- تمامی تشریفات صدور گواهینامه انجام شده
- از داستایوفسکی تا تنگۀ هرمز؛ تأملی در سخنان اخیر سیدمهدی میرباقری
- عوامل بروز انحرافات دینی در جوامع اسلامی
- میان میدان سیاست و مستطیل سبز؛ تیم ملی، قربانی یا فرصت؟
- سازمان اداری و استخدامی: پرداخت اضافه کاری به کارمندان متوقف نشده است
- اعتراف مجریهای «منوتو» به وضع نکبتبارشان
- دادستان کل کشور: در تمام دنیا مجازات جاسوسی بهویژه در شرایط جنگی سنگین است
- توافق ایران و آمریکا محتمل است ؟
- فتح سکوهای پاراوزنهبرداری جهان توسط بانوی ایرانی/ دو طلای ارزشمند در جیب حسینی
جهان دیپلماسی و عبرت های مذاکره
یادداشت روز به قلم علی اکبر مختاری؛
جهان دیپلماسی و عبرت های مذاکره
دیپلماسی به عنوان هنر و دانش مدیریت روابط بینالملل، تاریخچهای غنی و طولانی دارد که از تمدنهای باستانی تا جهان مدرن امروزی گسترش یافته است. در تمدنهای باستانی مانند بابل، آشور و مصر، مبادله نمایندگان سیاسی و تنظیم روابط بین حکومتها امری شناخته شده بود. در جهان اسلام نیز دیپلماسی با تشکیل جامعه اسلامی در مدینه و نیاز به تعامل با قبایل و گروههای غیرمسلمان آغاز شد. قرارداد مدینه بین مسلمانان و یهودیان یثرب از نخستین معاهدات دیپلماتیک در اسلام محسوب میشود. پیمان وستفالی (۱۶۴۸) که پایاندهنده جنگهای سیساله در اروپا بود، اساس نظام دولت-ملت مدرن و مفهوم حاکمیت ملی را بنیان نهاد. وستفالی را میتوان نقطه عطفی در تاریخ دیپلماسی مدرن دانست. کنگره وین (۱۸۱۴-۱۸۱۵) پس از جنگهای ناپلئونی، سنگ بنای مذاکرات دیپلماتیک در جهان جدید شناخته میشود. این کنگره توانست با گفتگو به توافق بر سر ترسیم نقشه سیاسی اروپا دست یابد و برخی مقررات ناظر بر مناسبات دیپلماتیک را تنظیم کند. در قرن بیستم جهان شاهد تحولات عمیقی در عرصه دیپلماسی بود. از تشکیل جامعه ملل پس از جنگ جهانی اول تا تأسیس سازمان ملل متحد پس از آن جنگ جهانی دوم و دوران جنگ سرد و دیپلماسی دو ابرقدرت سپس پایان جنگ سرد و فروپاشی شوروی و تحول در روابط بینالملل، نقاط عطف تاثیر دیپلماسی بر حوادث سیاسی جهان است.
پس از جنگ دوم جهانی تثبیت نقش ایالات متحده به عنوان قدرت هژمون، سیاست خارجی ایالات متحده در جهان به عنوان مبنا و مبدا شکل گیری تحولات بعدی مورد مطالعات اندیشکده و صاحب نظران قرار گرفته است. دولتهایی همانند ژاپن، ویتنام، اندونزی، مالزی و حتی چین که در دسته بندی در بلوک شرق قرار داشت، استراتژی سیاست خارجی خود را به صورت واقع گرایانه دنبال کرده اند و تصمیمات خود را بر اساس حقایق موجود تنظیم کرده اند و توانسته اند بهترین وضعیت و مطلوبیت را برای دولت و جامعه خود رقم بزنند و از فرصت ها نهایت استفاده را ببرند. در مقابل دولت هایی که گرفتار اقتدارگرایی و ایدئولوژی بوده اند یا نتوانسته اند شرایط را به نفع خود مصادره به مطلوب کنند و یا به تنگناها و اجبارا به تقابل و درگیری تن داده اند.
