- تمامی تشریفات صدور گواهینامه انجام شده
- از داستایوفسکی تا تنگۀ هرمز؛ تأملی در سخنان اخیر سیدمهدی میرباقری
- عوامل بروز انحرافات دینی در جوامع اسلامی
- میان میدان سیاست و مستطیل سبز؛ تیم ملی، قربانی یا فرصت؟
- سازمان اداری و استخدامی: پرداخت اضافه کاری به کارمندان متوقف نشده است
- اعتراف مجریهای «منوتو» به وضع نکبتبارشان
- دادستان کل کشور: در تمام دنیا مجازات جاسوسی بهویژه در شرایط جنگی سنگین است
- توافق ایران و آمریکا محتمل است ؟
- فتح سکوهای پاراوزنهبرداری جهان توسط بانوی ایرانی/ دو طلای ارزشمند در جیب حسینی
چشم اندازی که شکل نگرفت؟؟!!
یادداشت روز به قلم رحمان سعادت؛
چشم اندازی که شکل نگرفت؟؟!!
قصه برنامه ریزی در کشور ما در نوع خود عجیب و غریب است. به نظر می رسد اگر برنامه ریزی نکنیم بهتر است. چون وقتی برنامه ریزی می کنیم، نتیجه معکوس می شود. یعنی به جای پیشرفت، عقب رفت می کنیم. قصه از آنجا شروع شد که بعد از دولت سازندگی و روی کار آمدن دولت اصلاحات و انجام سه برنامه توسعه میان مدت پنج ساله به فکر برنامه ریزی میان مدت و بلند افتادیم. قبل از سال ۱۳۸۰ با تشخیص رییس مجمع تشخیص مصلحت وقت، برنامه چشم انداز بیست ساله به همت مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع نگاشته شد و مقرر گردید که ایران در سال ۱۴۰۰ قطب اقتصادی و صنعتی منطقه شود. اما به دلیل اینکه مقدمات آماده نشد، سال شروع برنامه چشم انداز، سال ۱۳۸۴ تعیین و مقرر شد تا در سال ۱۴۰۴ به اهداف برنامه برسیم و قطب منطقه شویم. اکنون فقط چند روز به شروع ۱۴۰۴ چهار مانده است و کشور به لحاظ اقتصادی و صنعتی شباهتی به تصویر طراحی شده در چشم انداز ندارد و حتی شرایط فعلی ازسال شروع برنامه از نظر برخی از شاخص ها بدتر شده است. بیست سال یعنی (دو دهه) در جا زدن و عقب رفتن. این که چرا به اهداف نرسیدیم، باید بررسی شود تا حداقل دچار توهم برنامه ریزی نشویم. به قول یکی از اساتید “برنامه ریزی در کشور یک شوخی پرهزینه است”. هزینه ای که به مردم تحمیل می شود. آنهایی که در نیمه اول دهه هشتاد به دنیا آمدند، اکنون در سنین بیست سالگی هستند و ثمره و نتیجه حاصل از عدم تحقق اهداف برنامه به این نسل به ارث رسیده است؛ ارثی که افق روشنی را نمایش نمی دهد. اکنون که برنامه هفتم درحال اجراست، نگرانی مضاعف وجود دارد. چرا که با وضعیت موجود بعید است اهداف برنامه محقق شود. تورم بالای ۵۰ درصد، ارز قریب به ۱۰۰ هزار تومن، ناترازی در آب، برق و گاز و غیره نشان می دهد که نمی توان چشم انداز روشنی را متصور شد. گرچه برخی از مسئولین بسیار امیدوار کننده صحبت می کنند. اما امید کاذب چاره کار نیست؛ بلکه بایستی به دلایل و عوامل عدم تحقق اهداف توجه کرد و تا زمانی ریشه های شکست برنامه ریزی ها را پیدا نکنیم، برنامه های بعدی نیز محکوم به شکست خواهند بود.
