- تمامی تشریفات صدور گواهینامه انجام شده
- از داستایوفسکی تا تنگۀ هرمز؛ تأملی در سخنان اخیر سیدمهدی میرباقری
- عوامل بروز انحرافات دینی در جوامع اسلامی
- میان میدان سیاست و مستطیل سبز؛ تیم ملی، قربانی یا فرصت؟
- سازمان اداری و استخدامی: پرداخت اضافه کاری به کارمندان متوقف نشده است
- اعتراف مجریهای «منوتو» به وضع نکبتبارشان
- دادستان کل کشور: در تمام دنیا مجازات جاسوسی بهویژه در شرایط جنگی سنگین است
- توافق ایران و آمریکا محتمل است ؟
- فتح سکوهای پاراوزنهبرداری جهان توسط بانوی ایرانی/ دو طلای ارزشمند در جیب حسینی
حالت پرواز !
یادداشت روز به قلم احسان پورطاهریان؛
حالت پرواز !
این روزها همهجا سخن از ناترازی است و از شاهبیت سخنان رئیسجمهور در مصاحبهی تلویزیونی اخیرش گرفته تا مقالات و یادداشتهای فعالان سیاسی و اقتصادی کشورمان در فضای حقیقی و مجازی، موضوعی به نام ناترازی خودنمایی میکند و آنگونه که از گفتگوی رئیسجمهور و سایر اعضای دولت با رسانهها برداشت میشود، این ناترازی صرفاً به مقولهی انرژی محدود نمیشود و کشور در شرایطی قرار گرفته که از برق و گاز و بنزین تا دخل و خرج روزانه و اجرای پروژههای عمرانی نیمهتمام، پرداخت مطالبات فرهنگیان، پرستاران و بازنشستگان و حتی هزینههای جاری نیز دچار ناترازی شده است!
شاید برای اولین بار نیست که کشورمان در چنین وضعیتی قرار گرفته و آخرین بار هم نباشد؛ ولی بررسی سیاستها و اقدامات دولتهای گوناگون در مواجهه با چنین شرایطی، نشان میدهد که متأسفانه همهی دولتها برای گذار از موقعیت اضطراری موسوم به ناترازی، کسر بودجه و مواردی از این دست، نهتنها برنامههای مدون و حسابشدهای ندارند، بلکه از سادهترین و دمدستیترین روشها برای جبران کسری بودجه و تعادل بخشیدن به اوضاع ناتراز اقتصادی استفاده میکنند و هیچگاه حاضر نیستند با بررسی دقیق وضع موجود و دلایل بروز چنین شرایطی، در پی ریشهیابی و درمان همیشگی آن باشند.
یکی از سادهترین روشهایی که همهی دولتها برای عبور از چنین بحرانهایی به آن متوسل میشوند، افزایش درآمد دولت با دست بردن در جیب مردم از طریق افزایش نرخ مالیاتها و عوارض و همچنین بالا بردن قیمت حاملهای انرژی است که مهمترین و نقدترین کاری که به ذهنشان خطور میکند. گران کردن قیمت بنزین بوده و در آخرین تصمیمی که منجر به افزایش قیمت بنزین در سال ۱۳۹۸ شد، تبعات اجتماعی و سیاسی تلخی را در پی داشت و نیازی به بازگویی مسائل و اتفاقاتی که در آن سال در کشورمان رخ داد نیست.
درخصوص طرح موسوم به عفاف و حجاب که پس از چندین بار رفت و برگشت در مجلس و شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت نظام، درحال حاضر به مرحلهی ابلاغ رسیده است نیز همین روند حاکم بوده و به نظر میرسد تدوین کنندگان چنین طرحی، ابتداییترین روش ممکن را انتخاب کردهاند و به جای آنکه به دنبال ریشههای این موضوع باشند و از خود سؤال کنند چطور ممکن است زنان و دخترانی که در همین نظام آموزشی و پرورشی و با وجود رسانههای رسمی و نهادهای فرهنگی گوناگون که همواره حجاب را ترویج میکنند، نسبت به آن بیتفاوت شدهاند، در پی تصویب قوانین سختگیرانهای هستند که اعتراضات فراوانی را در پی داشته است.
