امروز شنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۵

مهار قدرت تنها راه اصلاح جامعه است!

کد خبر: 24785
زمان انتشار: ۱۸ اسفند ۱۴۰۳ - ۱۷:۰۹ بعد از ظهر -
398 بازدید

یادداشت روز به قلم جواد میرحاج؛

مهار قدرت تنها راه اصلاح جامعه است!

جان لاک، فیلسوف انگلیسی معتقد بود که سیاستمداران، به طور بالقوه درنده ای هستند که از کاربرد خودسرانه قدرت در جهت منافع خصوصی خویش ابایی ندارند. پس تنها از طریق ایجاد نهادها و موانع عینی و نظارت مستمر بر آن ها می توان مهارشان کرد. بنابراین سیاست‌مداران همواره باید زیر نظر نافذ و ناقل مردم باشند وگرنه به تبهکاری می گرایند. نظارت مردم بر حکام و اعمال و سیاست‌های ایشان باید در جامعه به وجود آید.
با این مقدمه می‌خواهم عرض کنم این واقعیتی که فیلسوف انگلیسی عنوان کرده طبعا مختص یک کشور و یک جامعه نیست؛ بلکه از آنجا که انسان ذاتا موجود قدرت طلبی است، گاهی اگر مهاری برای کنترل قدرتش وجود نداشته باشد، چه بسا فجایعی جبران ناپذیر به وجود خواهد آورد!
فلذا باید عرض کنم آنچه امروز درکشور ما رخ داده، مصیبتی است ناشی از عدم کنترل قدرت در برخی ارگان ها و نهادها!
بنده معتقدم اگر همین الان تغییری همچون سال پنجاه و هفت، در کشور روی داده و قدرت به کلی عوض شود، دوباره در کوتاه زمانی اوضاع جامعه از این هم بدتر خواهد شد.
چرا که اساسا در کشور ما ابزار کنترل قدرت نهادینه نشده اند.
فقدان احزاب و تشکلات و نهاد های مدنی قوی و کار ساز را باید از مهمترین دلایل گسترش فساد در کشور دانست.
چه بسا اگر هر کدام از دولت های روی کار آمده، اندکی به پاسخگویی به افکار عمومی معتقد بودند، امروز حال و روزمان این نبود. شور بختانه یکی از افتخارات بزرگ بسیاری از سیاست مداران کشورمان، ادعای عدم وابستگی به احزاب و تشکلات بوده است.
چرا که اگر کسی سیاست هایش برگرفته از برنامه حزب یا تشکلی مشخص می‌بود، قطعا می‌بایست پاسخگوی اعمال و رفتارش باشد.
اما بر اساس آنچه عرض شد، نبود اخلاق و منش پاسخگویی، آسیبی است که سال‌ها همچون موریانه به جان ملک و ملت افتاده است و یقینا این نقیصه در کوتاه مدت جبران نخواهد شد.
به نظر می‌رسد مناسب ترین راه کنترل و مهار قدرت در کشور، ایجاد و تقویت نهادهای مدنی و احزاب است تا بتوانند با قاطعیت از صدر تا ذیل حکومت را وادار به پاسخ نمایند.
پر واضح است که چنین ساز و کاری اگر چه نیاز به زمانی طولانی دارد، اما برای شروعش باید گفت همین امروز هم خیلی دیر شده است.
قطعا نقش دولت و قوه مجریه در این خصوص از بقیه قوا بارزتر است؛ و انتظار از دولت فعلی شروع این جراحی سخت در بدنه جامعه می باشد.
شاید مخاطبانی بگویند دولت فعلی آن‌قدر گرفتاری دارد که به این امور نرسد؛ اما در پاسخ به این مطلب باید گفته شود تا نهادهای قوی و معتبر کنترل قدرت که برخاسته از بطن و متن جامعه هستند شکل نگیرند، آش همان است و کاسه همان!
این روزها که صحبت در خصوص فساد و رانت منتهی به قاچاق کلان بیشتر شنیده می‌شود، ضرورت پاسخگویی همه قوا در حد اختیاراتشان به چشم می آید.
متاسفانه در کنار نبود احزاب قوی، عدم وجود رسانه هایی که بی پروا بتوانند بر دخمه های تاریک فساد نور بتابانند نیز به عنوان معضلی انکار ناپذیر است!
حضور پررنگ نهادهای مدنی در ممالک توسعه یافته گواه دیگری بر این مدعاست که اگر زمانی که احزاب و تشکلات صنفی و اجتماعی به قدرت نرسند و عامه مردم از برنامه های آنان تاسی نکنند، امیدی به اصلاح کشور نخواهد بود.
در کشوری که اعطای قدرت به یک فرد و نهاد گاهی تا حد خدایی(نعوذ بالله) ممکن می شود به یقین نمیتوان تصور پیشرفت و اصلاح و ترقی و تعادل داشت.
یقینا امروز کشور ما برای رسیدن به تعادل در رفتار و کردار حاکمان، سخت نیازمند تقویت ابزار کنترل قدرت است.
شاید اگر امکان مهار قدرت به روش های مصلحانه مدنی در کشور مقدور بود، تا این حد با مشکلات روبرو نبودیم.
ناگفته نماند تشکلات و احزاب موجود در کشور اگر چه به جایگاه حداقلی در تقسیم قدرت نرسیده اند، اما معتقدم همین‌ها می‌توانند نقش تاثیر گذاری در پایه ریزی ارکان قدرت به صورت معقول و منطقی ایفا کنند.

 

اشتراک گذاری