امروز شنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۵

“زندگی”مهمترین هدیه خداوند به انسان !

کد خبر: 24304
زمان انتشار: ۷ بهمن ۱۴۰۳ - ۱۸:۲۰ بعد از ظهر -
432 بازدید

یادداشت روز به قلم سید رضا هاشمی؛

“زندگی”مهمترین هدیه خداوند به انسان !

اگر زندگی از انسان گرفته شود، یعنی همه چیز از وی ستانده شده است.
بزرگ ترین و مهم ترین هدیه خدا به انسان همان “زندگی” است. پر واضح است که از انواع زندگی آن زندگیِ ارزشمند، خوش و خوب ارزش زیستن دارد که در آن ارزش انسان حفظ شود. هم ارزش‌های مادی و دنیوی و هم ارزش های معنوی و دینی.
اگر غیر از این باشد، فقط زنده بودن و روز را به شب و شب را به روز رساندن است، و این یعنی زندگی تحت لوای بیهوده گی، پوچی، جنگیدن مداوم و بی معنا، تکراری و ملال آور!!!
نحوه حکمرانی در کشورها برای ایجاد یک زندگی ارزشمند و مفید بسیار موثر و غیر قابل انکار است. با کمی دقت ملاحظه می شود کسر قابل توجهی از ایرانیان به دلایل گوناگون از یک «زندگی ارزشمند و متناسب شان انسانیت انسان به لحاظ مشکلات معیشتی و غیره، محروم هستند.
محروم شدن شهروندان یک جامعه از یک «زندگی ارزشمند، خوش و خوب» می تواند هم به دستِ خود انسان ها دانسته و ندانسته (عامل فردی)اتفاق بیفتد، و هم به دست حاکمان و نهادهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی هر جامعه.
گاهی یک شهروند با رفتارهای شخصی، خود را از نعمت یک زندگی متعارف و متناسب شان انسانی محروم می کند. این عوامل همانند عدم به کارگیری اراده، عدم تمایل به پشتکار مناسب، بی توجهی به توانمندی های فردی خویش، فقدان کوشش های ضروری، فقدان دانش و آگاهی، نخواستن، دچار روزمرگی و روزمرّه گی شدن، عادت های نادرست، تقلید و پیروی کورکورانه، هم رنگی با جماعت، غرق شدن در دنیای خواسته های رنگارنگ و متنوع، طمع ورزی و زیاده خواهی، شهرت طلبی، قدرت طلبی و گم کردن خودِ واقعی و حقیقی شان «زندگی ارزشمند، خوش و خوب» را از خود دور می کند؛ اما همین انسان ها ممکن است به دلیل فقدان نهادها و ساختارهای کارآمد و قوی در جامعه ای که در آن زندگی می کنند، گرفتار چرخه ای معیوب و باطل شوند که فرصت داشتن «زندگی ارزشمند، خوش و خوب» از آنان ستانده شود. مشکلاتی که ناشی از بی عرضه گی در نحوه حکمرانی است، موانعی همانند ناترازی های انرژی یا جنگ یا سرخوردگی نهادهای مدنی، بیکاری، مشکلات اقتصادی و معیشتی و ……
اگر در جامعه به لحاظ عوامل فردی کسی خود را از زندگی ایده آل محروم کند، خیلی محل سرزنش به دولت و حاکمیت نیست؛ اما اگر عدم بهره مندی از حقوق انسانی دریافتن یک زندگی ایده آل، به خاطر ناتوانی حاکمیت و اشکالات ساختارها و نهادهای ناکارآمد حکومت باشد، جای سرزنش حاکمیت و نقد آن وجود دارد تا راه اصلاح حکومت هموار گردد و الا بحرانهای اجتماعی روز به روز تشدید و نهایتا موجب انفجار عظیمی خواهد شد.
بنابراین، هر چند که از یک سو انسان مسئول زندگی و سرنوشت خویش است، اما از سوی دیگر این حکومت و دولت و نهادها و ساختارهای سیاسی و رهبری اجتماعی جامعه است که مسئولیت مهمی در ایجاد رفاه و زندگی اززشمند شهروندان بر عهده شان است که نتوانسته اند یا نخواسته اند فرصت های داشتنِ «زندگی ارزشمند، خوش و خوب» را برای انسان فراهم سازند.
در جامعه ی ایرانی، نشانه های فراوانی وجود دارد که ناکارآمدی ساختارهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و به طور کلی ناکارآمدی نظام حکمرانی در ایران، ایرانیان را از دست یابی به یک «زندگی ارزشمند، خوش و خوب» محروم کرده است. در واقع، ایرانیان اکنون در “چرخه ی محرومیت” از داشتنِ «زندگی ارزشمند، خوش و خوب» قرار دارند و این یکی از بنیادی ترین مسائل در ایرانِ کنونی است. دچار شدن در این “چرخه ی محرومیت” در بسیاری از بخش ها و عرصه های زندگی روزانه ی ایرانیان کاملاً مشهود است. فقدان برخورداری از کیفیت زندگی، بهداشت و درمان نامناسب، آب و هوای ناسالم، امکانات و خدمات تفریحی و فراغتی و ورزشی ناکافی، زندگی ناشاد، عدم برخورداری از سلامت جسم و روان و سلامت اجتماعی، تغذیه ی نامناسب، فرصت های شغلی اندک، درآمد ناکافی، قدرت خریدِ پایین، نداشتن مسکن مناسب، عدم برخورداری از آموزش و مهارت های زندگی مطلوب، محدودیت در آزادی های مدنی و اجتماعی، نظام اداری ناکارآمد، افزایش ناامیدی، کمبود آرامش(افزایش استرس و اضطراب)، ناپایداری زیست محیطی، ناتوانی در تأمین نیازهای پایه، نداشتن توانمندی لازم برای غلبه بر مشکلات، فقدان دسترسی به فرصت های عادلانه و برخی محرومیت های دیگر، همگی نشان از ضعف ساختاری حکومت جهت ایجاد یک زندگی ارزشمند برای شهروندان دارد و اگر امروز حاکمیت به فکر اصلاح رویه و روش حکمرانی خویش نباشد، فردا باید خاکستر آتش قهر مدنی و غیر مدنی شهروندانش را جارو کند. زندگی گوهر گران بها و نایابی است که برای هر انسانی فقط یک بار روی می دهد و اگر این فرصت طلایی از دست برود، یعنی باخت انسان در این دنیا به تمام معنا.

 

بر این اساس هر نهاد و ساختاری و حکومتی که بخواهد زندگی انسان را به چالش بکشد و وی را از داشتن چنین زندگی ای محروم سازد، ستم بزرگی در حق انسان روا داشته است. و قطعا انسان‌ها و شهروندان به لحاظ قدرت متراکم شده ناشی از میل به زندگی ایده آل و به لحاظ دستیابی به حقوق شرعی و قانونی خود، دولت و نظام حاکم را در جهت اصلاح قرار خواهند داد؛ چرا که تنها همین ملت ها هستند که مجری تحقق وعده الهی در قرآن کریم به تغییر سرنوشت خود خواهند بود.
ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم

اشتراک گذاری