امروز شنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۵

علت این آشفته‌بازار چیست؟

کد خبر: 27954
زمان انتشار: ۲۰ آذر ۱۴۰۴ - ۱۷:۵۷ بعد از ظهر -
342 بازدید

یادداشت روز به قلم ابوالقاسم کواکبیان؛

علت این آشفته‌بازار چیست؟

در این بازار آشفته و بی‌ثباتی اقتصادی و جهش بی‌دلیل قیمت‌ها، همۀ اجناس و کالاهای مصرفی هر چند روز که نه بلکه هر روز و هر ساعت گران و گران‌تر می‌شوند. دراین‌میان، هر طیف از افراد دلیلی خاص برای این بحران می‌آورند. گروهی تحریم‌های ناجوانمردانه و دشمنی ما با آمریکا و اروپا را دلیل این مشکل می‌دانند و دیگرانی می‌گویند رهاشدن بازار و نبود کنترل بر قیمت‌ها و قاطعیت‌نداشتن مسئولان مشکل‌آفرین شده است. دسته‌ای پیرشدن دست‌اندرکاران و عدم‌گردش نخبگان و انتقال صندلی‌های قدرت بین افرادی معدود را دلیل می‌آورند و سیاسیونی هستند که اعتقاد دارند باید در اصول قانون اساسی تجدیدنظر شود. برخی می‌گویند کاردانی و تخصص‌نداشتن بودجه‌ریزان کشور مشکل اصلی است و برخی نیز دریافت بودجه‌های کلان توسط دستگاه‌های فرهنگی را که کمترین نقشی در زندگی مادی و معنوی مردم ندارند، مشکل می‌دانند. عده‌ای بر این باورند که اگر احزاب توانمند صاحب قدرت شوند، می‌توانند در کنار پیاده‌کردن دموکراسی، از حقوق مردم دفاع کنند.
خلاصه برمبنای این بیت مولوی که «هرکسی از ظن خود شد یار من/ از درون من نجست اسرار من»، هرکس به‌نحوی وضعیت اقتصادی موجود را تحلیل می‌کند. آنان که تحریم‌ها را علت گرانی می‌دانند، بر این باورند که ما باید برای فروش کالاهای خود تحریم‌ها را دور بزنیم و مجبوریم نفت و دیگر کالاهای خود را به کشورهایی چون چین به ثمن بخس بفروشیم و به‌جای آن، کالاهای بنجل دریافت کنیم که البته این موضوع بسیار به گرانی دامن می‌زند و آنانی که گمان می‌کنند دولتمردان قاطعیت ندارند، برای مثال می‌گویند یک کالا به‌ویژه میوه و کالاهای مصرفی مردم در چند فروشگاه و چند مغازه با چند قیمت متفاوت به فروش می‌رسد؛ حتی دو محل پیدا نمی‌شود که در آن‌ها، کالایی با یک نرخ فروخته شود!
افرادی که پیرشدن دست‌اندرکاران و عدم‌گردش نخبگان را دلیل این آشفته‌بازار می‌پندارند، می‌گویند در کشوری که برای مثال پیرمردی حدوداً هشتادساله مثل دکتر ولایتی بیش از سی مسئولیت دارد، چه توقعی از جوانان جویای کار و جویای نام می‌توان داشت؟ او که پزشک اطفال است و رئیس بیمارستان مسیح دانشوری، او که مشاور مقام معظم رهبری در امور بین‌الملل است و دبیرکل مجمع جهانی بیداری اسلامی و عضو تشخیص مصلحت نظام و در کنار آن، لااقل سی عنوان مهم دارد که ذکر همۀ آن عناوین در اینجا میسر نیست، چگونه می‌تواند یک‌تنه در فکر رفاه و آسایش جوانان بیکار با تحصیلات عالیه باشد؟! که البته در جامعۀ ما افرادی چندشغله چون دکتر ولایتی فراوان‌اند و برای آنان بازنشستگی مفهومی ندارد!
کسانی نیز می‌گویند باید در اصول قانون اساسی تجدیدنظر شود تا شاید تغییر برخی اصول به وضع موجود کمک کند. عده‌ای نیز بر این باورند که همین قانون اساسی فعلی هم درست اجرا نمی‌شود؛ مثلاً اصل ۲۴ که دربارۀ آزادی مطبوعات و رسانه‌هاست، در مواردی رعایت نمی‌شود یا اصل ۴۹ قانون اساسی دربارۀ ردّ ثروت‌های ناشی از ربا، رشوه و اختلاس به صاحب مال است؛ ولی ما شاهدیم که دست‌اندرکاران بانک آینده با آن حجم اختلاس و دادن وام بی‌بازگشت، به‌طور شفاف به سزای اعمال خود نرسیدند! یا طبق اصل ۲۷ قانون اساسی، تشکیل اجتماعات و راهپیمایی‌ها بدون سلاح، آزاد است؛ ولی ما کمتر شاهد اجرای این اصل هستیم و به‌سختی برای چنین تجمعاتی درخصوص مشکلات مردم، مجوز صادر می‌شود.
آن بخش از مردم که به اختصاص بودجه به برخی از دستگاه‌ها اعتراض دارند، می‌گویند چرا پس از ده‌ها سال استفاده از بودجه‌های فرهنگی، هم‌اکنون باید نظاره‌گر دوشیزگان کم‌سالی باشیم که بدون حجاب و سیگاربه‌دست در ملأ عام در کنار پسران نشسته‌اند و اگر کسی به آنان تذکر دهد، با کلمات رکیک و بی‌ادبانه او را بدرقه می‌کنند؟ آنانی هم که وجود احزاب مقتدر را برای کشور لازم می‌دانند، می‌گویند اگر احزابی که قائل به خرد جمعی هستند، قدرت داشته باشند، سعی می‌کنند طبق قانون اساسی طوری جامعه را اداره کنند که باز بتوانند اعتماد مردم را کسب کنند و از آنان رأی بگیرند؛ لذا اجرای خواستۀ اکثریت مردم را وظیفۀ خود می‌دانند.
در پایان، نگارنده به‌عنوان یک شهروند از همۀ عالی‌مقامان تقاضا دارد نکاتی را که اشاره شد، مد نظر داشته باشید تا میلیون‌ها نفر مردم این سرزمین به زندگی بهتری دست پیدا کنند و طوری کشور را اداره کنید که یک سر و گردن از کشورهای دیگر بالاتر باشد و پولمان به ارزش واقعی خود کمافی‌السابق برسد و به‌قول شما حباب آن بشکند و کاری کنید کار زیاد مسئولان ارزشمند باشد نه اینکه اموال زیاد آنان روزبه‌روز ارزشمندتر و گران‌تر شود.

 

اشتراک گذاری