به نظر می رسد اکنون شرایط جدیدی در دیپلماسی در جهان گشوده شده است. رویکرد کنونی سیاست خارجی ایالات متحده در قبال مذاکره با دوستان و دشمنان، ترکیبی از تقابل، رقابت و همکاری محدود است. در این رویکرد جدید که با روی کار آمدن دونالد ترامپ رئیس جمهور جمهوری خواه شکل گرفته است، نوعی توهم جهان داری جدید است که با منفعت طلبی و تصرف در رابطه با متحدان و دوستان و مذاکره با رقبا و دشمنان تعریف میشود. از خصوصیات این رویکرد، بر هم زدن نظم جدید با بی اعتبار کردن سازمانهای بین المللی و خروج از پیمان های جهانی و به کرسی نشاندن رای خود بر جهان و ایجاد تردید در اتحادهای سنتی است. نشانه های این رویکرد را در اخطار نسبت به عدم حمایت از ناتو و تاکید بر افزایش سهم حمایت مالی اروپا و عدم هماهنگی با اروپا و اختلافنظر در موضوعاتی مانند اوکراین و روسیه و سهم خواهی بیشتر در منافع مشترک میتوان مشاهده کرد. در خصوص چین به عنوان رقیب اقتصادی اصلی، سیاست رقابت استراتژیک همراه با مدیریت بحران بنای سیاست خارجی است. واشنگتن با افزایش تعرفه های تجاری به دنبال رقابت شدید، اما بدون درگیری مستقیم است. گفتوگوهای محدود در موضوعات خاص (مثلاً تغییرات اقلیمی یا کنترل تسلیحات) یا تحریمهای فناوری (مثل محدودیتهای صادرات تراشه به چین) و تقویت حضور نظامی در آسیا-پاسیفیک، برآمده از این رویکرد است. در خصوص روسیه تقابل همراه با دیپلماسی پنهان است. آنچه در برخورد با اوکراین در رسانه های جهان منتشر شد، نشان از رویکرد نزدیکی بیشتر دولت ترامپ و روابط پشت پرده با کرملین است. پس از حمله به اوکراین و در دوره ریاست دموکراتها، روابط به پایینترین سطح رسید؛ اما گفتوگوهای محدود در مورد تبادلات زندانیان یا صادرات غلات ادامه دارد.
در خصوص جمهوری اسلامی از گذشته تاکنون سیاست چماق و هویج مبنای رفتار واشنگتن با تهران بوده است. اکنون مصداق آن رفتار دونالد ترامپ است که همزمان با امضای قوانین فشار حداکثری بر ایران مسئله مذاکره مستقیم را مطرح کرده است و از سویی تمرکز بر اتحادهای منطقهای (مثل نرمالیزاسیون اسرائیل-عربستان) سیاست مهار بیشتر ایران را دنبال میکند.
تاریخ دیپلماسی نشاندهنده ی تحول تدریجی از روابط ساده بین تمدنهای باستانی به نظام پیچیده امروزی است. دیپلماسی همواره ابزاری حیاتی برای مدیریت روابط بینالملل و پیشگیری از جنگها بوده است.
امروزه دیپلماسی نه تنها محدود به روابط دولتها نیست، بلکه شامل نقش فزاینده نهادهای غیردولتی و سایر بازیگران بینالمللی نیز میشود. سیاست خارجی آمریکا در حال حاضر ترکیبی از رویکرد سختگیرانه نسبت به دشمنان و تلاش برای حفظ اتحاد با دوستان است؛ اما با چالشهایی مانند قطبی شدن داخلی و رقابت فزاینده با چین و روسیه مواجه است. در این شرایط، مذاکرات بیشتر موردی و محدود است تا استراتژیک و جامع. و جمهوری اسلامی نباید در این همانی ها و پیش فرض ها گرفتار شود و با خود تحریمی و انزوا، شرایط و فرصتهای پیش رو را واگذار کند.
- لزوم تقویت قدرت خرید خانوارها در برابر تورمِ نجومی پیش از آغاز تابستان
- با سعدی در گلستان : امیدوار بوَد آدمى به خیرِ کسان / مرا به خیرِ تو امّید نیست، شر مرسان
- رای شورای امنیت به بررسی بازگشت تحریم ایران
- صادق زیباکلام بازداشت شد.
- از داستایوفسکی تا تنگۀ هرمز؛ تأملی در سخنان اخیر سیدمهدی میرباقری
- پزشکیان: رهبر شهید تاکید داشتند مساله نه جنگ نه صلح را باید حل کرد
- عوامل بروز انحرافات دینی در جوامع اسلامی
- «شهر خوب، یافتنی نیست؛ ساختنی است»
- میان میدان سیاست و مستطیل سبز؛ تیم ملی، قربانی یا فرصت؟
- باهم بودن