دولت جدید با درنظر گرفتن همین تبعات سیاسی و اجتماعی و پیشبینی اعتراضات مردمی ناشی از اجرای قانون عفاف و حجاب و همچنین افزایش قیمت بنزین و سایر حاملهای انرژی و به تبع آن تورم افسارگسیخته در کشور، چند صباحی است که با ایجاد بسترسازی در این خصوص و با مقایسهی قیمت بنزین در کشورمان با سایر کشورهای منطقه و جهان، در صدد اقناع مردم و آماده کردن افکار عمومی برای افزایش قیمت بنزین است که شاید از این طریق بتواند تبعات چنین تصمیمی را کمتر کند، اما به نظر میرسد با فضای سیاسی و اجتماعی موجود، نیازی به مقدمهچینی و بسترسازی خاصی نباشد!
وقتی مسئولان ارشد کشور اولویتهای زندگی مردم را نمیدانند و یا میدانند و خود را به ندانستن میزنند و بهجای رسیدگی به مشکلات عدیدهای مانند گرانی، تورم، فساد، تبعیض و بیعدالتی، سرگرم انتصاب یا عزل معاون رئیسجمهور به دلیل تابعیت مضاعف فرزندانش بوده و یا به دنبال تصویب طرحهای دیگری نظیر قانون عفاف و حجاب هستند، نمیتوان به بهبود وضعیت اقتصادی و معیشتی مردم و به خصوص اقشار آسیبپذیر و بازنشستگان و حقوقبگیران امیدوار بود.
شاید برایتان عجیب باشد، اما بسیاری از مردم و فعالان سیاسی و اجتماعی معتقدند باید به نمایندگان مجلس شورای اسلامی و طراحان قانون عفاف و حجاب و همچنین رئیسجمهور و سایر مسئولان و مقامات کشورمان که احیاناً برای اجرای قوانینی مانند حجاب و عفاف و یا افزایش قیمت بنزین و حاملهای انرژی، دلهره و اضطرابی دارند گفت که با خیالی آسوده این کار را انجام دهند و نگران تبعات آن نباشند؛ چرا که شهر در امن و امان است و دیگر کسی حتی توان اعتراض هم ندارد!
جامعهی ایران در این سالها به قدری دچار آسیبهای اجتماعی شده و به اندازهای از تصمیمات اشتباه حاکمان خود خسران مادی و معنوی دیده است که اگر روزی به آنها لقب اکثریت بیصدا داده میشد و در حالت بیصدا بودند و صرفاً تعداد انگشتشماری از مردم به وضعیت اسفبار اقتصادی و اجتماعی معترض بودند و سعی میکردند صدای اعتراض خود را به گوش حاکمیت برسانند، اما اکنون همان جامعهی بیصدا هم دیگر از حالت بیصدا خارج شده و در “حالت پرواز” قرار گرفتهاند و اساساً در دسترس نیستند تا اعتراضی به تصمیمات مسئولان داشته باشند!
- لزوم تقویت قدرت خرید خانوارها در برابر تورمِ نجومی پیش از آغاز تابستان
- با سعدی در گلستان : امیدوار بوَد آدمى به خیرِ کسان / مرا به خیرِ تو امّید نیست، شر مرسان
- رای شورای امنیت به بررسی بازگشت تحریم ایران
- صادق زیباکلام بازداشت شد.
- از داستایوفسکی تا تنگۀ هرمز؛ تأملی در سخنان اخیر سیدمهدی میرباقری
- پزشکیان: رهبر شهید تاکید داشتند مساله نه جنگ نه صلح را باید حل کرد
- عوامل بروز انحرافات دینی در جوامع اسلامی
- «شهر خوب، یافتنی نیست؛ ساختنی است»
- میان میدان سیاست و مستطیل سبز؛ تیم ملی، قربانی یا فرصت؟
- باهم بودن


