- تمامی تشریفات صدور گواهینامه انجام شده
- از داستایوفسکی تا تنگۀ هرمز؛ تأملی در سخنان اخیر سیدمهدی میرباقری
- عوامل بروز انحرافات دینی در جوامع اسلامی
- میان میدان سیاست و مستطیل سبز؛ تیم ملی، قربانی یا فرصت؟
- سازمان اداری و استخدامی: پرداخت اضافه کاری به کارمندان متوقف نشده است
- اعتراف مجریهای «منوتو» به وضع نکبتبارشان
- دادستان کل کشور: در تمام دنیا مجازات جاسوسی بهویژه در شرایط جنگی سنگین است
- توافق ایران و آمریکا محتمل است ؟
- فتح سکوهای پاراوزنهبرداری جهان توسط بانوی ایرانی/ دو طلای ارزشمند در جیب حسینی
لزوم شنیدن صدای مردم!!
یادداشت روز به قلم سید رضا هاشمی؛
لزوم شنیدن صدای مردم!!
انقلاب ۵۷ در ایران و سقوط شاه نتیجه نارضایتی مردم در آن زمان بود . شنیدن صدای اعتراض مردم هنر حاکمیت است این صداها گاهی با فریاد در کف خیابان بروز می کند و گاهی در صحبت یک مسافر با راننده تاکسی
اما آنچه لازم است شنیدن صدای دردمندانه مردمی است که به وضعیت معیشت و اقتصاد و اشتغال و آموزش و سیاست معترضند بسیاری از حاکمان در کشورها صدای مردمشان را نشنیدند شاه در سال ۵۷ سقوط کرد چون سالها نخواست و نتوانست صدای مردمش را بشنود ساواک و شهربانی بیش از اساتید دانشگاهها قدرت داشتند و فضای امنیتی و نظامی و ترس از حکومت نجات بخش دولت شاهنشاهی نبود نمونه سقوط پادشاهان و حاکمان در طول تاریخ بسیار است روز آمد ترین تجربه مثلا همین بشار اسد رییس جمهور سوریه که بعد از مرگ پدر قدرت را به دست گرفت، یا در لیبی که قذافی حکومت می کرد در ابتدا ادعا کردند می خواهند دست به اصلاحاتی بزنند، اما به دلیل ساختار منقبض حکومتی و حکومت اطلاعاتی امنیتی نظام سوریهو لیبی و تمرکز قدرت در میان معدود وفاداران و سپاهیان و مجیزگویان و متملقان حکومتی و خاندان اسد و قذافی و حزب بعث، که به جای رفاه و آبادانی، فقر و فلاکت و بحرانهای اقتصادی و اجتماعی برای مردم و کشور خود بر جای گذاشتند نحوه حکمرانی بهتدریج به سمتی رفت که فقدان مشروعیت و مقبولیت آنها را نهفقط نزد مردم ، بلکه از نگاه حامیان سنتی و اصلاح طلبان به همراه داشت و زمینه فروپاشی و سقوط دولت بشار اسد و قذافی را فراهم کرد.
