امروز شنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۵

حقوق انسان در دین و جمهوری اسلامی !

کد خبر: 23959
زمان انتشار: ۹ دی ۱۴۰۳ - ۱۸:۱۶ بعد از ظهر -
172 بازدید

یادداشت روز به قلم سید رضا هاشمی؛

حقوق انسان در دین و جمهوری اسلامی !

اسلام را به آزاداندیشی، گشودگی، مداراجویی، عدالت‌طلبی و شجاعت معرفی می کنیم. آنچه که میراثِ کهن و راستین  فقها و عالمان دین در سیاست و دیانت است، در واقع گشودن بابِ حق و حقوقِ انسانی که در تمام ابواب، حقوق عقلی و نقلی حقوقِ انسانی جهان‌شمول و همگانی به شمار می رود.

 

ارزش این امر در اسلام جایی خود را نشان می دهد و آن را زمانی  درمی‌یابیم که در نظر بگیریم عالمان دین اسلام که مردان فقاهت و دیانت هستند، با آیات و روایات انس گرفته اند و عمری درسِ فقه خوانده و درسِ شرع داده  و می دهند؛ فقیهانی در تمام اعصار که در درجه ی نخست، یک فقیهِ خبره هستند که از سنتِ فقاهت می‌آیند و دانش‌آموخته ی فلسفه ی غرب و یک روشن‌فکرِ فرنگ‌رفته نیستند و نه زیستِ آمریکایی-اروپایی داشتند و دارند و نه علقه‌های غربی داشته و دارند؛ بلکه صرفا یک فقیه هستند .

فقهایی که دریافتند در شریعت، شریعتِ رایج و متعارف که در جمهورِ مسلمین برای قرن‌ها و سده‌ها جاری و روان بود، جایی برای حق بشر نیست و حقوق در فقهیات راه نیافته است.  و همین نگاه فقیهانه موجب شعارهایی از ابتدای انقلاب شد که در آن کرامت انسانی و آزادی و … برجسته شد.

فقهای معاصر اعم از امام خمینی و قائم مقام معزولش و جانشین ایشان با تشخیص این خطا و نقص در فقهِ فقیهان، دست به اجتهاد در حکومت اسلامی بردند؛  هر چند به بضاعت خود اجتهادی حق‌مدار و حق‌خواهانه متجلی کردند.

فقهای مزبور می‌توانستند همچو جمهورِ فقیهان، به همان شریعتِ بی‌حقوق فتوا دهند و راضی باشند به اعلام حرام و حلال صرف. و یا در نهایت، بعضی احکامِ خشن را از فقه بزدایند و تأویلی دیگر از آن‌ها کنند. اما چون این فقیهان برای تشکیل جمهوری اسلامی و اداره حکومت مبتنی بر فقه گام برداشتند، باید جلوه ای از بهره گیری از «حس عدالت» ببرند و اصولِ عام عدالت را بشناسند و  نشان دهند که در بسیاری از گفتار و کردار انسان‌گرا و مردم‌دار هستند و انسانیت و جمهوریت را ارزش ‌دانسته و از سویی  از جباریت و ستمگری بیزار بودند و عدل و داد را دوست می‌داشتند، ضرورتِ حق و حقوق را با تمام عقل و احساسش دریافتند و این بود که فتوا به حق انسان دادند و بابِ حقوق را در شریعت و حکومت  باز کردند  و شریعتی بر مدار حق برای حکومت عرضه کردند و مورد اقبال مردم قرار گرفتند.

فقه در عراق و ایران، از دلِ سنتِ شریعت، راه به برداشتِ حقوق امروزی و قابل فهم مردم از حق بشر گشودند؛ یعنی آن برداشت که اولاً، حق را امر ذاتی و اصیل و ثابت می‌شناسند و نه عرضی و عاریتی و نسبی؛ ثانیاً، قائل به حق انسان، تنها به جهت انسان بودن آن هستند. «رساله ی حقوق»، رساله‌ای است ممتاز، جامع و کم‌یاب در فقه و شریعت که در پاس‌داشت حق بشر نوشته و ثبت شده است؛ رساله‌ای که در منشأ حقوق، توجیه حقوق، و انواع و اصناف حقوق انسانی تقریر شده است و عمده فقها چنین رساله ای دارند. حتی در کتاب عروه الوثقی حق حیوان چهارپا که بار می برد نیز از چشم تیزبین فقه پنهان نمانده است. چه رسد به انسان و شاید بتوان ادعا کرد اگر در جامعه همان رساله ای که نوشتند عمل شود، بسیاری از حقوق انسانی رعایت خواهد شد .

رساله ی حقوق، حقوقِ بنیادین و اساسیِ بنی‌آدم را چون «حق‌های فطری و ذاتی» بیان می کند که «فی‌نفسه ثابت و غیرقابل سلب» هستند و تابع «ضرورت‌ها و مقتضیاتِ خاص اجتماعی» نیستند؛ ریشه ی این حقوق را در «فطرتِ انسان» باید دید و نه «قانون‌گذاری و اراده ی حکومت». رساله ی حقوق، در توجیه حقوق بشر، دلیلِ حقانیتِ حق بشر را در «انسان بودن انسان» و «کرامتِ انسانی» آورد؛ یعنی دو دلیل، در توجیهِ حقوق بشر است: انسان بودن انسان، کرامتِ ذاتی انسان. انسان‌ها، به خاطر انسان بودن و به خاطر کرامت انسانی، از حقوق بشر برخوردارند. رساله ی حقوق، زیربنای حقوق بشر را بر «حق کرامت انسانی» چون حق همگانی و عام استوار می‌داند.

فقها، در رساله ی حقوق، حق کرامت را «ارزش‌دادن و ترجیحِ انسان از جهتِ انسانیت» تعبیر و تأویل می‌کند که برای همگان، حقوق اساسی و ذاتی قائل است؛ بر اساس حقّ کرامت ذاتی:«همه ی انسان‌ها صرف‌نظر از دین و عقیده و مذهب و اعمال و رفتار، دارای کرامتِ ذاتی هستند.»

حق های اساسی و بنیادینِ بشر در رساله ی حقوق، حق حیات، حق آزادی، حق معیشت سالم، حق امنیت و حق تعیین سرنوشت تعریف می‌شوند؛ از این حقوقِ بنیادین، آزادی اندیشه و بیان، آزادی انتخاب دین، آزادی کنش سیاسی را می توان نام برد  و حتی در بعضی رسائل حقوق از جمله رساله ی حقوق آیت الله منتظری، از حقوق ملل هم سخن به میان آمد و حتی از حقوق حیوانات هم ذکر می‌کند.

از این جهت است که رساله حقوق نگارش شده توسط فقهای شیعه، اثری جامع است که کسانی که سکان ولایت و هدایت جامعه و مسئولین را بر عهده دارند، اگر بر آنچه در رساله حقوق فقها خوانده اند و نوشته اند عمل کنند، بسیاری از مظالم به مردم و شهروندان کاسته خواهد شد.

اشتراک گذاری