امروز شنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۵

گفت‌وگوی خواندنی با ‌همسر نخستین شهید ‌سرخه

کد خبر: 5929
زمان انتشار: ۲۹ دی ۱۴۰۰ - ۱۷:۱۴ بعد از ظهر -
149 بازدید

گزارش روز (گزارشگر: علیرضا عربی)

گفت‌وگوی خواندنی با ‌ همسر نخستین شهید ‌سرخه

 

همسر نخستین شهید سرخه‌ای با بیان اینکه آماده‌ام تا جان خود را فدای انقلاب کنم گفت: هنوز هم وقت مشکلات با همسر شهیدم درد و دل می‌کنم؛ چراکه باور دارم شهدا زنده‌اند.

سیزدهم جمادی‌الثانی سالروز وفات حضرت ام‌البنین مادر حضرت ابوالفضل العباس (ع) است؛ روزی که در تقویم ما به نام روز تکریم مادران و‌ همسران شهدا نام‌گذاری شده است.

مادران و‌ همسرانی که زبان قلم از وصف آنها قاصر است؛ مادرانی که با تربیت فرزندانی شایسته حماسه‌ای بس بزرگ به نام دفاع مقدس را خلق کردند.

به همین مناسبت به سراغ یکی از همسران شهدا رفتیم و پای صحبت‌های او نشستیم. «همسر نخستین شهید متأهل دفاع مقدس در شهرستان سرخه»؛ این عبارت سبب شد که به سراغ سکینه دولتی برویم تا با وی درباره زندگی‌اش با شهید علی‌اصغر کلامی گفت‌وگو کنیم.

سکینه دولتی همسر شهید «علی‌اصغر کلامی» است؛ بانویی ایثارگر، صبور و فداکار که به حقیقت باید گفت اجر بانوانی همچون «دولتی»‌ها کمتر از شهدا نیست.

سکینه دولتی آن زمان که همسرش علی‌اصغر کلامی به شهادت می‌رسد؛ دارای چهار فرزند (یک دختر و سه پسر) بوده است، فاطمه در زمان شهادت پدر هفت‌ساله بوده، محمد ۶ ساله و دو پسر دوقلوی دیگر هم داشته که آن زمان ۴۸ روزه بوده‌اند.

همسر شهید کلامی می‌گوید: بنده با همسرم نسبت دور خانوادگی داشتیم، ازدواج که کردیم یک سالی را در خانه پدرشوهرم زندگی کردیم و پس از یک سال منزلی را که دیواربه‌دیوار منزل پدرشوهرم بود را اجاره کردیم.

یک سال بعد از ازدواج صاحب فرزند شدیم اما به دلیل اینکه فرزندم هفت‌ماهه به دنیا آمد و امکانات امروز هم در آن روزها وجود نداشت؛ به همین دلیل فرزندم که دختر نیز بود فوت شد. پس از ۲ سال دوباره لطف خداوند متعال شامل حالمان شد و دخترم به دنیا آمد، همسرم اسم نیره را خیلی دوست داشت و به همین دلیل اسم دخترمان را نیره گذاشتیم، نیره ۲ ساله شد و چون هنوز نمی‌توانست راه برود اسمش را فاطمه زهرا گذاشتیم، دخترم مشکل ذهنی داشت و همسرم به من می‌گفت خداوند منت بر ما نهاده و این دختر را به ما هدیه داده است و فاطمه را خیلی دوست می‌داشت.

دولتی در مورد فعالیت‌های مذهبی و اجتماعی همسر شهیدش می‌گوید: صوت زیبایی در خواندن قرآن داشت؛ یک بسیجی فعال به‌تمام‌معنا بود و نه‌تنها خود در فعالیت‌های انقلابی شرکت می‌کرد؛ بلکه مشوق من هم بود و در سال ۵۷ با همدیگر در راهپیمایی‌ها شرکت می‌کردیم.

همسر شهید کلامی در مورد رضایت خود از اینکه راهی شدن همسرش به جبهه هم‌زمان با آغاز جنگ تحمیلی این‌گونه پاسخ می‌دهد که «می‌دانستم که اسلام در خطر است و اگر این رزمندگان راهی جبهه‌ها نشوند؛ معلوم نیست این دشمنان تا بن دندان مسلح چه بر سر مردم از زن و مرد و بزرگ و کوچک بیاورند؛ به همین سبب با رضایت کامل هرگاه که همسرم به جبهه می‌رفت او را راهی می‌کردم».

وی می‌گوید: در همان اوایل جنگ بود که «برادرشوهرم» که کوچک‌تر از همسرم نیز بود به شهادت رسید و همسرم از اینکه برادر کوچک‌ترش به شهادت رسیده است ناراحت بود و البته جدایی دو برادر خیلی طول نکشید و همسرم (علی‌اصغر) نیز پس از چهار ماه به برادر شهیدش ملحق شد و به شهادت رسید.

