امروز شنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۵

ما صف شدگان ،خسران دیدگان بی پناهیم!!

کد خبر: 28006
زمان انتشار: ۲۴ آذر ۱۴۰۴ - ۱۸:۴۸ بعد از ظهر -
55 بازدید

یادداشت روز به قلم علی سماکوش؛

ما صف شدگان ،خسران دیدگان بی پناهیم!!

درجامعه ای زیست می کنیم که هر خبری متلاطم می کند زندگی مردم را . می لرزاند آنرا. قصه بنزین نیز چنین کند. انگار بنزین بخشى از این جنگی است که هر بمبى به پمپ آن وصل مى شود. در پى هر بحران و التهاب در جامعه که وضعیت عادى را مخدوش مى کند، یکى از نخستین واکنشها، شکل گیری صفهاى طولانى است.از صف بنزین گرفته تا صف گوشت و مرغ و هر کالا و خدمات دیگرى.
عده ای را براین تصور است که تشکیل چنین صف های کلافه کننده را اغلب به حرص زدن مردم تفسیر کنند و برچسب زنند و در نهایت به سرزنش و سرکوفت آنها ختم می گردانند. اما این رخداد نیازمند تحلیل است نه تحقیر و تمسخر.
واقعیت این است که بسیارى از کنشهاى جمعى ما حاصل تنش هاى اجتماعى و سیاسى بوده که رفتارهاى عمومى را طى فرایندى تاریخى شکل داده اند؛ از جمله اینکه ایرانیان همواره مورد هجوم قبایلى دیگر مثل مغولها یا انواع قحطى ها بوده اند و به دلیل بى اعتمادى تاریخى که همواره به نهاد قدرت وجود داشته یک بدبینى و احساس ناامنى در ضمیرناخودآگاه جمعى جامعه ما نهادینه شده که مردم را به این باور رسانده که اگر از خدمات عموم استفاده نکنند ممکن است زود آن را از دست بدهند.
این واکنشها یا روحیه جمعى، ربطى به ذات ایرانى بودن ندارد؛ برساخته وضعیت تاریخى و تجربه زیسته آنها در بى اعتمادى هاى مستقر و مستمر زندگی اجتماعى است.
از سوى دیگر به ویژه در شرایط حاضر که زندگى به امکان بقا تبدیل شده است و همواره احساس ناامنی اقتصادى و معیشتى در ذهن و ضمیر مردم موج مى زند، این تقلا و نگرانى براى از دست رفتن خدمات و امکانات رفاهى تقویت مى شود.این رفتارها را لزوما نمى توان به خلق و خوى ایرانى نسبت داد و تحلیلى روانشناختى کرد، دلایل آن را باید در جامعه شناسى تاریخى جستجو کرد.وقتى احساس عدم امنیت به معیشت و بی اعتمادى به قدرت در جامعه اى نهادینه شود، هراس از آینده، آدمها را حریص مى کند.در واقع آنها حرص نمی زنندبلکه هراس دارند. هراس از ناامنی امنیت و از دست دادن و از دست رفتن ها. از حس نا امنی و گریختن به وقت ضرورت.
حالا براى رفاه حال شهروندان !!  سامانه ساخته اند؛سامانه ثبت نام و پیگیرى و رهگیرى و…این سامانه ها به نوع همان صفهاى دهه شصت اند که حالا در موقعیتى مجازى بازآفرین شده اند و به جای در صف ایستادن باید پشت ترافیک اینترنتى و نوبت دهى اش ایستاد.صفها از خیابان و شلوغى به خانه و خلوت آمده اند اما همچنان باید در نوبت ایستاد و به انتظار نشست.
حالا شماره ها، کدها و پیامکها به جای سبد و زنبیل ها، نماد و نشان در نوبت بودنند.هر جا که صف تشکیل شد و صفها زیاد بود، یعنى آن جامعه برای بقایى می جنگند نه ارتقا…هیج صفى بر داشته های مردم نیفزود، فقط نداشته هاى آنها را کم کرد.صف ها تصویرى از بودن و حفظ وجود ماست نه بهبود ما.مردم که به صف شدند، آنگاه سامانه ها و سهمیه ها به سامانه کنترلى تبدیل می شوند تا نظم قدرت بر صف ملت مسلط شده و آن را تحت انقیاد و کنترل خود درآورد.
جامعه به صف شدگان، روایتى از جامعه در مضیقه و سلطه است که به سلیقه خود زندگی نمى کند، در سیطره زیستنى تحمیل شده، سوگ نزیستنهاى خود را با خود حمل مى کند.
ما صف شدگان، خسرو شیرین پناه نیستیم، خسران دیدگان بى پناهیم.

 

اشتراک گذاری