و این در حالی است که اگر کسی قبلاً از تعامل با کشورهای دنیا صحبت می‌کرد و خواستار آن بود که به‌جای دورزدن تحریم‌ها، راهی برای خلاصی از تحریم‌ها پیدا کنیم، ناصحان و تریبون‌داران او را تکفیر می‌کردند و می‌گفتند در گفتار و نوشتار خود به مردم امید بدهید و هرکسی برای مردم نسخه‌ای می‌پیچید؛ یکی آنان را به نخوردن میوه تشویق می‌کرد و دیگری به خوردن نان و اشکنه! یکی می‌گفت مردم ما این زندگی را انتخاب کرده‌اند و دیگری می‌گفت کسانی که مشکل دارند، می‌توانند از این کشور کوچ کنند! یکی صرفه‌جویی را تجویز می‌کرد و دیگری از مردم می‌خواست که ملت یمن و افغانستان را الگو قرار بدهند!
جالب است از وقتی که دولت جدید منتسب به اصلاح‌طلبان روی کار آمده، وضعیت معیشتی مردم کشورمان به‌طور اتوماتیک با نصیحت آن ناصحان منطبق شده است و از فاز سخن به مرحلۀ عمل و اجرا درآمده و این مردم دیگر امکان خرید بخش عمدۀ مایحتاج خود را ندارند؛ همچنین در سایۀ تورم همه میلیاردر شده‌اند؛ به این معنی که در آپارتمان‌های دو یا سه‌میلیاردتومانی زندگی می‌کنند یا قیمت اتومبیل آنان چندصدمیلیون تومان شده است؛ اما توانایی خرید یک کیلو گوشت یا چند کیلو برنج را ندارند. بدتر از همه، اگر همین سرپناه یا اتومبیلشان خراب شود، توانایی تعمیر آن را ندارند!
در این وانفسای اقتصادی، اسفناک‌تر آن است که برخی مستأجرند یا همین اتومبیل را هم ندارند یا حتی بعضاً همین حقوق ثابت را هم ندارند که مدعی باشند طبق قانون، حقوق‌ها باید با تورم متناسب باشد. در این گیرودار، عده‌ای بی‌خبر از حال مردم، در پست‌های مهم دولتی جا خوش کرده‌اند و برخی از مدیران شرکت‌های دولتی ده‌هابرابر یک کارمند عادی یا یک کارگر ساده یا یک بازنشسته حقوق می‌گیرند و توانایی ادارۀ یک محل کوچک را هم ندارند؛ به‌طوری‌که اکثر شرکت‌های دولتی با مدیران ناکارآمد زیان‌ده هستند؛ حتی برخی از کسانی که خود را نماینده و وکیل مردم می‌دانند و از آنان رأی گرفته‌اند، از کنار این‌همه مصیبتی که متوجه موکلانشان است، به‌راحتی عبور کرده و گمان می‌کنند مردم آنان را انتخاب کرده‌اند تا مدافع مردم کشورهای اجنبی باشند.
در حال حاضر، مردم با نصیحت‌های جدید نیز مواجه شده‌اند؛ یکی فرمان صادر می‌کند اگر دارو گران است، با دمنوش‌های گیاهی که البته آن هم گران است، ویروس کشندۀ آنفلوآنزا و بیماری‌های لاعلاج را درمان کنید و روحیۀ خود را حفظ کنید شاید خوب شوید و دیگری می‌گوید اگر برنج گران شده است، مردم می‌توانند جو بخورند! از طرفی می‌گوید جو نسبت به برنج خاصیت غذایی کمتری دارد؛ پس لابد خودش برای جبران این کمبود، مقدار بیشتری جو استفاده می‌کند!
یکی می‌گوید در خانه لباس پشمی بپوشید تا مجبور نشوید گاز مصرف کنید! آن دیگری می‌گوید برق را در جایی ذخیره کنید تا هنگام بی‌برقی جبران مافات شود! خلاصه آنکه همیشه مردم باید تابع فرمایش‌های حضرات باشند و شب‌وروز از صداوسیمای جمهوری اسلامی بشنوند مردم چندین میلیون لیتر بنزین مصرف می‌کنند و هر باک بنزین برای دولت هشت‌میلیون تومان هزینه دارد یا با مصرف چندین میلیون متر مکعب گاز، خود را گرم می‌کنند و غذا می‌پزند! و به‌طور کلی عاقبت، مردم بدهکار مسئولین هستند!
همان حضرات می‌خواهند چهار صفر از پول ما حذف کنند که به اعتقاد نگارنده هم‌اکنون در مقایسه با پول کشورهای دیگر، پول کشور ما حدود پنج صفر بی‌ارزش شده است؛ لذا باید به آن‌ها گفت شما اگر ارزش پولمان را برگردانید، ارزش یک باک بنزین هشتاد تومان می‌شود؛ یعنی تقریباً لیتری یک تومان!
یا رئیس محترم جمهور با آنکه خود اذعان می‌دارد دولت باید چابک و کارآمد شود، با آن تعداد مشاور و معاون و با آن‌همه وزیر و معاون وزیر و مدیرکل و معاون مدیرکل و استاندار و معاون استاندار و…، از دانشجویان می‌خواهد برای ادارۀ کشور قرارداد ببندند و همکاری کنند و رسماً اعلان می‌کند که دولت نمی‌تواند کشور را به‌تنهایی اداره کند؛ لذا باتوجه‌به اینکه درصد زیادی از بودجۀ کشور صرف ادارۀ کشور می‌شود و بودجۀ اندکی به زیرساخت‌ها اختصاص پیدا می‌کند و اکثر اماکن و ادوات اداری ما کهنه و فرسوده‌اند و عمر دستگاه‌های صنعتی به پایان رسیده و برای تعمیر یا نوسازی آن‌ها هزینه‌ای نمی‌شود و تنها سعی بر این است که روز را به شب برسانند، پس چگونه است که باز هم باید از دیگران برای ادارۀ کشور کمک بگیرند؟!

 

اشتراک گذاری