این همسر شهید اضافه می‌کند: زمانی که برای آخرین بار همسرم به جبهه رفت من باردار بودم و «مادر شوهرم» به علی‌اصغر گفت که «من اجازه نمی‌دهم بروی چون همسرت باردار است و چند وقت دیگر وضع حمل می‌کند»؛ اما همسرم توانست رضایت مادرش را جلب کند و این‌گونه بود که برای آخرین بار رهسپار جبهه شد.

دولتی از حضور خود در پادگان شهید کلاهدوز در سال ۶۰ گفت که برای آموزش نظامی به سفارش همسرم در این دوره آموزشی شرکت کردم؛ چراکه همسرم می‌گفت باید بدانید که چگونه از خود در صورت تجاوز دشمنان به شهرها دفاع کنید و من نیز با وجود داشتن ۲ فرزند و تحمل تمام سختی‌ها اما به پشتوانه همسرم و کمک مادر شوهرم در این دوره‌های آموزشی شرکت کردم.

وی اضافه می‌کند: آخرین باری که همسرم راهی جبهه شد ۲ فرزند آخرمان که دوقلو بودند به دنیا آمده بودند و در زمان شهادت پدرشان ۴۸ روز بیشتر نداشتند.

این بانو می‌گوید: همسرم حتی روزهایی که از جبهه برمی‌گشت؛ تمام فکر و ذهنش در جبهه و جنگ بود و وقتی آخرین بار به جبهه رفت انگار به من الهام شده ‌بود که این برای بار آخری است که او را می‌بینم.

این همسر شهید با بیان اینکه من همسر اولین شهید متأهل در سرخه بودم گفت: همسرم در عملیات بیت‌المقدس (آزادی خرمشهر) در روز سوم خردادماه سال ۶۱ به فیض شهادت نائل شد، علی‌اصغر در زمان شهادت ۳۸ ساله بود و من ماندم و چهار یادگاری از او که بعد از شهادت همسرم دیگر باید به‌تنهایی فرزندانم را بزرگ می‌کردم و خدا را شاکرم که به من کمک کرد و به من آن‌چنان صبری داد تا بتوانم آنها را بزرگ کنم.

باور دارم شهدا زنده‌اند

دولتی با ذکر جلوه‌هایی از ارتباط معنوی خود با همسر شهیدش می‌گوید: هر وقت در زندگی برایم مشکلی پیش می‌آید به مزار شهدا می‌روم و با علی‌اصغر (همسر شهیدش) درد و دل می‌کنم و مشکلاتم را با او در میان می‌گذارم؛ چراکه باور دارم شهدا زنده‌اند و مددرسان، و من این کمک و امدادرسانی همسر شهیدم را در زندگی خود بارها و بارها تجربه کرده و به چشم دیده‌ام.

وی تأکید می‌کند: امروز باید همه ما ادامه‌دهنده راه شهدا و پیرو راه امام خمینی (ره) و پشتیبان رهبر معظم انقلاب باشیم؛ چراکه دشمنی‌ها و جنگ و جهاد دو جبهه حق و باطل تمام‌شدنی نیست.

این همسر شهید در ادامه گلایه خود را از برخی حرف و سخنان ناحق در مورد خانواده شهدا، همسران و فرزندان شهدا این‌گونه بیان می‌کند که: مردم ما قدردان شهدا و خانواده شهدا هستند و ما نیز منت دار این نوع نگاه و برخورد مردم هستیم، اما متأسفانه شنیده‌ایم برخی می‌گویند خانواده شهدا از سهمیه استفاده می‌کنند و به‌قول‌معروف پارتی دارند و برایشان پارتی‌بازی می‌شود؛ من در همین‌جا به همه آنها که این حرف‌های ناحق و نابجا را بر زبان می‌آورند می‌گویم که امروز من آماده‌ام تا جانم را فدای دفاع از انقلاب و کشورم کنم و فرزندانم را نیز به‌گونه‌ای تربیت‌کرده‌ام که آنها نیز هر وقت که لازم باشد آماده جان‌نثاری برای رضای خدا، رهبر و امام زمان (عج) هستند.

وی معتقد است: حفظ حجاب و عفاف، امربه‌معروف و نهی از منکر، کمک به فقرا و نیازمندان، ولایتمداری و دشمن‌شناسی از مهم‌ترین توصیه شهدا است که باید به آن عمل شود.

کم نیستند مادران و‌ همسران شهدایی که این‌چنین با ایثار، صبر و استقامتی مثال‌زدنی همچون سرو ایستاده‌اند و وجود چنین مادران و همسرانی که حیایی فاطمی و صبری زینب گونه دارند مایه فخر و مباهات هر ایرانی است.

و چه شایسته روز وفات حضرت ام‌البنین مادر گرامی حضرت قمر بنی‌هاشم ابوالفضل العباس به نام روز تکریم مادران و‌ همسران شهدا نام نهاده شده است.

اشتراک گذاری