برنامه ریزی در حقیقت یک سری آروزهاست که روی کاغد نوشته می شود و به خودی خود ارزش ندارد. آن چیزی که سبب موفقیت برنامه ها می شود، تمرکز بالای نیروی های مادی و معنوی یک کشور بر اهداف است. به عبارت دیگر رمز و راز موفقیت تمرکز است. بدین معنا که مردم و دولت یک مملکت اولویت اصلی خود را باید اهداف برنامه قرار دهند و با هر اتفاقی از اصول و اهداف عدول نکنند. اهدف برنامه باید در راس منافع ملی قرار گیرد. نمونه موفق برنامه ریزی بلند مدت در دنیا کشور چین است. چین قبل سال ۱۹۸۰ از فقیرین کشور های دنیا محسوب می شود و تولید ناخالص ملی آنها از برخی کشور درجه دو پایین تر بود و به دلیل جمعیت زیاد درآمد سرانه این کشور جزء پایین درآمد های سرانه دنیا قرار می گرفت. اما بعد از سه دهه تمرکز اکنون با قاطیعت از نظر بسیاری شاخص های اقتصادی رتبه نخست را در دنیا دارد و آمریکا از هراس رشد گسترده از اژدهای چینی به تکاپو افتاده است. چین در این دو و سه دهه گذشته یک شعار بیشتر نداشته و آن رشد و توسعه اقتصادی بوده است. چینی ها زمانی شروع به توسعه کردند که اقتصاد را برسیاست ترجیح دادند و اکنون همان اقتصاد قوی پشتوانه قدرت سیاسی این غول اقتصادی شده است. واقعیت این است قدرت سیاسی بدون پشتوانه اقتصادی شکننده است. ضعف اقتصادی کشور ما سبب شد در دهه گذشته بارها سر پای میز مذاکره برویم و مجبور شویم سر حقوق مسلم هسته ای مذاکره کنیم. حال تصور کنید اگر برنامه چشم انداز به ثمر می رسید حتما در مذاکرات دست بالا را داشتیم. به هر حال گرچه دنیای امروز قدرت سیاسی و نظامی اهمیت دارد، ولی جنگ اصلی در میدان اقتصادی است. اقتصاد همیشه در جریان است و نمی توان آن را متوقف کرد. بنابراین اصل تمرکز بر اهداف اقتصادی را نباید فراموش کرد. مهمترین درس از برنامه چشم انداز عدم توجه نیروهای اقتصادی کشور بر اهداف بود. اکنون که در اولین سال برنامه هفتم هستیم و همچنین در آستانه سال جدید یعنی ۱۴۰۴ قرار داریم، بهتر است بیست سال برنامه ریزی را مرور کنیم تا سال آتی را واقع بینانه آغاز کنیم. گرچه رییس جمهور همیشه از دادن وعده های پوشالی خودداری می نماید. اما شایسته است کمی واقع گرا تر به وضعیت اقتصادی نگاه کند. دکتر پزشکیان سال گذشته در انتخابات مجلس شرکت کرد و برای پنجمین بار نماینده یک شهر شد و اکنون بعد از یک سال چرخ گردون او را در جایگاه ریاست جمهوری قرار داده و مسئولیت بیش از ۸۰ ملییون نفر بر عهده اوست. الان همه نگاه ها به رییس جمهور است. ایشان که همیشه بر مدیریت مبتنی بر شواهد تاکید دارد، بهتر است شواهد عدم تحقق چشم انداز بیست ساله را مطالعه کند و برای چشم انداز سه ساله پیشرو تا ۱۴۰۷ واقع بینانه برنامه ریزی کند.
- لزوم تقویت قدرت خرید خانوارها در برابر تورمِ نجومی پیش از آغاز تابستان
- با سعدی در گلستان : امیدوار بوَد آدمى به خیرِ کسان / مرا به خیرِ تو امّید نیست، شر مرسان
- رای شورای امنیت به بررسی بازگشت تحریم ایران
- صادق زیباکلام بازداشت شد.
- از داستایوفسکی تا تنگۀ هرمز؛ تأملی در سخنان اخیر سیدمهدی میرباقری
- پزشکیان: رهبر شهید تاکید داشتند مساله نه جنگ نه صلح را باید حل کرد
- عوامل بروز انحرافات دینی در جوامع اسلامی
- «شهر خوب، یافتنی نیست؛ ساختنی است»
- میان میدان سیاست و مستطیل سبز؛ تیم ملی، قربانی یا فرصت؟
- باهم بودن


