امروز شنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۵

شام آخر!!

کد خبر: 23722
زمان انتشار: ۲۱ آذر ۱۴۰۳ - ۱۶:۳۱ بعد از ظهر -
615 بازدید

یادداشت روز به قلم احسان پورطاهریان؛

شام آخر!!

رویدادهای یک‌سال اخیر در منطقه‌ی غرب آسیا که به خاورمیانه شهرت دارد، آن‌چنان حیرت‌انگیز و تعجب‌آور بوده است که شاید کمتر کسی پیش‌بینی می‌کرد پس از عملیات هفتم اکتبر سال گذشته توسط جنبش مقاومت اسلامی فلسطین معروف به حماس، رژیم اسرائیل چنین واکنش‌هایی از خود نشان دهد و سایر کشورهای منطقه نظیر ایران، ترکیه، عراق و سوریه را نیز درگیر تنش‌های بی‌سابقه‌ای نموده و معادلات سیاسی جهان را تحت تأثیر خود قرار دهد.

 

هرچند برخی تحلیل‌گران اصرار دارند حوادث یک‌سال اخیر را از تنش‌های نزدیک به یک قرن گذشته بین رژیم اسرائیل و فلسطین جدا نکنند و آن را به نژادپرستی و خوی تجاوزگری همیشگی اسرائیل مرتبط بدانند، اما به اعتقاد بسیاری از کارشناسان مسائل سیاسی و روابط بین‌الملل، پیامدهای ناشی از عملیات هفتم اکتبر موسوم به طوفان‌الأقصی با حوادث و رویدادهای سال‌های قبل متفاوت بوده و همان‌گونه که اکنون در مقابل چشمان مردم دنیا قرار گرفته است، می‌توان پیش‌بینی کرد که جغرافیای سیاسی خاورمیانه دستخوش تغییرات گسترده و بی‌سابقه‌ای خواهد شد که پیامدهای آن سال‌ها ادامه دارد.

بررسی‌ها نشان می‌دهد که بمباران مناطق مسکونی غزه، نسل‌کشی و کشتار نزدیک به پنجاه هزار نفر در این منطقه، ترور فرماندهان ارشد حماس نظیر یحیی سنوار در فلسطین و همچنین اسماعیل هنیه در تهران، هدف قرار دادن سیدحسن نصرالله دبیرکل حزب‌الله لبنان و شخصیت‌های اصلی و مقامات و فرماندهان ارشد این حزب و نیز نابودی زیرساخت‌های نظامی و اقتصادی غزه و جنوب لبنان، ضربه‌ی سنگینی را به گروه‌های مقاومت حامی آرمان فلسطین زده است که جبران این خسارات، بسیار سخت و در برخی از موارد غیرممکن خواهد بود.

 

اما در هیاهوی اتفاقات غزه و لبنان و در شرایطی که افکار عمومی جهان همچنان درگیر مسائل مربوط به این منطقه و همچنین پیروزی ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا بود و آتش‌بس دوماهه‌ی لبنان و اسرائیل در صدر اخبار منطقه قرار داشت، موضوعی که بسیاری از تحلیل‌گران و کارشناسان سیاسی را غافلگیر کرد، سقوط دولت بشار اسد بود که به حدود شصت‌سال حاکمیت خاندان اسد در سوریه پایان داد و اگر یک‌ماه پیش کسی راجع به سقوط دمشق در ظرف چند روز آینده صحبت می‌کرد، یقیناً صحبت‌هایش جدی گرفته نمی‌شد.

ولی همان‌گونه که شاهد بودیم، شهرهای سوریه یکی پس از دیگری و بدون مقاومت خاصی از سوی ارتش و مردم، در تصرف مخالفان دولت بشار اسد قرار گرفت و علی‌رغم اینکه رسانه‌های رسمی کشورمان در روزهای ابتدایی سعی داشتند همانند ده سال گذشته و همچون سال‌هایی که کشورهای منطقه درگیر بهار عربی بودند، از عباراتی نظیر گروهک‌های تکفیری و تروریستی برای مخالفان استفاده کنند، اما کم‌کم این القاب به عناوینی چون گروه‌های مسلح و در روزهای پایانی به مخالفان مشروع تغییر یافت و سرانجام بشار اسد و خانواده‌اش مجبور به ترک سوریه شدند.

مقامات رسمی کشورمان نیز در ابتدای اتفاقات سوریه و پس از تصرف شهرهایی مانند حمص و حلب، سعی داشتند همچون یک دهه‌ی گذشته حمایت قاطع خود را از دولت سوریه نشان دهند و با انجام رفتارهای نمایشی مانند قدم زدن در خیابان‌های دمشق و صرف شام در یک رستوران عمومی که اتفاقاً در شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی مورد توجه هم قرار گرفت، این‌گونه القاء کنند که همه چیز تحت کنترل بوده و زندگی عادی در شهرهای سوریه و به‌خصوص در پایتخت آن در جریان است، اما این روش رسانه‌ای نیز چندروزی بیشتر دوام نیافت.

اما موضوع مهمی که باید به آن توجه داشت، دلیل اصلی سقوط حکومت سوریه است و علی‌رغم اینکه بسیاری از رسانه‌ها سعی دارند دلیل این براندازی را مواردی نظیر فاصله گرفتن از جمهوری‌اسلامی‌ایران و محور مقاومت و یا چراغ سبز بشار اسد به آمریکا نشان دهند، اما شکی نیست که اصلی‌ترین و مهم‌ترین عاملی که موجب سقوط آسان شهرهای سوریه و در نهایت تصرف پایتخت آن توسط مخالفان گردید، خشم عمومی ملت و عدم حمایت و پشتیبانی از دولت سوریه به دلیل فاصله گرفتن بشار اسد از خواسته‌ها و مطالبات انباشته شده‌ی مردم این کشور در تمام سالهایی بود که او بر مسند قدرت تکیه زده و توجهی به اقشار مختلف جامعه و آزادی‌های سیاسی و اجتماعی موردنظر آنان نداشت.

به اعتقاد بسیاری از کارشناسان، مهم‌ترین نقطه‌ی اتکاء حکومت‌ها و تنها عاملی که موجب استحکام پایه‌های حکومت و محبوبیت نزد افکار عمومی خواهد شد، پشتوانه‌ی مردمی و رضایت آحاد مردم از رفتارها و سیاست‌های حاکمان است و اگر دولت‌ها نتوانند به خواسته‌های مردم و به‌خصوص نسل‌های حاضر که به مراتب نسبت به نسل‌های گذشته از بینش سیاسی و اجتماعی بیشتری برخوردارند توجه نمایند، آن‌گاه تکیه‌ی آنان بر قدرت‌های غربی و شرقی دنیا مانند روسیه و آمریکا تأثیری در خشم اکثریت جامعه نداشته و ممکن است تراژدی شام آخر در شام، در کشورهای دیگری هم تکرار گردد.

اشتراک گذاری