امروز شنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۵

فقیرترشدن مردم با مدیران ناکارآمد!

کد خبر: 27583
زمان انتشار: ۲۲ آبان ۱۴۰۴ - ۱۶:۳۵ بعد از ظهر -
169 بازدید

یادداشت روز به قلم ابوالقاسم کواکبیان؛

فقیرترشدن مردم با مدیران ناکارآمد!

هم‌اکنون قریب دویست کشور به‌طور مستقل در کرهٔ زمین وجود دارد و در هریک، بسته به نوع حکومت و شیوهٔ انتخاباتی و سیاست‌هایی که دارند، دولتمردانی زمام امور را به دست گرفته و کارگزاران آنان طبق قوانین اساسی و جاری خود، به‌نیابت از مردم، کشور را اداره می‌کنند تا ضمن حفظ مالکیت و ملیت کشور خود، برای رفاه و آسایش مردمشان تلاش کنند. درواقع دولتمردان هر کشوری برحسب منابع درآمدی و ثروت‌های موجود خود، با برنامه‌ریزی صحیح و بعضاً با قانون‌گذاری در مجالس منتخب مردم، از دارایی‌ها و درآمد آنان برای ارتقاء سطح زندگی شهروندان بهره می‌گیرند.
دراین‌میان تعدادی از کشورها با تکیه بر منابع خدادادی سعی می‌کنند کشوری آباد با مردمی برخوردار از ثروت و مکنت داشته باشند و برای پیشرفت و توسعهٔ خود اقدام می‌کنند؛ مثل کشورهای نفت‌خیزی چون عربستان سعودی، قطر، کویت، امارات و… . کشورهایی هم هستند که منابع ذخیرهٔ خدادادی مثل نفت ندارند؛ ولی مردمانشان در تلاش و کار برای داشتن کشوری بهتر و زیستی عالی‌تر، سر از پا نمی‌شناسند؛ مثل ژاپن، کرهٔ جنوبی، مالزی و… . کشورهایی هم به‌دلیل داشتن سرزمین حاصلخیز، با احیای صنعت کشاورزی و دام‌پروری و حتی پرورش گل و صادرات آن، زندگی می‌گذرانند؛ مثل هلند، چین، برزیل، هند، استرالیا و… . کشورهایی نیز به‌دلیل واگذاری منابع و کارها به مردم و بخش خصوصی، با دریافت مالیات کشور خود را اداره می‌کنند که دراین‌خصوص می‌توان به کشورهایی چون آلمان، دانمارک، بلژیک و… اشاره کرد.
درآمد غالب برخی کشورها نیز ازطریق جاذبه‌های توریستی و میراث فرهنگی و گردشگری تأمین می‌شود و این‌گونه برای کشور و مردم خود تولید ثروت می‌کنند؛ مثل ایتالیا، اسپانیا، مصر و… که البته کشور ما در همهٔ نمونه‌های گفته‌شده پتانسیل‌های افزون و ویژه‌ای دارد؛ لذا بدون اغراق ما یکی از کشورهای بسیار ثروتمند جهان هستیم که باید با مدیریت صحیح، از منابع موجود بهره‌برداری کنیم. ما هم نفت، گاز، زغال‌سنگ و معادنی از انواع کانی و انواع فلز داریم و هم اقالیم متنوع و مناطق حاصلخیز داریم و مهم‌تر از همه صاحب میراث فرهنگی و نقاط گردشگری منحصربه‌فردی هستیم و کشورمان در این زمینه رتبهٔ والایی دارد؛ ولی شوربختانه به‌علت ناکارآمدی دست‌اندرکاران، با وجود همهٔ ظرفیت‌ها و پتانسیل‌ها، مردممان به مشکلات معیشتی و اقتصادی عدیده‌ای دچار شده‌اند و ارزش پولمان در جهان به رتبه‌های آخر سقوط کرده است؛ برای مثال در استان سمنان، اداره کل میراث فرهنگی و گردشگری به‌مدت نوزده ماه با یک سرپرست بومی اداره می‌شد و این بلاتکلیفی در انتصاب مدیریت، در عمل موجب کارایی‌نداشتن این اداره‌ی مهم شده بود تا اینکه پس‌از این دورهٔ طولانی، به‌تازگی برای آن، مدیری غیربومی تعیین کرده‌اند که چندان شناختی از استان سمنان ندارد و به نظر می‌رسد اگر به همان سرپرست که هم بومی بود و هم از مراکز تاریخی و گردشگری استان شناخت کامل داشت، اختیار کامل یک مدیر را می‌دادند، با اصلاح قوانین دست‌وپاگیر به‌طور قطع می‌توانست برای این استان چندهزارساله بیشترین گردشگر را جذب کند و در کنار آن، اشتغال و پویایی و ثروت به ارمغان بیاورد؛ آن‌هم استانی با شهرهایی کهن چون دامغان و… و آثاری تاریخی چون مسجد تاریخانه، مسجد جامع سمنان، منار سلجوقی و نقاط زیبای گردشگری چون جنگل ابر و منطقهٔ خوش‌ییلاق شاهرود، چشمه‌علی دامغان، شهر دیدنی بسطام، آبگرم مهدی‌شهر و صدها مرکز دیدنی و باستانی!
البته مقولهٔ گردشگری در کل کشور تا حد زیادی مغفول مانده؛ به‌طوری‌که بسیاری از زیبایی‌ها و جاذبه‌های طبیعی و بناهای چندهزارساله که می‌توانست برای کشور ما درآمدی سرشار داشته باشد، در حال فرسایش است و ثروتمندان و توریست‌های جهان برای دیدن آن‌ها رغبتی ندارند. به‌راستی در کشوری با این‌همه پتانسیل، چرا باید جوانان برای زندگی بهتر جلای وطن کنند؟! ما که این‌همه ثروت داریم و از طرفی مالیات هم پرداخت می‌کنیم و حتی بسیاری از معتقدان به دین اسلام خمس و زکات هم پرداخت می‌کنند، بازهم وضع مالی مردممان با سرعتی باورنکردنی به‌سمت فقر و مسکنت می‌رود. بی‌شک اگر از پتانسیل‌های موجود استفادهٔ بهینه می‌شد، بسیاری از مشکلات معیشتی مردم از بین می‌رفت. حتی اگر از همهٔ ظرفیت‌های همین استان به‌نحو احسن بهره‌برداری می‌شد، می‌توانستیم بخش اعظم بودجهٔ کشور را تأمین کنیم؛ ولی همان‌گونه که بیان شد، کارها به دست کاردان‌ها سپرده نشده و مدیران کم‌تخصص و بعضاً غیردل‌سوز با ناشایستگی کامل موجب عقب‌ماندگی شده‌اند؛ به‌طوری که مردم روزبه‌روز فقیرتر می‌شوند. در پایان با این بیت حافظ، به جایگاه برخی مدیران اشاره می‌شود:
جای آن است که خون موج زند در دل لعل/ زین تغابن که خزف می‌شکند بازارش

 

اشتراک گذاری