امروز شنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۵

ریشه‌های بحران اجتماعی در سایهٔ نابرابری و تورم!

کد خبر: 27236
زمان انتشار: ۲۴ مهر ۱۴۰۴ - ۱۷:۲۵ بعد از ظهر -
223 بازدید

یادداشت روز به قلم ابوالقاسم کواکبیان؛

ریشه‌های بحران اجتماعی در سایهٔ نابرابری و تورم!

اخیراً آیت‌الله سبحانی در دیدار با اعضای ستاد دیهٔ کشور ابراز داشتند که چون مهریهٔ زنان دایر بر وصول است، باید از عندالمطالبه به عندالاستطاعه تغییر پیدا کند، گرچه این فرمایش‌ها خیلی دیر بیان شده است و انتظار از بقیه‌ی آیات عظام این بوده و است که با فقه پویای شیعه در پی برطرف‌کردن مشکلات مردم باشند و با فتوای خود باری از دوش جامعه بردارند و آن‌قدری که حساسیت در برخی امور عبادی دارند، فکری به حال جامعه و به‌ویژه جوانان بکنند؛ برای مثال، اگر فردی سی سال قبل که قیمت سکهٔ بهار آزادی چهارهزار تومان بوده، مهریهٔ همسر خود را هزار تا سکه تعیین کرده باشد که البته معمول بوده است، چندان ربطی به دارایی زوج نداشته و تقریباً چهارمیلیون تومان می‌شده که روی این رقم نیز برمبنای «مهریه را کی داده، کی گرفته؟» باهم کنار می‌آمدند و باتوجه‌به میزان درآمد شوهر، به‌نوعی باهم توافق می‌کردند.
اگر کسی با چهارمیلیون تومانِ آن زمان دلار می‌خرید، امروز می‌توانست با فروش دلارها تقریباً همان هزار سکه را مهریه بدهد؛ ولی متأسفانه به‌علت تورم سرسام‌آور در کشورمان، قیمت هزار سکه باتوجه‌به ارزش پول امروز ما به حدود ۱۱۵میلیارد تومان رسیده است و اگر زوجه‌ای با این شرایط مهریه‌ی خود را درخواست کند، حتی اگر زوج توانایی پرداخت ماهی ده‌میلیون تومان را داشته باشد، باید حدود یک قرن ماهی ده‌میلیون تومان بابت مهریه به همسر خود پرداخت کند و تازه همین هم برای اکثر مردم و خانواده‌های دارای چند فرزند، از محالات است؛ بنابراین امثال آیت‌الله سبحانی باید بیشتر به فکر حفظ بنیان محکم خانواده باشند تا هم از تعدد طلاق کاسته شود و هم جوانان جرئت کنند ازدواج کنند؛ البته در این زمینه استثنا وجود داشته و ازدواج‌های آسان هم بوده که به یک جلد کلام‌الله مجید و یک شاخه گل و یک شاخه نبات رضایت می‌دادند؛ ولی شوربختانه هم‌اکنون آن اعتماد و صداقت در جامعه کمتر مشاهده می‌شود و به‌طور مرتب بحث حجاب و عفت و پاکدامنی در صدر خواسته‌های علمای دین است. آیا به‌راستی آقایان فکر می‌کنند همهٔ خانم‌هایی که از شوهرشان صدمیلیارد تومان طلبکار هستند، توجهی به خواستهٔ آنان دارند و به اصرار شوهرشان تن به حجاب می‌دهند؟!
از طرفی هم‌اکنون در جای‌جای کشورمان و در اماکن عمومی دوشیزگان زیادی هستند که حجاب که ندارند هیچ، اکثراً سیگار و قلیان دود می‌کنند و نه‌تنها از انجام این اعمال غیرعفیفانه در ملأ عام ابایی ندارند، اتفاقاً می‌خواهند بیشتر دیده شوند! تعدادی از پسران یا دختران هم که به‌طور کلی هویت خود را از دست داده‌اند؛ یا همه‌ی بدن خود را تتو می‌کنند یا ابروهایشان را از کادر طبیعی خارج می‌کنند یا بوتاکس می‌زنند یا لب‌های خود را با ژل ضخیم می‌سازند. تعدادی هم گونه می‌کارند یا رنگ چشم خود را عوض می‌کنند و به‌طور کلی از بدن خدادادی‌شان نفرت دارند. روزی قصد برداشتن دنده‌های مواج خود را دارند و مدام به فکر تغییر در دیگر مواضع بدن خود هستند!
این در حالی است که برای تفریحات سالم شهروندان اقدامی نمی‌شوند؛ کما اینکه مهم‌ترین مکان ورزشی در مرکز شهر مرکز استان به ویرانه‌ای پر از خس‌وخاشاک تبدیل شده که هیچ جوانی رغبت نمی‌کند زمانی را در آنجا بگذراند. جوان که هیچ، سالمندان هم دیگر میلی به حضور در این مکان ورزشی ندارند. به‌هرحال، آنانی که مسئولیت دارند، اغلب مایل‌اند که پتانسیل‌ها و ظرفیت‌های مثبت اجتماعی و فرهنگی از رسانه‌ها پخش شود و چندان مایل نیستند که از معایب و نبود برنامه‌ریزی صحیح صحبتی به میان آید؛ لذا اگر کسی از بی‌هویتی جوانان یا عدم‌تمکین درخصوص ازدواج و تشکیل خانواده و سالمندشدن جمعیت بحث کند، سریع آن را به آسیب‌های فضای مجازی و تهاجم فرهنگی بیگانگان ربط می‌دهند؛ ولی نمایندگان ما با آن‌همه هزینه‌ای که مجلسشان برای مردم دارد، در فکر بحران‌های پیش رو نیستند تا با قوانین کارشناسی‌شده به مشکلات و معضلات جامعه رسیدگی کنند؛ از جمله‌ی آن، همین مبحث مهریه، ورزش جوانان، احترام به بزرگ‌ترها و تحکیم بنیان خانواده است؛ به‌طوری‌که فضای اکثر خانواده‌ها محل نزاع و تحمل‌ناپذیر شده است و راهروهای دادگستری مملو از زنانی است که خود یا وکیلشان در پی احقاق حقی هستند که به مردان تحمیل شده و البته در این ماجرا زنان و بی‌شک فرزندان آنان نیز قربانی می‌شوند.
در پایان، از علمای دینمان و از همهٔ ارگان‌هایی که قرار است با بودجهٔ بیت‌المال برای بهسازی فرهنگ جامعه اقدام کنند، درخواست دارم وظیفهٔ خود را به نیکی انجام دهند. به‌طور قطع با غلاظ‌وشداد و زندانی‌کردن افراد نمی‌توانیم ادب و درستی و صداقت را در جامعه نهادینه کنیم؛ بلکه اعتقاد به عشق و احترام متقابل باید در دل خانواده‌ها وجود داشته باشد و به جامعه سرایت کند.

 

 

اشتراک گذاری