حکومت نخواست صدای حرف درد و مصائب مردمش رابه گواه تاریخ بشنود ، وسعت و عمق جنایات وحشیانه دیکتاتور سوریه و قذافی در لیبی نسبت به مخالفان خود به حدی بود که طی سالیان دراز، رعب و دلهره سراسر فضای کشورشان را پر کرده و کمتر کسی جرئت مخالفت داشت. قوه قضاییه لیبی و سوریه در مسائل اعتراضات مردمی پشت حکومت ایستاد و با شعار استقلال قضایی به استبداد قضایی رسید و اوج برخوردهای بیرحمانه و خشونتآمیز نسبت به مخالفان و معترضان را بر عهده گرفت اوج این استبداد قضایی در بهار عربی بود که دست به سرکوب شدید و خونین معترضان زدند و این بهتدریج دایره طرفداران و اطرافیان حکومت را کوچک و کوچکتر کرد؛ بهطوریکه در روزهای آخر حکمرانی ، معدود افرادی مزدور و گروهی اندک تحت فرمانش باقی ماندند. لیبی و سوریه ، عاقبت پس از سالها تحت فشار مردم از دل اندک موافقانش هم پر کشید و لیبی و سوریه هم با از دست دادن مقبولیت مردمی و با فشار نیروهای آشکار و پنهان ناتو که از طریق عملیات هوایی به کمک انقلابیون مسلح آمده بودند و نیز دخالت بعضی از کشورهای ازجمله قطر در لیبی و ترکیه در حوادث سوریه ناچار شد قدرت را رها کند و بگریزد. رهبر سوریه به روسیه گریخت و رهبر لیبی پس از ماهها فرار بالاخره در زادگاهش «سرت» درحالیکه در کانال فاضلاب پنهان شده بود توسط گروهی از انقلابیون بیرون کشیده شود و به فجیعترین وضع در زیر مشت و لگد آنها شکنجه شد و سپس به نحو نامعلومی کشته شد. این در حالی بود که اگر بشار اسد در سوریه و قذافی در لیبی به جای بیتدبیری و خودرأیی در عرصه داخلی و بینالمللی و نیز تلاش برای به ارث گذاشتن قدرت برای یکی از فرزندان خود، مردم سوریه و لیبی را درمییافتند و هر چه زودتر دست به اصلاحاتی واقعی میزدند یا هر چه سریعتر از قدرت کناره میگرفتند شاید به این صورت فجیع و خفت بار از عرصه قدرت و حکومت به زیر کشیده نمی شدند و از این مهمتر کشورشان را در معرض یک دهه آشوب و ناآرامی پس از خود و حرص و طمع گروههای مافیایی و نیروهای خارجی پشت سر آنها برای تسلط بر منابع این کشور نفتخیز قرار نمیدادند.
تاریخ مملو است از نتیجه بی توجهی به اراده ملتها و حاکمان با ایجاد فضای پلیسی-امنیتی و خفقانآوری را که در کشور خود ایجاد کردند و به سقوط خود سرعت دادند . افزون بر این، سوءمدیریت در تمامی حوزه های جامعه در حوزههای اقتصادی و اجتماعی، وضعیت اقتدار را به کشوری با حالتی ناراضی و ضعیف با بدهیهای خارجی بسیار و اعمال جیرهبندی برای خدمات اولیه مردم ازجمله غذا، دارو، آب و برق تبدیل کرده بود.
نمونههای ذکرشده در بالا حکایت از یک واقعیت مهم دارد و آنکه فاصله گرفتن از مردم برای بیشتر حاکمان، عاقبت و سرنوشت خوشی نداشته و چنانکه همه آنها به ترتیبی یا با خشونت و خونریزی و یا تحت فشار نیروهای خارجی و یا… ناچار به کنار رفتن از قدرت شدند. در این میان اما کشورهایی بهویژه در شرق آسیا وجود دارند که حاکمان آنها با درک واقعیتها و عمق مسائل، با شجاعت، رویکرد و سیاستهای گذشته را اصلاح کرده و کشور خود را در مسیر پیشرفت و توسعه قرار دادهاند.
- لزوم تقویت قدرت خرید خانوارها در برابر تورمِ نجومی پیش از آغاز تابستان
- با سعدی در گلستان : امیدوار بوَد آدمى به خیرِ کسان / مرا به خیرِ تو امّید نیست، شر مرسان
- رای شورای امنیت به بررسی بازگشت تحریم ایران
- صادق زیباکلام بازداشت شد.
- از داستایوفسکی تا تنگۀ هرمز؛ تأملی در سخنان اخیر سیدمهدی میرباقری
- پزشکیان: رهبر شهید تاکید داشتند مساله نه جنگ نه صلح را باید حل کرد
- عوامل بروز انحرافات دینی در جوامع اسلامی
- «شهر خوب، یافتنی نیست؛ ساختنی است»
- میان میدان سیاست و مستطیل سبز؛ تیم ملی، قربانی یا فرصت؟
- باهم بودن


